مدیرنو به عنوان شرکت مشاوره مدیریتی و آموزش سازمانی، در طول سالیان با مشکلات و چالشهای کارکنان در ارتباط بوده است. به دلیل درخواست مکرر کارکنان مبنی بر دریافت مشاوره و پاسخگویی به سوالاتشان برای رفع مشکلات کاری آنها، تصمیم گرفتیم خدمت جدید مشاوره کاری رایگان به شما عزیزان ارائه کنیم. پیش از این نیز خدمت رایگان پادکست های کسب و کار را در اختیار شما قرار داده بودیم. “مشاوره کاری رایگان تنها برای کارکنان” بوده و مدیران عزیز میتوانند از این پرسش و پاسخها در جهت بهبود فضای کسبوکارشان بهره ببرند و درصورتیکه به خدمات سازمانی نیاز دارید به صفحه اصلی مدیرنو مراجعه کنید.
ما برای کمک به شما آمادهایم. با ارسال سوالات خود در بخش زیر، در کمتر از 24 ساعت «توسط شخص جناب معبودی» مشاور ارشد مجموعه مدیرنو، پاسخ دریافت کنید.
"*" indicates required fields
سلام وقت شما بخیر احتراما” بنده به مدت ۱۴ سال هست که کارمند منابع انسانی در شعبه اهواز یک شرکت بزرگ هستم و شخصا” امورات کل پرسنل اهواز رو که حدود ۳۰۰ نفر هستن رو به تنهایی به نحو احسن انجام میدم. تمام سمت های خوبی که در چارت واحد ما هست رو به کارکنان ما در تهران میدهند و بنده رو درحد یک کارمند جز نگه داشتند. سابقه کاری همکارانم در تهران و حتی توانایی ایشان نیز بسیارکمتر از بنده است و هرزمانی که دراینخصوص بامدیر بالادستم صحبت کردم که حق من است که پیشرفت کنم و حتی مرا به واحد دیگری انتقال دهید بامخالف مواجه میشوم و به راحتی حق بنده سالهاست مایمال شده . خواهشمندم راهنمایی کنید در این خصوص چکار کنم ؟ متشکرم
درود بر شما خانم سارا
وقت شما هم بخیر
شرکت، یک مجموعه دولتی یا خصولتیه؟
سلام خسته نباشید من سرپرست خط تولید یک شرکت تولیدی صنایع پوب هستم و از سال ۱۴۰۰ اینجا مشغول به کارم تو این مجموعه به شدت پیشرفت کردم و دستاورد های خوبی بدست اورم ولی خیلی هم اذیت شدم بابت این امر حالا بعد از گذشت سه سال مدیر مجموعه کاملا رفتارش نامحترمانه شده و به کل من رو تبدیل به یک مترسک خیمه شب بازی کرده تمام اتفاقایی که توی خط تولید میوفته توسط خودش دستور داده میشه و چک میشه و من عملا اینجا هیچ کاره ام حالا واقعا شرایط خوبی ندارم و نمیدونم باید چه تصمیمی بگیرم از یک طرف برای این جایگاه خیلی تلاش کردم و به این شغد نیاز دارم از یک صمت غرورم اجاطه ادامه همکاری تو این وضع رو نمیده ممنون میشم اگر راهنمایی کنید که چه تصمیمی بهتره
درود بر شما خانم راد
وقتتون بخیر
باهاشون صحبت کردید که چرا این تغییر رفتار رقم خورده؟
سوال بعدی:
آیا از عدم تغییر رفتار خودتون (ناخودآگاه) مطمئنید؟
خسته نباشید خیر این بار صحبتی باهاشون نداشتم ولی سری پیش که این اتفاق افتاد باهاشون صحبت کردم که شما به عنوان مدیر باید شفاف عمل کنید و این رفتار ها باعث منفعل شدن من میشه و تفکر من رو بهم میریزه برای یک مدت اون رفتار درست شد ولی باز هم دوباره اون اتفاق افتاد و همون رفتار ها به شدت بیشتر تکرار میشه
بنده هیچ تغییر عملکرد یا رفتاری نداشتم البته هفته گذشته درخواست مرخصی دادم که در جواب به من دوبار گفتن که حالا با هم صحبت میکنیم و بار اخر که پیگیر نتیجه شدم گفتن من نظرم منفی نیست ولی خودت میدونی … ولی بعد اون مرخصی بدون صحبتی عملا کل اختیارات من رو ازم گرفتن و این رفتار رو کردن
خانم راد
باهاشون مستقیما صحبت کنید و دلایل چنین تغییر رویه ای رو جویا بشید.
