مدیرنو به عنوان شرکت مشاوره مدیریتی و آموزش سازمانی، در طول سالیان با مشکلات و چالشهای کارکنان در ارتباط بوده است. به دلیل درخواست مکرر کارکنان مبنی بر دریافت مشاوره و پاسخگویی به سوالاتشان برای رفع مشکلات کاری آنها، تصمیم گرفتیم خدمت جدید مشاوره کاری رایگان به شما عزیزان ارائه کنیم. پیش از این نیز خدمت رایگان پادکست های کسب و کار را در اختیار شما قرار داده بودیم. “مشاوره کاری رایگان تنها برای کارکنان” بوده و مدیران عزیز میتوانند از این پرسش و پاسخها در جهت بهبود فضای کسبوکارشان بهره ببرند و درصورتیکه به خدمات سازمانی نیاز دارید به صفحه اصلی مدیرنو مراجعه کنید.
ما برای کمک به شما آمادهایم. با ارسال سوالات خود در بخش زیر، در کمتر از 24 ساعت «توسط شخص جناب معبودی» مشاور ارشد مجموعه مدیرنو، پاسخ دریافت کنید.
"*" indicates required fields
سلام خسته نباشید من به عنوان پرسنل خودم برای خودم بیمه میریزم و از کارفرما درخاست دارم که حق بیمه منو پرداخت کنه چقدر باید پرداخت کنه بابت بیمه ؟
سلام روزتون بخیر باشه
برای سوالات مربوط به بیمه باید به مشاوره های امور کار مراجعه کنید .
سلام وقتتون بخیر، رئیس اداره یکی از شعب شهرستان یک شرکت هستم با حدودا ۵۰ زیرمجموعه(۴۰نماینده و ۱۰ همکار مستقیم) پیشنهادتون چه دوره هایی برای بنده و همکاران مستقیمم هست،با توجه به روال سازمانی و عدم مالکیت شخصی کسب و کار- متشکرم
سلام وقتتون بخیر باشه
لطفا با شماره زیر جهت راهنمایی بیشتر تماس بگیرید :
۰۲۱۲۶۲۴۸۷۷۹
سلام وقت بخیر من با ۷ سال سابقه کار وارد شرکت دیگه ای شدم که به لحاظ مالی و حقوق خیلی برام خوب شد الان سال هفتم هست که مشغولم. به لحاظ شخصی مدیرعامل خیلی احترام من رو دارند ولی به لحاظ کاری تا حایی که میتونن فشار میارن که کمترین حقوق رو کسب کنیم. تاخیر ورود ساعتی ۲۰۰ هزار تومان. مرخصی در ماه یک روز. مرخصی ساعتی ۷ ساعت که اگر ۷ ساعت رو بریم انگار یک روز مرخصی رو رفتیم. ساعتی کاری ما از ۷/۵ صبح تا ۱۴/۵ هست درحالیکه ما نیروی فروش هستیم و با بازار کارمون شروع میشه و عملا تا ساعت ۹ بیکاریم.
اگر مشتری چک ش برگشت بخوره حقوق ما رو سر موعدش نمیده
۱۵ روز تعطیل فروردین ماه رو حقوق نمیده و بیمه ش را هم رد نمیکنه حتی اگر بگیم ازحقوق خودمون کم کنید.
عیدی نداریم. گفته اگر بخوام میدم وگرنه ندارید.
همیشه احترام من را دارد. اگر مساعده میخواستم دادند.
حقوق ثابت من نسبت به دو همکار دیگر فروش بیشتره.
ولی سال ۴۰۳ گفت اضافه نمیکنم فقط ۳ تومن اضافه کرد که اونم ازش بیمه و تاخیرات و غیره کم میشه … جشنواره فروش میزاره ولی میگه پورسانت شماها نصف میشه چون دارم به ضرر میفروشم … برای مرخصی روزانه و ساعتی باید صدجور دلیل و برهان بیاریم …
سنوات و سایر بندهای قانونی کار رو نداشتیم تا کنون .. بقول خودشون دلی بوده …
در ضمن شرکت حالت خانوادکی داره یعنی داماد و دختر مجردشون هم اونجا هستند به لحاظ فروش جنس موجودیا اول دست خودشون میرسه و طرحهای خوب و درجات دلخواه رو اول از موجودیا کم میکنند بعد به ما موجودی اعلام میکنند بارها به مدیریت گفتیم ایشون هم گفتن باید درست بشه ولی در عمل تغییری نداشته … حالا اینها رو داشته باشید .. امسال چهارم عید به من زنگ زدن که مدیریت گفتن ما امسال هیچ برنامه ای برای افزایش حقوق نداریم مطابق سال ۴۰۳ حقوق میدیم اگر تمایل دارید که ۱۶ ام بیاین سرکار در غیر اینصورت ما زودتر زنگ زدیم که اگر میخواین دنبال کار باشید زمان داشته باشید ….من تمام عیدم خراب شد ازینکه چطور نیروی با سابقه رو انقد راحت میگن نخواستین نیاین …من تصمیم داشتم که با پیام بگم نمیام ولی پدرم گفتن اگر نری همون کاری میشه که اونا میخوان و برنامه شو داشتند و تو ۷ سال کار کردی مگه میشه بگن نیا توأم نری …پس سابقه و سنواتت چی میشه ..
