چگونه تیم پاسخگو بسازیم؟

پادکست های کسب و کار و مدیریتی و منابع انسانی

علی معبودی مشاور کسب و کار و مدیرعامل مجموعه مدیرنو

پادکست هایی که در این صفحه و در داخل مقالات می شنوید، حاصل سالها تجربه اجرایی بنده در زمینه مشاوره و مدیریت کسب‌وکار و منابع انسانی است که در راستای مسئولیت اجتماعی ما، به صورت کاملا رایگان در اختیار شما قرار گرفت. امیدواریم با شنیدن نکات و اجرای آنها در محیط کارتان، شاهد رشد و توسعه هر چه بهتر کسب و کارها باشیم.

پیشنهاد مطالعه

در رابطه با: (چگونه تیم پاسخگو بسازیم؟) بیشتر بدانید

پاسخگویی، چیزی نیست که با یک جلسه یا ارسال یه ایمیل آئین نامه سازمان به کارکنان بسازیمش یا حتی با یه نرم افزار بتونیم پیاده سازی کنیم. پاسخگویی، نتیجه‌ی یک سیستمه و اگر اون سیستم رو نسازیم، هیچ آدم خوبی به‌تنهایی نمی‌تونه جلوی فروپاشیش رو بگیره. چرا تیم‌های با کیفیت هم غیرپاسخگو می‌شن؟ بذارید یه چیزی رو روشن کنم. پاسخگو نبودن، معمولاً ربطی به تنبلی یا بی‌مسئولیتی افراد نداره. توی بیشتر تیم‌هایی که باهاشون کار کردم، آدم‌ها می‌خوان کارشون رو خوب انجام بدن اما مشکل جای دیگه‌ست!

امروز می‌خواهیم درباره موضوعی صحبت کنیم که احتمالاً دغدغه‌ی خیلی از مدیران، رهبران سازمان‌ها و حتی خودِ اعضای تیم‌هاست: «چگونه یک تیم پاسخگو بسازیم؟»

خیلی از اوقات وقتی با مدیران صحبت می‌کنیم، از این گلایه دارند که: «چرا کارهای تیم پیش نمی‌رود؟ چرا وقتی مشکلی پیش می‌آید، همه همدیگر را متهم می‌کنند؟ چرا کسی مسئولیت اشتباهات را به عهده نمی‌گیرد؟»

واقعیت این است که پاسخگویی (Accountability) چیزی نیست که با یک جلسه، دستورالعمل یا استفاده از یک نرم‌افزار مدیریت پروژه مثل ترلو یا جیرا به دست بیاید. پاسخگویی خروجی و نتیجه‌ی یک سیستم است. اگر سیستم سازی سازمان شما درست طراحی نشده باشد، هر چقدر هم که افراد بااستعدادی داشته باشید، خروجی کار پاسخگویی نخواهد بود.

 

۱. تفاوت پاسخگویی نمایشی و پاسخگویی واقعی

اولین چیزی که باید به آن توجه کنیم، تفاوت بین «پاسخگویی نمایشی» و «پاسخگویی واقعی» است.

پاسخگویی نمایشی (Reacting): زمانی رخ می‌دهد که کار خراب شده است و حالا فرد شروع می‌کند به توجیه کردن و توضیح دادن اینکه چرا این اتفاق افتاد. این نوع پاسخگویی در واقع یک رفتار دفاعی است؛ یعنی فرد تلاش می‌کند صندلی خودش را حفظ کند و تقصیرها را گردن بقیه بیندازد.
پاسخگویی واقعی (Proactive Accountability): یعنی فرد قبل از اینکه بحرانی رخ دهد، متوجه انحراف می‌شود و هشدار می‌دهد. در پاسخگویی واقعی، فرد خودش را مالک (Owner) نتیجه می‌داند، نه فقط انجام‌دهنده‌ی یک تسک یا وظیفه.

۲. سه ستون اصلی پاسخگویی

برای اینکه بتوانیم پاسخگویی را در تیم نهادینه کنیم، باید سه ستون اصلی را در سیستم خود بسازیم:

ستون اول: وضوح مالکیت (Ownership Clarity)

بسیاری از مواقع، دلیل عدم پاسخگویی این است که افراد اصلاً نمی‌دانند دقیقاً مسئول چه چیزی هستند. وقتی می‌گوییم «همه مسئول این پروژه هستند»، در واقع یعنی «هیچ‌کس مسئول آن نیست». مالکیت باید کاملاً شفاف، فردی و مشخص باشد. هر پروژه یا تسک کلیدی باید یک مالک (Owner) داشته باشد که مسئول نهاییِ خروجیِ آن کار است.