حتی ممکنه، شما هم دچار سو بردداشت شده باشید.
سلام وقتتون به خیر
وقتی مدیری که برای واحدی گذاشتن به وضوح مناسب اون واحد نیست و منو زیر دست ایشون گذاشتن که هر کاری که میکنم رو به ایشون گزارش بدم در حالیکه قبل از ایشون همین کار و زیر نظر مسئولی با سمت بالاتر از ایشون انجام میدادم و هیچ مشکلی نبود و حتی خطایی هم رخ نداده بود.من چیکارباید بکنم؟
اون مسئول با سمت بالاتر از این واحد هم که قبلا زیر نظرشون بودم کلا از دسترسی به واحدمون منع کردن.
در حالیکه واقعا خروجی کار خیلی عالی بود.اصلا این تغییر رویه رو نمیفهمم.با رئیس اصلی مرکز هم صحبت کردم تایید میکردن که کار عالی پیش میرفته اما اصرار داشتن که باید این رویه جدید انجام بشه
حتی همین الان که دارم این پیام مینویسم بهم خبر دادن که اتاقم باید عوض بشه و دقیقا بره بغل اتاق همین آقایی که به نظرم اصلا مناسب مسئول واحد بودن نیستن.
این حس که انگار طاقت اختیار بیشتر منو نداشتن و قصد کنترل منو دارن واقعا عصبانیم میکنه. چیکار کنم؟😭
درود بر شما
وقتتون بخیر
سوال:
دلایلتون برای اینکه مدیر یا مسئول جدید مناسب اون واحد نیست رو عنوان میفرمایید لطفا
ممنونم
دلایلم اینه که
ایشون سالها فقط مسئول دفتر رئیس مرکز بودن و از ریز روند کاری و جزئیات واحد های مختلف آشنا نیستن.انگار که یه نیرو صفرکیلومتر رو مدیر کرده باشن.برای همین هرجایی که توی پرونده ها به چالش یا سوال تخصصی میخوریم و به عنوان مدیر واحد به ایشون اطلاع میدیم همیشه خدا جوابشون اینه که: منکه نمیدوووونم بی زحمت به مدیر قبلی زنگ میزنی بپرسی که مطمئن بشیم؟😑
عملا هیچ قدرت تصمیم گیری ندارن.نظر و رای قاطع ندارن و به عنوان مسئول واحد مسئولیت تصمیم انگار نمیخوان گردن بگیرن.در صورتیکه یه سری مسائل واقعا باید با تصمیم مسئول واحد باشه.مدیر قبلی ولی سریع بود رای قاطع میداد.کار راه مینداخت.
به شدت احساسی هستن و اگه هم زحمت بکشن تصمیمی یا رای نهایی بدن انقدر بی منطق و غیر واقع بینانه است که من مجبورم کلی انرژی بذارم که با دلایل منطقی قانعشون کنم . چندبار هم تو دلم گفتم به من چه بذار همین رویه پیش بره بفهمن نمیتونه تصمیم مناسب بگیره ولی به جاش خودمو خواستن و مجبور شدم کار اشتباهشون اصلاح کنم.
یا مثلا گفتن هر پرونده رو با جزئیات به ایشون از این به بعد گزارش بده.بعد من دارم گزارش میدم با جزئیات یه جوری نگاه میکنن انگار ژاپنی حرف میزنم.و همییییشه هم آخرش میگن خب الان میخوای چیکار کنی با این پرونده؟ یا شروع میکنن به بی ارزش کردن اون همه زمانی که گذاشته شده برای حل پرونده و میگن خبببب اینم پس چیزی نبوده
دلم میخواد همینا که به نظرشون چیزی نبوده رو بدم ببینم مستقل میتونن حل کنن؟ و اگه به نظرشون انقدر ساده و بدیهیه چرا از من میخوان با جزئیات شفاهی براشون توضیح بدم؟ توی تایم بیکاریشون که زیاد هم هست پرونده ها رو دست بگیرن بخونن.