الان دو روزه دارم میرم طی صحبت گفتن حقوق تغییری نداره ولی اخر سال ۲۰ میلیون تومان عیدی میدیم .. درحالیکه با رِندی حقوقم رو در واقع ۱.۶۰۰ اضافه کرده به اسم عیدی .. و میخواد اخر سال بده که هیچ ارزش ریالی هم نداره با این وضعیت مملکت … از این رفتار و برخورد چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ شخصیتی بشدت ناراحتم گفتم میرم ولی دنبال کار باشم ولی اصلا روحیه کار ندارم از طرفی ازینکه برای هزینه هام و اجاره خونه تو فشارم و مجبور باشم بمونم ناامید و ناراضی ام. لطفا راهنماییم کنید تصمیم درست بگیرم. در ضمن من متولد ۶۲ و مجردم ام بی ای خوندم ..
درود بر شما
وقت بخیر
یه دلیل به جز منطقه امن(هزینهها) بیارید که توی همون مجموعه بمونید.
سلام آقای معبودی وقتتون بخیر باشه .
چند وقت پیش صحبت کرده بودیم راجب سمی بون همکار و صحبت کردن با مدیر نه راجب اون بلکه راجب خودم و ظایفم اینکه بتونم مثمر ثمر واقع بشم .
و تو این ۵ ماه سعی کردم همین مسیر رو ادامه بدم و خیلی چالش های عصبی از طرف همکارم تحمل کردم .
اما الان واقعا به چالش های بدی خوردم همه میگن کار پیدا کن بعد بیا بیرون و پیدا کردن کار زمان میبره ولی میخوام بیام بیرون دیگه مهم نیس بیکار میشم یک روزم نمیتونم اونجا بمونم جز تنش هیچی نداره.
اما نمیدونم چی بگم و چجوری بیام بیرون
ممنون میشم راهنماییم کنید .
درود بر شما
رفتن دلیل نمیخواد، موندنه که دلیل میخواد!
اگه نمیتونید ادامه بدید، استعفا بدید و پیگیر قطع همکاریتون بشید.
سلام آقای معبودی .
آخه بگم میخوام برم میگن دلیلش چیه برای چی میخوای بری
دلیل شخصی!
سلام وقت بخیر
اولش عذرخواهی میکنم🤭🙏
چون باید نه کم نه زیاد جوری که به ماجرا اشراف داشته باشین توضیح بدم برای همین پیامم زیاد میشه .
من تو یک شرکت خصوصی سه کارمند و دو تا مدیر دارم یک فروشنده یک تامین کننده یک حسابدار پانزده اسفند ماه بود مدیر به حسابدار گفت لیست با اسم قطعات که تو سیستم دارین بدین انباردار تا جمع کنه فرداش انباردار اومد گفت لیست انبار بدین گفتم حسابدار نیومده مریض شده نمیاد تامین گفت بیا من میدم اونم لیست به انباردار داد. فرداش مدیر اومد پیگیری دید لیست اشتباه داده شده اومد به حسابدار گفت چرا اینجوری دادین و بحث شد و به تامین گفت چرا دخالت کردین نباید میدادین . گفت لیست براساس سیستم دوباره انبارگردانی کنن.
فرداش مدیر بهم گفت الان دیگه کار نداری گفتم نه خرده ریزه مونده گفت با انباردار برو محصولات با لیست سیستم چک کن و انباردار رو صدا کرد بهش گفت باهم چک کنین بعد تحویل حسابدار بدین گفتیم باشه .
فرداش رفتم به سرانباردار گفتم انبارگردانی تموم شد گفت نه فروشتون بازه من چی جمع کنم گفتم من فروش ده اسفند بستم ، رفتم از تامین کننده پرسیدم گفت نه من فاکتور باز ندارم دروغ میگه حرفاشو باور نکن .
دوباره رفتم به سرانباردار گفتم از تامین پرسیدم گفت فاکتور باز نداریم و تو الان لیست نداری گفت نه ندارم قشنگ تا تا عید اینجاییم .
رفتم دفتر حسابدار نیومده بود به تامین گفتم سرانباردار گفت لیست ندارم گفت بابا دروغ میگه حرفاشو باور نکن .