ستون دوم: دیده شدن نتیجه (Result Visibility)

کارها و نتایج باید دیده شوند. سیستم باید به گونه‌ای طراحی شود که همه بدانند کارها در چه وضعیتی قرار دارند. وقتی عملکردها و پیشرفت کارها شفاف و قابل‌مشاهده باشد، افراد به طور طبیعی تلاش می‌کنند بهترینِ خودشان را ارائه دهند؛ زیرا می‌دانند خروجی کارشان مستقیماً روی بقیه اعضای تیم تأثیرگذار است و دیده می‌شود.

ستون سوم: پیامدهای واقعی (Consequences)

پاسخگویی بدون پیامد معنا ندارد. اگر در تیمی فردی که کارش را عالی انجام می‌دهد با فردی که مدام کارها را به تعویق می‌اندازد یا کیفیت پایینی ارائه می‌دهد هیچ تفاوتی در پاداش، جایگاه یا برخورد نداشته باشند، سیستم پاسخگویی به مرور زمان نابود خواهد شد. پیامدها لزوماً منفی یا تنبیهی نیستند؛ تشویق، ارتقا و به رسمیت شناختن کارهای خوب، پیامدهای مثبتی هستند که پاسخگویی را تقویت می‌کنند. در مقابل، برای کسانی که پاسخگو نیستند نیز باید پیامدهای مشخص و شفافی وجود داشته باشد.

 

مشاوره کسب و کار مدیرنو

 

۳. خطر سختگیری بدون امنیت روانی (Psychological Safety)

یک نکته بسیار حیاتی که مدیران باید به آن توجه کنند این است: سختگیری بدون امنیت روانی، فرهنگ ترس می‌سازد.

اگر شما مدام روی پاسخگویی تأکید کنید و پیامدهای سختی بگذارید اما در تیم «امنیت روانی» وجود نداشته باشد، افراد به جای پاسخگو بودن، پنهان‌کار می‌شوند. آن‌ها اشتباهات خود را مخفی می‌کنند، مشکلات را گزارش نمی‌دهند تا زمانی که کار از کار بگذرد و به یک بحران بزرگ تبدیل شود.

برای اینکه افراد پاسخگو باشند، باید بدانند که می‌توانند اشتباهات خود را بدون ترس از قضاوت یا تنبیه شدید و ناعادلانه گزارش کنند. امنیت روانی به افراد جرئت می‌دهد که بگویند: «من در این کار اشتباه کردم و این هم راه‌حل من برای جبران آن است.»

 

۴. نقش محوری مدیر؛ پاسخگویی از بالا شروع می‌شود

به عنوان مدیر یا رهبر تیم، شما نمی‌توانید از تیم خود چیزی را بخواهید که خودتان به آن عمل نمی‌کنید. اگر خودتان به قول‌ها و ددلاین‌هایتان متعهد نباشید، اگر وقتی مشکلی پیش می‌آید تقصیر را گردن شرایط یا عوامل بیرونی بیندازید، تیم شما هم دقیقاً همین رفتار را الگوبرداری خواهد کرد. پاسخگویی در یک سازمان و تیم، همواره از بالاترین نقطه آن شروع می‌شود و به پایین نفوذ می‌کند.

 

 

۵. مدل چهار مرحله‌ای برای پیاده‌سازی پاسخگویی

در نهایت، برای اینکه از فردا بتوانید این موضوع را در تیم خود پیاده کنید، این مدل چهار مرحله‌ای را به یاد داشته باشید:

  • تعریف مالکیت روشن: برای هر کار یا پروژه بزرگ، یک نفر را به عنوان مالک نهایی تعیین کنید.
  • مشاهده‌پذیری نتایج: ابزارها و روش‌هایی ایجاد کنید که پیشرفت کارها به طور شفاف برای همه اعضا قابل‌مشاهده باشد.
  • ایجاد امنیت روانی: فضایی بسازید که افراد ترسی از گزارش مشکلات و اشتباهات در مراحل اولیه نداشته باشند.
  • تعیین پیامدهای پایدار: پیامدهای مثبت برای پاسخگویی و پیامدهای مشخص برای عدم پاسخگویی تعریف و به آن‌ها عمل کنید.

امیدوارم این نکات به شما کمک کند تا تیمی هم‌دل‌تر، پاسخگوتر و در نهایت موفق‌تر بسازید. متشکرم از توجه شما.

به دنبال چه می گردید؟

بنر مشاوره گروهی مدیرنو
09046087468
02126248779
بستن