ایشون حق امضا برای موارد رسمی و اتوماسیون نداره
مدیر قبلی داشت.خیلی قشنگ پرونده حل میشد امضا رسمی میخواست انجام میشد و توضیح مختصر من هم کفایت میکرد.
اما ایشون یک دووور باید توضیح بدم که وقتی رفتن پیش مسئولی که حق امضا داره چی بگن چی نگن چطور بگن
خودم برم از اول بگم بهتره یا حداقل مدیر با حق امضا میذاشتن قشنگ لقمه دور سر چرخوندنه
کل تایم مهم صبح که اول روز کار مهم انجام بشه و تموم شه بره اما ایشون مشغول صبحونه خوردن بسییییار مفصل هستن با نون تازه و من باید صبر کنم خوردن ایشون تموم بشه و بعدم میگن اووه شما چقدر زود شروع به کار میکنی
در حالیکه نمیفهمه که بعضی کارها صبح بگذره عملا دیگه نمیشه انجام داد.مدیر قبلی همییییشه راس ۶ و نیم تا ۸ این کارها رو تموم میکردیم باهم و بعد دیگه اصلا تا انتهای تایم کاری حتی نیازی نبود مدام برم اتاقشون.انقدر منظم بودن
بعضی روزها واحد ما با مردم عادی سر و کار داره به شکل حضوری.ایشون صندل مردونه میپوشه و پاشو میکشه روی زمین انگار توی حیاط خونه مادرشون هستن.آقا اون روزها حداقل رسمی تر بپوش.اصلا سازمان هیچی خودت چی فکر میکنی واقعااا پیک نیک نیومدیم که
یا خودشون جلسه تشکیل میدن و از واحدهای مختلف دعوت میکنن بعد خودشون میرن ته اتاق جلسه میشینن و یک کلمه حرف نمیزنن و منو میندازن جلو در حالیکه حتی شرح جلسه یا حتی علت جلسه هم با من هماهنگ نشده که مثلا بخوام به جای ایشون صحبت کنم.مگه مییییشه؟ مدیر جلسه هستی این چه رفتاریه واقعا بعدم مگه کسی زورت کرده جلسه بذاری بنده خدا که بعدش خودت میری ته جلسه میشینی
به شدت هم فقط نگران کمیت هستن و کیفیت ذره ای اهمیت براشون نداره.همش میگن تموم شد؟ چقدر مونده؟ چندتا مونده؟ واای زیاده نه؟؟ میرسیم یعنی؟
دلم میخواد بگم خیلی نگرانی بفرما چهارتا پرونده بردار مستقل حل کن زودتر تموم شه.نمیتونی پس لطفا با چماق نباش بالا سرم.
از حرف خوردن از رئیس اصلی به شدت میترسن و دم به دقیقه میگن همه چیز با جزئیات بهم بگیا حتما هر خبری شد یادت نره بهم بگیااا نکنه رئیس بپرسه خبر نداشته باشم.هرچی میشه به من بگو حتما
تو دلم میگم تو چه مسئول واحدی هستی که انقدر بی خبری از همه چی
عین بید هم میلرزی
مدیر قبلی اقتدار داشت .اصلا نیازی نبود هی چک کنم از فلان چیز خبر داره یا نداره؟ خیالم راحت بود حتی جلسه با رئیس اصلی بشه همه چیز بهترین شکل پیش میره نه اینکه عین بید بلرزم
اعتمادشون هم که عالیه.من دارم از حجم کار منفجر میشم.به کندترین فرد مجموعه میگه خانم فلانی به نظر میاد دستش خالی باشه چون روی میزش پوشه کمتری گذاشته بقیه پرونده ها هم بدین به اون
بعد میگم آقای فلانی این تعداد دست منه نمیرسم واقعا بیشتر از این
میگه اع جدی خسته به نظر نمیای ولی حالا میام چک میکنم
مدیر قبلی شعور داشت تلاش ما رو میدید تشکر میکرد
این حالا طلبکارم هست همیشه
کلا هم از مدیر قبلی خیلی یاد میگرفتم.با افراد جدید آشنا میشدم.ولی ایشون مطلقااا چیزی نداره بشه ازشون یاد گرفت تازه کلی باید انرژی بذارم یاد بدم
و مسخره تر از همه اینه که رئیس اصلی منو تنهایی خواست گفت از فلانی کار بخواه که برات انجام بده.گفتم ایشون مدیر واحده من چطور از مدیر واحدم بخوام برای من کار انجام بده.گفت نه شما تیم هستین این شکلی نگاه نکن.اما عملا اون آقا انقدر سیس مدیر واحدی برداشته که نمیشه بهش حرفی زد چه برسه بخوام برای من کار انجام بده.