گفتم اینجوری تا عید اینجاییم گفت نخیر شما دیگه اینجا کاری نداری میری تموم شد . منو حسابدار میمونیم . ( از لحن گفتنش و میمیک صورتش حس بدی بهم دست داد یجوری گفت انگار کلا از اونجا میرم)
گفتم آخه مدیر بهم گفت انبار جمع نشه تا عید اینجاییم ، تامین با سرش نشونه رد حرفم گفت نخیر شما میرید .
با خودم گفتم این اینجوری میگه بعد مدیر اونجوری میگه حسابدارهم نیس که ازش بپرسم . شاید واقعا سرانباردار لیست رو داره پس به مدیر زنگ میزنم اصلا بپرسم لیست به چه صورت باید داده میشد بهشون یه وقت مثل دیروز نشه که به تامین گفت “شما نباید دخالت میکردین”.
زنگ زدم گفتم حسابدار نیستن میخواستم یه سوال بپرسم لیست که به انباردار باید میدادم به چه صورت باید باشه با مکس گفت باید براساس حروف الفبا باشه چطورمگه گفتم هیچی والا سرانباردار میگه لیست ندارم گفت وای نه اینجوری که طول میکشه پرینت بگیرید بدید بهشون گفتم بله میتونم پرینت بگیرم ولی وظیفه حسابدار هست ایشون بیان پرینت میدن بهشون گفت من دارم بهتون میگم پرینت بگیرید گفتم متوجه ام ولی وظیفه ی بنده نیست حسابدار میان بهشون میگم ناراحت شدن گفت اوکی .
بلند شدم برم به سرانباردار یکبار دیگه بپرسم لیست سیستمی داره یا نه، تامین گفت تو الان اینجوری گفتی مدیر با حسابدار دعواش میشه .
گفتم چه ربطی به حسابدار داره ، سرانباردار گفت لیست ندارم مدیر گفت اشکال نداره پرینت بگیر بده گفتم حسابدار میان بهشون میدن .
بعد گفت اصلا مدیر چرا باید به کارمندی که ربطی نداره اجازه دخالت میده( منو میگفت) یه دو روز میخوایم اضافه بمونیما
گفتم چرا شلوغش میکنی چیزی نشده یک صحبتی بین منو و سرانباردار بوده گفت لیست ندارم
گفت اون دروغ میگه حرفاشو نباید باورکنی
گفتم مگه بچه بازیه کاره ها
با چشم غره کوباندن موبایلش به میز پاشد رفت سراغ سرانباردار منم پاشدم رفتم
با لحن خشن بهش گفت تو لیست سیستمی داری گفت آره دارم بعد با انگشت اشاره که بکنه تو چشم گفت بیا دیدی بعد با اشاره و خشم زیاد به سرانباردار گفت این خانم برداشته زنگ زده به مدیر گفته حسابدار لیست رو نداده به انباردار یه اوهوم به من کرد رفت
سرانباردار هم با من بحث کرد تو چرا زنگ زدی چرا گفتی .
رفتم دفتر با تکبر به من نگاه کرد گفت تقصیر مدیره کارمندا رو میندازه به جون هم ، باید تکلیفت مشخص بشه بزار آقای مدیر بیاد میگم بهش.
هیچی نگفتم و داشتم حلاجی میکردم که چی شد یهو اینجوری شد استرس افتاد به جونم
در باز شد و حسابدار اومد داخل با قیافه عصبانی دیدم پشتش سرانباردار وایستاده
فهمیدم بهش گفته جریانو و از قیافه حسابدار معلومه چهارتام گذاشته روش بهش گفته .
حسابدار نشست گفت چی شده آقای مدیر زنگ زده به من میگه همه انگشت میکنن تو انبار و بحث فوق بدی با من داشتن
و هرچقدر سعی کردم بگم من اصلا با شما کاری نداشتم منظوری نداشتم و فقط پیگیری میکردم فایده نداشت.
مدیر هم که اومد حسابدار با عصبانیت و تن صدای بلند بهشون گفت این چیه که همه انگشت میکنن تو انبار هر کی میخواد بره بکنه بره اصلا ،
مدیر سعی کرد فضا رو آروم کنه و رفت بیرون دو دیقه بعد حسابدار صدا کرد بیا بیرون
دیدم سرانباردار و مدیر و حسابدار رفتن بیرون بعد از ۵ دیقه حسابدار اومد داخل عصبانیتش فروکش شده بود گفت بیا هر دفعه یه چی میگه پرسیدم چی شده گفت سرانباردار میگه لیست رو ندارم گفتم دیدی گفتم .
حالا بحث تو چرا گفتی حسابدار لیست رو نداده تموم شده بود رسیدن به اینکه چرا زنگ زدی نباید زنگ میزدی ، به من زنگ میزدی شروع شد . گفتم چه میدونستم اینجوری میشه بچه ها ناراحت شدن من پیگیری کردم . دیگه ادامه ندادم
واقعا فشار روانی اون روز تحمل کردم و کل روز دست و پاهام میلرزید .
دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط
ممنون از صبر شما تا اینجا خوندید ممنون میشم راهنماییم کنید دیگه نمیتونم فضا رو تحمل کنم اگر قرار باشه مدیریت یک مسئولیت بهم بده و اینجوری باهام برخورد بشه دیگه چیزی ازم نمیمونه
انقدر شعورم میرسه که کار کسی دخالت نکنم اگر همکارم شنیده من گفتم حسابدار لیست رو نداده پس اون حرفمم میشنوفت گفتم وظیفه من نیست بیان خودشون میدن .
کاری که بهم گفته شده بود این بود که لیست رو با انباردار چک کنیم بعد تحویل حسابدار بدیم
واقعا نمیدونم چرا اینجوری کردن
اگر انقدر میترسن که اعتبار و ارزش شش هفت ساله کاریشون با یک جمله لیست رو نداده از بین میره
پس بهتره بره والا 😑🙄
درود بر شما
وقت بخیر
نقش و سمت شما چیه در این سازمان؟
اگه چالش برطرف شده چرا همچنان حساسید؟
ممکنه این تنش دیگه تکرار نشه و فشار زائدی هم روی شما نباشه
سلام مجدد .
این دنیا فانیه و تنها چیزی که از ما بجا میمونه خاطراته یاد آدم هاست ، دوست ندارم آدم ها ازم برنجن یا کاری کنم کسی ناراحت بشه
همیشه سعی کردم تو رفتارام تو حرفام محتاط باشم چون به کارما اعتقاد دارم همون قانونه بده بستون و بهشت و جهنم همین دنیاست….
اینم قبول دارم که ما نمیتونیم همه رو راضی نگه داریم و فرشته هم باشی یکی پیداش میشه از بال زدنت خوشش نیاد .
اما هر زمان چالش هایی برام به وجود میاد تو خود چالش سعی میکنم خونسردی خودم حفظ کنم حرفی نزنم بعدش پشیمون بشم این حرف اکثرا میزنن که ” تو دعوا خیرات پخش نمیکنن” قبول ندارم هر چی هم باشه آدم باید عفت کلام خودش رو نگه داره و زود قضاوت نکنه و همه جوانب قضیه رو در نظر بگیره .
با خودم اتفاق رو حلاجی میکنم بررسی میکنم و از افراد با تجربه مشاوره میگیرم اگر مقصر بودم عذرخواهی میکنم و درسم میگیرم اگرم نبودم با طرف مقابل کاری ندارم براش طلب خیر میکنم .
و آقای معبودی تو این ماجرا هرجور هر زاویه نگاه میکنم اگر همکارم پا نمیشد بره سراغ سرانباردار
اینجوری نمیشد .
حسابدار میومد دفتر بدون هیچ عصبانیتی یا تنش ، خودم بهش میگفتم (دیروز مدیر بهم گفت برم انبار لیست سیستم رو با انباردار چک کنم ، امروز از سرانباردار پیگیری کردم گفت لیست رو ندارم شما نبودی و منم در جریان صحبت شما با مدیر نبودم به مدیر زنگ زدم که کدوم لیست و چجوری باید داده میشد به انبار ، گفت چطور مگه گفتم سرانباردار میگه لیست رو ندارم گفت وای اینجوری عقب میوفتیم شما پرینت بگیر بده گفتم درسته میتونم بگیرم ولی خانم حسابدار بیان میدن بهشون) . اونوقت خانم حسابدار بهم میگفت من نمیتونم لیست رو بدم میپرسیدم چرا میگفت خانم تامین کننده سند باز داره نبسته ، ببنده بعد میدم . تامام
همین و نه تنشی بود نه چیزی . اگر اشتباه فکر میکنم بهم بگین 🙏
خانم حسابدار یک فرد مهربون دلسوز ولی حساس به حرف و حرکات آدم ها جوری که یه بار طی کشیدم ردش افتاده بود و یک ساعت هر ده دیقه هی میگفت نباید میکشیدی منم میگفتم چایی ریخت مجبور شدم بکشم، بعد یک ساعت بخیر گذشت خانم تامین کننده بلند شد یه پارچ آب ریخت طی کشید دوباره ماجرا چرا کشیدی نباید میکشدی باز شد نیم ساعت تو غر زدن بود من هیچی نگفتم فقط گوش میدادم سر تایم نهار بود خانم تامین کننده پاشد بره غذاش داغ کنه گفت عهههه یک لکم اینجاعه که اینو ندیدم 😒 باز دوباره حسابدار غر زد 😑. آدم های اطراف خانم حسابدار نقاط قوت وضعف ایشون رو شناختن و متاسفانه به نفع خودشون سواستفاده میکنن.