چهارتا کتاب مشخص که براشون تو اتاقشون گذاشته شده برنمیداره بخونه.گفت کتاب سخته فایل pdf دادم
گفت اووه چقدر زیاده شما همه اینا رو حفظی یا میری هی نگاه میکنی؟😐😐😐
و سوال های بیخود در طول روزشون که فقط وقت منو میگیره الکی و انرژیمو میبره از پرونده هایی که حل شده تموم شده رفته ولی ایشون صرفا کنجکاوه که اونن برام بگو چطور حل شده
خیلی نوشتم بخوام ادامه بدم بیشتر هم میشه😑
درود مجدد
یه تصیمی بنا به هر دلیلی(درست یا غلط) گرفته شده و شما هم نمیتونید تغییری در اون تصمیم ایجاد کنید.
سه تا انتخاب دارید:
هر روز حرص بخورید و تحت فشار کار کنید که جز امکان به وجود اومدن چالشهای ذهنی و جسمی چیز دیگه ای عایدتون نمیشه.
یا کار خودتون رو به بهترین شکل ممکن پیش ببرید و خلاصه عدم شایستگی مدیر انتخابی یا توصیه شده مشخص میشه.
و انتخاب آخر، تقاصای انتقالی یا استعفا بدید
سلام وقت شما بخیر .
بنده مدیر فروش شرکت تولید مبلمان هستم .
مثل خیلی ها ساعت کاریم ۸ الی ۵ عصر.
همکارانی که برهه زمانی با بنده فعالیت داشتند (صنف دیگر اصلا مبلمان نیست ) بنا به تعهد کاری و محبتشون که شخصیت قابل قبولی در کار داشتم درخواست همکاری دادن گفتم که شاغلم قبول کردن پاره وقت باهاشون همکاری داشته باشم خودمم خیلی تمایل دارم باهاشون همکاری داشته باشم …..
مسیله اینجاست که نمیدونم چطور این موضوع رو با مدیر عامل شرکت مبلمان در میون بزارم که مورد قبول واقع بشه
با خودم فکر کردم ساعت ۷ شروع بکار کنم تا ۲ بعداز ظهر بدون استراحت شاید قبول کنند که از ساعت ۲ به بعد با مجموعه دیگه همکاری کنم !!!
مشکل بعدی اینکه تو مدت زمان کوتاهی این مجموعه فعالیت دارم ! ولی خداروشکر کارم بازخورد قابل قبولی داره
…..
شما بفرمایید چطور متقاعدشون کنم که دو جا فعالیت داشته باشم . دلم نمیخواد دروغ بگم همیشه آدم صادق بودم.