آقای معبودی این یکی از تنش های روزانس 🤣
سرکار نیس بخدا میدون جنگه🤣🔫😐
سلام روزتون بخیر باشه
فروشنده هستم .در کنار مسئولیت های فروش کار تبلیغات شبکه های اجتماعی و سوشیال مدیا انجام میدم و تولید محتوا میکنم . موقع ثبت سفارش های مشتریان هم وصول مطالبات میکنم . حالا زمانی هم که ایده ای یا فکری دارم به مدیر میگم استقبال میکنه .
پیشنهاد:
دنبال مقصر گشتن دردی رو دوا نمیکنه.
اگه تنشها اینجوری گه گاهیه، خیلی حساس نشید.
انتظار رفتار منطقی رو از دیران نداشته باشید.
آدمها رو ببخشید، یعنی روی رفتار بدشون گیر نکنید.
سعی کنید توی کارتون متمرکز بشید و هر روز ارزش افزوده بیشتری رقم بزنید.
سلام آقای معبودی وقتتون به خیر و نیکی
ممنونم بابت پاسخگویی 🙏
اتفاقا تمرکز رو کارم داشتم که اینجوری شد.
سلام وقتتون بخیر
برای پیشرفت کاری ، وتغییر فیلد کاری به تهران مهاجرت کردم بعد از چند ماه یک جا کار پیدا کردم اول فکر کردم همونجایی هست که فکر میکنم از نظر کاری و علمی بعد متوجه شدم خیر اینطور نیست و بیشتر کارها ارسال میشه
مدیر مجموعه اخلاق خاصی از روز مصاحبه داشت
مثلا میگفت به منشی نگو برای مصاحبه اومدی
یا با فلانی زیاد حرف نزن میخوام بگم بره
منی که تازه چندساعت اول کارم بود
به من اجازه ورود به بخش و نمیداد تا اول پروتکل ها بصورت کامل یاد بگیرم و من داخل دفتر کارم که مربوط به تجربه این ده سالم هست مینوشتم و جلو خودش هم بود یکبار گفت پروتکل ها و بیرون نبری گفتم خیر دفترم داخل ازمایشگاا هست !
دو ماه اونجا بودم دفترم داخل کمد و نیازی هم به دفترم داخل بخش نداشتم
ده روز مونده به عید اول صبح عذرمن و خواست و تهمت زد چرا تو دفترت نوشتی پروتکل ها و و اینکه دفتر کاری من هم بدون اجازه برداشته و دستش هست من اومدم بیرون و شک از رفتارشون و نمیدونم چیکار کنم
۱-احساس بدی دارم من و تو شرایط سخت قرار داد بدون از قبل گفتن کارم و ازدست دادم ( هرچند خودم دنبال کار بودم متوجه شده بودم موندگار نیستم اما یکدفعه امادگی نداشتم)
۲- بیمه این دوماه میترسم رد نکنه چون حقوق هم میخواست نده که گفتم نامه بدید به اداره کار و ادعاتون که واریز کردند
۳- دفتر این همه سالم دستش مونده گفته باید نوشته هات و مربوط به خودمون پاره کنم بعد دفترت و بیا ببر
من چیکار کنم؟؟
درود بر شما
وقت بخیر
۱- اگه دنبال کار بودید پس به کاری که اون فرد کرده تمرکز نکنید
۲-بیمه رو پیگیر بشید، هرچند ممکنه این کار رو انجام ندن و مجبور بشید قانونی اقدام کنید
۳- نهایتا پیگیر دفترتون بشید، هر اطلاعاتی هم که توش نوشته باشید با جستجوی دوباره میتونید به دست بیارید.
ممنونم 🙏🏻
من تویسازمانیکار میکنم محیطسنیهست ومدیرش مایکرو منیجر هستش ومنبه کمپانیملحقشدم اطلاعات پایین واحناج به مشاوره دارمدرچند خطنمیتونم بنویسم
درود بر شما
وقت بخیر
باید با کارشناسانمون صحبت کنید تا اطلاعات لازم رو در اختیارتون بذارن
این که مدیر میدونه چقدر یکی از نیروهاش خاص و مهمه و چه فشاری روش هست و اینو بیان میکنه که شما خیلی زحمت میکشی ولی هیچ کاری برای اون نیرو انجامنمیده و هیچ پاداشی براش در نظر نمیگیره رو باید چی کار کرد؟ با اون مدیر باید چطوری برخورد کرد؟
درود بر شما
از دو حال خارج نیست:
۱- مدیر نمیخواد این قدردانی رو از طریق پاداش و پرداخت مالی انجام بده، که در اینصورت شما بیان هم کنید یا بهانه تراشی میکنن یا ممکنه حتی به گوشه رینگ پرتاب بشید(قطع همکاری یا ادامه همکاری با همین شرایط)
۲-مدیر نمیتونه پرداخت مالی برای قدردانی داشته باشه و دلیلش هم شرایط بد سازمانه
۲.۵-مدیر آگاه نیست که تلاش بیشتر علاوه بر تشکر و قدردانی نیاز به مشوق های مالی هم داره
سوال: مدیرتون کدوم یکی از این موارده؟
ممنونم بابت پاسختون با صحبت و گفت و گو با مدیرم مشکل حل شد خدا رو شکر 🙏🏻
سلام در محیط کارم افراد سمی زیادی وجود دارند. حدود یک ماه هست که با خانمی که مدیر مستقیم من نیست و در بعضی کارها مانند گرفتن تاییدیه اسناد باید به ایشان مراجعه کنم سر همین بی احترامی کردنش، درگیری لفظی پیدا کردم و از اون موقع به بعد ایشان به شدت با من زاویه دارند و برای من حاشیه درست میکنند و محیط کار به شدت برای من زننده شده طوری که با استرس زیاد در محیط کار هستم و صبح ها به زور به سر کار میروم لطفا منو راهنمایی بفرمایید چه کاری انجام بدهم و شرایط رو چگونه مدیریت کنم.
درود بر شما
وقتتون بخیر
اول که بپذیرید نمیتونید اون فرد رو مدیریت کنید
دوم تلاش کنید جلوی کش اومدن این تنش رو بگیرید(حداقل هیزم این آتش نشید)
سوم با فرد مربوطه صحبت کنید و این اطمینان رو بهش بدید که با خود فرد مشکلی ندارید و چالش بی احترامیه
چهارم،هر کاری میکنید از کوره در نرید. چون هیچ کمکی به بهبود اوضاع نمیکنه
پنجم، اگه از پس مدیریت شرایط بر نیومدید از فرد سومی که هم روی اون فرد تاثیرگذار باشن و هم برای شما کمک بخواید
سلام وقت بخیر
چطور با اون خانم صحبت کنم و این اطمینان رو بدم که مشکل بی احترامی کردن هاش هست درصورتی که مدل برخوردهای اون فرد از بالا به پایین هست و اصلا با من صحبت نمیکنه و کارهایی که به من مربوط میشه رو مستقیما از مدیر من پرس و جو میکنه؟ حتی یکبار هم در راهروی اداره حرفی را با داد زد که من بشنوم.
حتی مواردی رو به کارشناسهایش میگه که مستقیم به رئیسم بگویند ولی در کل من باید جوابش رو آماده کنم و بفرستم و اما رئیسم خیلی بی خیال هست و به من اشتباه میگه که ایشون چی گفتن و چی میخواستن. اینطوری باعث میشه که بیشتر برای من دردسر درست کنه.
درود مجدد
قبلش باید بدونید که گاهی ممکنه تمام راههای اصولی رو طی کنید اما بازم به نتیجه مطلوب نرسیم.
بهتره در ابتدا بررسی کنید که آیا رفتارها یا لحن کلام یا گفتارهایی از شما وجود داره که ایشون رو به تکرار چنین رفتاری جری کنه؟
بعد از اون ماجرا دیگر با اون خانم برخوردی نداشتم و حتی دیگر در اتاقشون نرفتم و الان که چنین رفتارهایی از این خانم می بینم فقط سکوت میکنم و هیچ واکنشی نشون نمیدم و حتی سعی میکنم طوری رفت و آمد کنم که ایشان رو نبینم و اگر هم ایشان در راهرو اداره باشند طوری رد میشوم که نگاهم به اون خانم نیافته.
به طور کلی برخورد من در محیط کار آرام و مهربانانه است. سعی میکنم دیگران رو درک کنم و حتی بهشون در انجام کارها کمک کنم و اینطوری استرس به کسی وارد نکنم و حتی به کسی بی احترامی نمی کنم. همین انتظار رو هم از دیگران در مقابل خودم دارم.
ولی در مورد این خانم باید عرض کنم که ایشون اکثر مواقع با تیکه با من حرف میزدند و اینطور که از بقیه شنیدم و متوجه شدم اکثر همکارها با ایشان یکبار درگیری رو داشتند. حتی اکثر افرادی که زیردست این خانم کار میکنند هم زود به زود از اون اداره جابجا میشوند.
درود مجدد
نادیده گرفتن آدمها خصوصا فردی که باهاش به مشکل خوردید، به معنی برخورد آرام و مهربانانه نیست، حداقل از طرف مقابل چنین چیزی برداشت نمیشه.
مجدد باید خدمتتون عرض کنم که ممکنه بهترین راه برطرف کردن مشکل مذاکره مستقیم و بی واسطه باشه
چطور با چنین شخصی مذاکره کنم که احتمال توهین و پرخاش از سمتش زیاد هست؟
حتی آخرین بار منو از اتاقش بیرون کرد و گفت دیگه پاتو تو اتاق من نذار.