درود بر شما
وقت شما هم بخیر
چرایی کار کردن در مجموعه دوم به صورت همزمان، به جز آیتم درآمدی، چیز دیگه ای هم هست؟
سلام خسته نباشین. من می خوام شروع به کار. فروش لباس کودک بکنم به صورت انلاین.البته سرمایه اولیه م متاسفانه کمه در استان هرمزگان. ولی کمی تردید دارم. این کار درسته و برای فروش اولیه. دنبال چه قیمت های برم. و ایا لباس کودک مناسبه یا چیز ی دیگه بفروشن بهتره؟
درود بر شما
وقتتون بخیر
برای شروع به کار آنلاین شاپ باید به مواردی توجه کنید:
اینکه چه نوع مخاطبی رو هدف قرار بدید (امکان و توانمندی تامین مناسب و امکان فروش به اون بخش از بازار تعیین کننده هستن)
چه کسانی در حال فعالیت در اون بازار هستن و چه ویژگی های خاص و منحصر به فردی دارن (نقاط قوت و ضعف)
بازار هدفتون چی میخواد و دنبال چه ویژگی هاییه (خواسته ها و نیازهای طبقه بالا با طبقه متوسط و ضعیف فرق داره)
حتما یه برنامه بنویسید که توش بودجه کاری، کانالهای بازاریابی و فروش رو مشخص کنید
اینکه کدوم تامین کننده رو انتخاب کنید تاثیر زیادی در موفقیت و شکست شما داره (چون باید بتونید کالای با کیفیتی رو با توجه به بازار هدفتون با قیمت مناسب تهیه کنید)
سلام وقتتون بخیر من در شرکت تولیدی ۵ ماه است کار میکنم اول قرار شد حقوق قانون کار بدن ولی حقوق ۸ تومن بستن و بیمه ام نکردن و درماه دوروز مرخصی داریم که حتی استعلاجی هم ببریم بازم از حقوقمون کم میکنن و واسمون اضافه کار اجباری میزارن و حتی اضافه کاری ساعتی ۳۰ هزارتومن حساب میشه منم تا اسفند قرارداد دارم اونجا سفته ام ازم گرفتن اما شرایطش واقعا داره آزارم میده آیا میتونم قبل از اتمام قراردادم استفا بدم ؟؟؟ممنون میشم راهنماییم کنید
درود بر شما
وقتتون بخیر
لطفا با کارشناسان مربوط به حوزه اداره کار مشورت کنید.
سلام
من صاحبکارم قراره بیمه رد کنه ۱۵ روز درماه
چون من فقط یک شیفت از ساعت ۹ صبح تا ۱ ظهر میرم کارمیکنم
و گفت اگر میخوای ۱۵ روز دیگه رو خودت بریزی بیمه
من از حقوقت کم کنم رو اون ۱۵ روزی که ما میریزیم کم کنیمحقوقتو یکماه کامل رد کنیم برات
میگم قبول کنم که کم کنن بریزین بیمه منو
یعنی ۴ تومان حقوق میدن بمن یکو پونصد میخوان از حقوق خودم کم کنن که بریزن رو اون ۱۵ روزی که خودشون میخوان بریزن
مشکل نمیشه؟؟؟؟؟
مثلا بگن ما کامل میریختیم تو یکشیفت بودی یا مثلا قبول نکنم بگم خودممیریزم ۱۵ روزمو
چیکار کنم استاد میشه منو راهنمایی کنید
بیمه فقط درمانی هست و سابقه میشه
البته خودم بیمه زنان خانه دار دارم از پارساله میریزم برای خودم
و فقط میخوام کد کارگاهی رو که مشغولم ببرم اداره بدم اینبیمه صاحبکارم با کد کارگاه بیاد رو بیمه زنان خانه دار خودم که از بین نره بعدا سابقه بیمه زنان خانه دار من
یا من ۱۵ روز خودمو نریزم چون نیازی ندارم فقط همون ۱۵ روز که صاحبکارم میریزه کافیه
و فقط همون ۱۵ روز کارفرمام کفایت میکنه
چون از حقوق خودم ۲و پونصد میمونه ک کمه خیلی
کارفرمام
گفتن که یوقت عصر بازرس اومد
گفت کارمندت کو
که دو شیفت براش میریزی
تو که عصرا نیسی
فقط صبحا هستی مطب
تو باید با زنگ من زود بیای پیش بازرس بعدازظهر وعلا میگن فلاح نیست منفی رد میکنن
به اجبار میتونه باشه اینکار یعنی حتما باید ۱۵ روزو بریزه از حقوق خودم ؟؟؟؟
چون گفت ما کم کنیم برات بریزیم کامل
از طرفی خودم بخوام ۱۵ روزو ازاد بریزم کمتر میشه
و در اخر میخوام بیمه خانه داریم از بین نره و به نفع من بشه
میشه راهنماییم کنین ممنون میشم
و اینکه ۱۵ روز ازاد بریزم چقدر میشه برام
درود بر شما
وقتتون بخیر
سوالات حوزه بیمه رو بهتره از کارشناسان همون حوزه سوال کنید، چون هر سال تغییراتی توی قوانینشون ایجاد میشه که باید بهش آگاه بود
ممنونم بزرگوار