اگر هم بشود مذاکره کرد چه چیزهایی باید بگم؟
قانون اینه که رابطه ای که خراب میشه یه شبه اتفاق نمیوفته، پس انتظار بهبود یه شبه یا وجود فرمول اصلاح یکباره نداشته باشید.
اگه تنش در اوج خودش قرار داره، بهتره به خودتون و ایشون زمان بدید. تواما جلوی اشتباهات رفتاری و گفتاری خودتون رو بگیرید. و روی هوش اجتماعی و مهارتهای ارتباطی خودتون کار کنید لطفا.
https://modirno.org/syw/
من یکسال هست درشرکتی کار میکنم و معرفم مدیرعامل هستش مدیر سرپرست خودم بشدت دارن خرابم میکنن و قرارداد دوماهه باهام دارن میبندن که نارضایتیشونو نشون بدن و تو جلسه ای که با مدیر عامل داشتیم مدیرم نتونست ایشونو قانع کنه و ایشون حق رو تا حدی بمن دادن ولی من اگر قراردادم دوپاهه بسته بشه قصد دارم استعفا بدم و غرورم اجازه نمیده بمونم میشه بگین تو این شرایط رفتار درست چی هست خیلی سردرگمم
درود بر شما
چرا قرارداد ۲ ماهه به غرورتون آسیب میزنه؟
سلام وعرض ادب
معلم مدرسه ای هستم
که دراون محیط زیادتبعیض میزارند
مثلا شاگردای زرنگ توکلاس بندی دریک کلاس اونهایی که متوسط ضعیف درکلاس دیگری هیچی سلامتی معلم براشون مهم نیست یا ابنکه یک معلم ۵سال طبقه سوم با ۴۰تاپله ی معلمم بدون هیچ مشکلی طبقه اول درکل خیلی پارتی بازی میشه موارد زیادی هم هست.
بصورت گزارس رد کنم یا جه به جا بشم که دراین صورت ممکن مدارس دیگه هم مشکلات دیگری داشته باشد
درود بر شما خانم رها
سازمان بدون چالش نداریم
برای بهبود فضا تلاش کنید اما منتظر معجزه نباشید.
خروج شما از این سازمان به معنی پایان چالشهای سازمانی نیست، پس منتظر بهشت برین نباشید.
سپاس گزارم
سلام و وقت بخیر
مدیر میانی یک شرکت هستم، قبلا متوجه شده بودم که یک کارمند سمی در سیستم وجود دارد که پشت سرمن با مدیران ارشد صحبت میکند تا دیروز ویس از ایشون بدستم رسید و متوجه شدم که دقیقا این عمل زشت رو انجام داده، سوالم اینجاست که چه برخوردی در حال حاضر صحیح است؟؟
درود بر شما
وقت بخیر
وویس از چه طریقی به دستتون رسید؟
سلام وقتتون بخیر بنده حدود ۹ ماه هست که وارد بانک شدم و متاسفانه همین ابتدای کار من رو شعبه ای فرستادن که حجم کار به شدت زیاده و محیط سمی هست و دلزده شدم. مدیران هم رسیدگی نمیکنن و میگن باید شرایط رو تحمل کنید. من هم هدف اصلیم کار بانک نیست و میخوام مسیر فریلنسری رو شروع کنم اما اینجا اصلا تایمش اجازه نمیده و انگار توی این ۹ ماه به اندازه ۹ سال کار کردم. میخوام استعفا بدم اما نگرانم. به نظرتون مرخصی بدون حقوق تصمیم بهتری هست یا ایتعفا؟
درود بر شما
دلیل خروجتون محیط سمی و فشار کاریه یا تلاش برای تحقق اهداف شخصی از پیش تعریف شده؟
سلام وقتتون بخیر.
جناب معبودی من توی گلفروشی کار میکنم و از اونجایی که حقوق و مزایای خوبی ندارم تصمیم گرفتم کلا برم بعد از عید از اونجا.حالا یکی از همکارهای سابقم توی گلفروشی ازم خواسته که برم پیشش کار کنم.خواستم بدونم به لحاط اخلاقی درستش اینه که من چیکار کنم؟قبل از عید برم پیش همکارم کار کنم یا اینکه باید بعد از عید برم که شلوعی ها تنها نزارم مدیر فعلی م رو.البته ما هیچ قراردادی هم نداریم بیمه هم نیستم هیچی.
و سوال دومم اینه اینکه بخوام یک شیفت جای فعلی باشم یک شیفت پیش همکارم به نطرتون غیر اخلاقی ه؟ایا باید مدیرهامو در جریان بزارم؟
واقعا نمی دونم درستش چیه.
درود بر شما
وقت بخیر
حرفه ایش اینه که به مدیرتون اعلام کنید که پایان سال از مجموعه جدا میشید.