سلام و وقت بخیر بنده مدیرتولید شرکت داروسازی هستم و با مدیریت فردی داروساز که روند تولید رو کاملا به بنده سپردن ولی در مسائل پرسنلی توقع دارن سکوت کنم و کارو به خودشون بسپرم. اوایل مقاومت میکردم ولی در نهایت پذیرفتم. در نظرایشون بنده و سرپرست تولید آدم های کم تجربه و کم سن و سالی هستیم در موارد اخلاقی (۳۱سالم هست) ولی در مسئله کاری شده سی روز یکبار هم سری به تولید نزنن انقدر که مطمئن هستن. ولی متاسفانه به شدت تاثیرپذیر و تفرقه انداز و دهن بین و جاسوس پرور هستن. بطوریکه یه سری امکانات مثل صبحانه مفصل و افزایش حقوق به افرادی میده که باعث ناامیدی افراد دیگه میشه. عملا هیچ عدالتی برقرار نیس. ممکنه اون آدم در روز یک ساعتم کار نکنه ولی دارای ارزش بیشتریه و برعکس با افرادیکه کار و فعالیت مفیدی دارن خیلی بد برخورد میکنن و ما عادت کردیم به سکوت. از طرفی هم یک فردی هست در سازمان که به همه زور میگه و پشت سر همه جلوی مدیربدگویی میکنه و متاسفانه خواهر بنده هست. مشکل اول رو میتونم تا حدودی هندل کنم ولی این مشکل زیرآبزنی و سلطه جویی رو نمیدونم. بطور مثال جلوی پرسنلم منو بااسم کوچک صدامیکنه. تو حرفم میپره و جلوی کارمندای دیگه بی احترامی میکنه و میخواد به همه بگه از همه دانش بیشتری داره و چون رابطه شخصی با مدیر داشته فکر میکنه همه باید به حرفش گوش بدن و رییس همه س. به شدت تاییدطلب و تیم جمع کن هست. متاسفانه میتونه مدیر رو شستشوی مغزی بده. تا جاییکه بتونم باهاش راه میام و سکوت میکنم ولی بی احترامی رو نمیتونم تحمل کنم. در زندگی شخصی بنده هم تاثیر گذاشته و تا حد امکان ازش دور شدم ولی خودش اجازه نمیده و همش با پیام و زنگ میخواد منو کنترل کنه. لطفا بگید چکار میتونم انجام بدم با این دو آدم سمی؟
درود بر شما
وقت بخیر
پاسخ شما توی سوالتون نهفته ست. وقتی مشکل ارزشها واولویتهای شماست و وقتی این احتمال که افرادیکه مخاطب این چالش شمان، تغییر کنن خیلی کمه(اگه نگیم نشدنیه) پس فقط یه انتخاب میمونه.
و چالش اونجایی حادتر میشه که این چالش دوتا جنبه زندگی شخصی و کاری شما رو در بر میگیره.
پس بهتره با خودتون کنار بیاید و یا براساس اتمسفر اونجا کار کنید و ادامه بدید، یا مقدمات خروج خودتون از اون مجموعه رو فراهم کنید.
سلام
بنده در مورد کاری در حوزه کاری خودم خیلی مطمئنم که انجام دادن اون کار به صلاح سازمان و واحد ماست. ولی نمیتونم مدیرم رو برای انجام اون کار قانع کنم. چطور میشه در نفوذ و اقناع در مدیران موفق بود؟
درود بر شما خانم طیبه
وقتتون بخیر
یکی از راههای اقناع مدیران استفاده از اعداد و ارقامه. اینکه اون طرح و پیشنهاد رو تبدیل به ارقام و اعداد قابل شمارش و قابل ارائه بهشون کنید، میتونه به راحتی مزایای پیشنهاد شما رو معقولانه و کاربردی نمایش بده
سلام وقتتون بخیر من مدیر بخش مالی هستم دوتا از نیروهام که خیلی هم متاسفانه صمیمی بودیم باهم باهمدیگه بمن توهین کردند و من وقتی بهشون گفتم ناراحت شدم از حرکت زشتشون تازه طلبکار شدن و اونا ناراحت شدن و باهم دست به یکی کردن
رفتارای خیلی چیپ و بچگانه میخاستم بدونم چه برخوردی باید باهاشون داشته باشم؟ چون دوتایی دارن اذیتم میکنن
درود بر شما خانم هانیه
وقتتون بخیر
نیاز به تشریح بیشتر موضوع دارم
من بعد از چند سال کارمندی و عدم موفقیت (مدیر شدن ) تصمیم به تغییر روند کارم کردم و می خوام که یک کسبو کار کوچیک (خویش فرما ) راه اندازی کنم نیاز به مشاوره دارم که آیا تصمیمم درست بوده یا نه ؟
درود بر شما آقای میثم
وقت بخیر
اگه حوزه ای که میخواید شروع کنید، مشخصه، میتونید با دفاترمون تماس بگیرید تا کارشناسانمون راهنمایی تون کنن
با عرض سلام و احترام
بنده مدت ۲ سال هست در یک شرکت خصوصی به عنوان کارشناس بازرگانی خارجی مشغول به کارم. البته قبل از اون هم ۴ سال سابقه کاری مرتبط داشتم با مدرک کارشناسی ارشد زبان انگلیسی.از زمان ورودم به این شرکت هم در مدت کوتاهی کار رو دست گرفتم و کاملا مسلط به پرونده ها شدم.