من در شرکتی کار میکنم که کارآموزهای زیادی در رفت و آمد هستن و از بین اونها نیروهای جدید انتخاب میشن و طبیعتاً هر کدوم از اونها توانمندی های خاص خودشون رو دارن.
بخشی که من در اون هستم با سابقه ترین شخص من هستم و عملا میشه گفت این بخش رو من کوبیدم و از نو ساختم و همیشه وعده سرپرستی این بخش به من داده شده و با این وعده کارهای زیادی از من کشیده شده..
مدتیه که کارآموزهایی اومدن که به نظر توانمندی های زیادی دارن
این من رو نگران میکنه و میترسونتم که تمام زحماتم توسط یه شخص تازه راه یافته به فنا بره..
میتونید راهنماییم کنید که چه استراتژی ای باید داشته باشم؟!
درود بر شما
وقت بخیر
سازمان خصوصیه یا دولتی؟
خصوصی
درود مجدد
ورود یک فرد جدید چرا باید شما رو بترسونه؟
توی مسیر چندساله تون چند درصد رشد کردید؟
توی سیاه ترین حالت ممکن، اگه کسی بخواد جاتون رو بگیره چه اتفاقی میوفته؟
وقت بخیر
ورود هر فرد جدیدی نه، ورود فرد جدید و توانمند نگرانم میکنه… نگرانم میکنه از این جهت که همه ی زحمت هام برای ارتقا شغلی از بین بره و اون فرد بتونه سرپرست بخش بشه…
توی مسیر شغلی ای که داشتم با اینکه در پوزیشن های مختلف کار کردم و همه جوره و در هر نقشی کار شرکت رو بردم جلو اما همیشه یه کارشناس ساده بودم و با وعده سرپرستی اومدم جلو…
در سیاه ترین حالت اگر کسی پوزیشنی که من براش تلاش کردم رو بگیره مجبورم مجموعه رو ترک کنم و برم جای دیگه از اول شروع کنم…
ترس از ورود آدم توانمند میتونه نتیجه عدم رشد مطلوب شما و کم بودن اعتماد به نفس باشه، پس حتما روی رشد مهارتهاتون سرمایه گذاری و برنامه ریزی کنید.
سیاه ترین حالت هم میتونه براتون خیر باشه، چرا؟
از نظر اعتماد به نفس باید بگم حق با شماست من توش ضعف دارم…
اما عدم رشد مطلوب رو توش شک دارم.. الان مدیرم به قدری به من مطمئنه که هیچ یک از کارهای من رو چک نمیکنه، امضا منو ببینه زیر مدارک با یه نگاه سطحی و مطمئن رد میکنه…
اما چیزی که هست فرد جدید و توانمند تایم آزاد زیادی برای آموزش داره و ارتقا خودش و من این تایم آموزش رو ندارم چون حجم کاری بالایی دارم…
سیاهترین حالت چطور میتونه خیر باشه وقتی مجبور باشی همه تلاش هاتو بذاری و بری و دوباره از اول خط شروع کنی؟
خانم مهسا
به عقب و مسیری که توی زندگیتون طی کردید نگاه کنید!
چندبار تو زندگی با موضعیتهایی مواجه شدید که فکر میکردید بلای آسمانی توی زندگیتون نازل شده و اتفاقا پوستتون هم کنده شد و بعد از گذشت زمان متوجه شدید همون بلا و بحران تبدیل شد به تغییر مسیر زندگی تون و دستاوردهای جدید؟
سوال بعدی:
مطمئنید زمان آزاد ندارید؟
سوال بعدی:
آیا داشتن اعتماد مدیر به امضا شما به معنی روند رشد مطلوب شماست؟
بله متوجه هستم ممکنه این اتفاق خودش باعث تغییر بزرگی تو زندگی من بشه ولی خب تغییر همیشه سخت بوده و هست…
من در شرکت از نه ساعت حضور هشت ساعت و سی دقیقه مستمر پای کارم وقت کم هم میارم مگر اینکه منظورتون از تایم آزاد خارج از تایم کاری باشه؟!
نمیدونم خب فکر میکنم وقتی مدیرم این اعتماد رو به کس دیگه ای نداره نشون میده که حداقل من خوب عمل کردم تو این مسیر..
منظورتون از رشد مطلوب دقیقا چیه؟
ما دو نوع رشد داریم:
رشد تجربی که براساس افزایش سن کاری به دست میاد
و رشد برنامه ریزی شده که براساس آموزشهای مدون به دست میاد و سرعتش بسیار بالاتر از رشد تجربیه
من پاسخ سوال اصلی خودم رو این بین گم کردم!
یعنی منظورتون اینه کلا تمرکزم رو رشد مطلوب باشه و اهمیتی ندم که موقعیت شغلیم از دست بره و یا حتی برم جای جدید؟
پاسخ اینه که دلیلی برای ترسیدن وجود نداره. پس با قدرت به راهتون ادامه بدید