مدیر بنده (مدیر میانی) یک دختر خانمی هستن که چند سال از بنده بزرگترن و چندین سال اینجا سابقه دارن.بی غرض میتونم بگم نصف توانایی من رو توی انجام کار ندارن و صرفا به دلیل سابقه شون مدیر بازرگانی شدن. الان هم طوریه که کل کارهای واحد رو بنده دارم انجام میدم با حقوقی پایین تر از ایشون با تعداد پرونده های زیاد ،گاها تا ۵۰ پرونده وارداتی در یک فصل و ایشون فقط وقت میگذرونه تا آخر ساعت. ولی نکته جالب اینه مدیرم که این خانم باشن و مدیرعامل شرکت با این همه حجم کاری که درست و به موقع بدون خطا دارم انجام میدم نه تنها هیچ وقت چه زبانی چه روش های تشویقی دیگه از من تشکر نمیکنن بلکه همش دنبال ایرادگیری و کوچیک کردن و تحقیر بنده هستن و توی جلسات ذره ای برای نظرات من ارزش قائل نیستن و در خیلی کارهای مهم یا سفرهای خارجی و جلسات با مهمان های خارجی بنده رو شرکت نمیدن.در کل از شرایط خیلی نا امید شدم و هر روز بیشتر دارم اعتماد به نفسم رو از دست میدم و طوری شده که واقعا باورم شده شخص ارزشمندی نیستم و هیچ کس برای حرف و نظرم ارزش قائل نیست.البته این هم بگم خودم هم شخصیتی مظلوم و بی سر و زبون دارم که حتی نمیتونم از عملکرد خودم دفاع کنم یا خودم رو پرزنت کنم.از طرفی بارها تصمیم به قطع همکاری گرفتم ولی جرئت بیانش رو ندارم چون میترسم نه تنها مخالفت کنن که حتی باز هم منجر به تحقیرم بشه که آدم سست عنصری هستم ومیخوام با این تصمیم شرکت رو توی دردسر بندازم و اگه میخواستم برم چرا از اول نگفتم؟
میشه لطفا راهنمایی کنید که بمونم یا استعفا بدم؟
درود بر شما خانم فرانک
وقتتون بخیر
بهتره موضوع رو از زاویه دیگه ای نگاه کنیم و من بشم مدیر شما.
من کارمندی دارم که کارشو انجام میده، حاشیه نداره، بد ذات نیست، اما به اینکه بتونه یه حرفه ای تمام و کمال باشه شک دارم!
خب در این صورت، ممکنه خیلی به حرفهاش توجه نکنم، خیلی نظر نپرسم ازش یا حتی ممکنه کارهای مهم رو هم بهش نسپارم.
نتیجه:
علاوه بر اینکه باید “مشک” خوش بویی باشید باید خوب هم خودتون رو پرزنت کنید. پس قبل از پرسیدن سوال که؛ بیام بیرون یا بمونم، بهتره دنبال راههایی برای ارتقا اعتماد به نفس و پرزنت خودتون باشید شاید مشکل حل شد و نیازی به پاسخ پرسش اول نباشه
سلام مدیر عامل شرکتمون منو بلاک کرده چون توی تعطیلات تابستونه بودیم و گفتن بیا شرکت من گفتم راهم دوره نمیتونم بیام(در جریان بودن من مرخصی ام)
خواهش میکنم بگید من چطور رفتار کنم واکنش نشون بدم؟!!
انقددد تعجب کردم از این کارشون که هنوز باور نمیکنم مردی با این سن و سال و پست و سمت همچین کاری کرده باشه😮💨
درود بر شما خانم سارااا
وقتتون بخیر
خب مدیرعاملتون هم انسانه و هر انسانی مرتکب اشتباه میشه:)
یه کم زمان بدید و اگه مشکل کمرنگ و برطرف نشد، باهاشون صحبت کنید لطفا. و چرایی پاسختون رو مجدد براشون توضیح بدید و این اطمینان رو بدید که پیچوندنی در کار نبوده
سلام و وقت بخیر
من دوسال پیش اولین سال کاریمو دریک شرکت بازرگانی شروع کردم که خیلی مجموعه پر ریسکی بود سفته هم دارم دستشون یه همکارجدید هم اومده به دلیل سابقه بالا مدیر عاملمون خیلی رو حرفش حساب میکنه-و اون همکارمون فک میکنه به من لطف میکنه میگه نه من نمیزارم تو بری ولی من از لحاظ روحی خیلی خردشدم و علاقه ای به این کارندارم گفتم که میخام بیام بیرون چطوری موضوع رو باید بیان کنم که بدون اینکه کسی لج کنه در واقع بدون دردسر ترک کنم محل کارمو؟ممنون میشم کمک کنید🙏🏻
درود بر شما خانم دریا
وقت شما هم بخیر
رفتن که دلیل نمیخواد، موندنه که دلیل میخواد.
با مدیرتون مستقیما و با صداقت کامل صحبت کنید لطفا. عموما همین دو فاکتور چالش رو برطرف میکنه. بد نیست در مورد چرایی خرد شدنتون هم فکر کنید، چون اگه چالش رو به درستی تشخیص ندید، مجددا در چنین شرایطی قرار میگیرید.
سلام و وقت بخیر من ۵ سال به عنوان کارشناس در شرکت غذایی مشغول به کار هستم مدیر واحد به شدت آدم مودی هست و من نمیدونم دقیقا باید چطور باهاشون رفتار کنم یک روز خوبن میگن و میخندن ولی جدیدا سر یکسری فرم ها که فراموش میشه یا حجم کاری زیاد به ما گیر میدن و اذیت میکنن طوری که تحملشون تو محیط کار خیلی سخت شده من حجم کاریم زیاده و متأسفانه پراکندگی کار دارم و نمیرسم به همه کارهام برسم ولی ایشون درک نمیکنن و انتظار دارن که همه کارا باید به طور دقیق انجام بشه دوره ای به یکی از کارمندا گیر میده و کاری میکنه که اون خودش استعفا بده و بره آدمه درونگرایی هست و کار خودشو خیلی شو میکنه من همه این کارهارو به تنهایی انجام میدادم شما چطور نمیتونید ما افزایش حقوق دادیم به شما در حالی که خیلی از نیروها گله میکنن حرفهایی که به شکل منت به ما زده میشه من تصمیم دارم از سازمان استعفا بدم ولی آیا راهی هست که شرایط بهتر بشه ؟؟؟
درود خانم بهار
وقتتون بخیر
اگه با فرذی مودی ۵ سال دووم آوردید، خب تبریک میگم.
اما سوال: چطور ۵ سال دووم آوردید؟ آیا صبر شما بنا به هر دلیلی کمتر نشده؟ آیا انجام امور وظیفه ای بنا به عادت دست کم گرفته نمیشه؟ آیا شرایط سازمان در وضعیت خوبی قرار داره یا داره به سختی نفس میکشه؟ آیا مدیرتون، مدیر میانی سازمان هستن؟
فقط به امید اینکه شرایط بهتر بشه دووم آوردم صبر کردم ولی الان صبری نمونده ایشون مدیر میانی هستن با بقیه کارکنان صحبت میکنن ولی با من نه حتی درمورد کار هم چیزی از من نمیپرسن در کل منو حساب نمیکنن من آدم مظلومی هستم هیچوقت نتونستم از حقم دفاع کنم و وقتی بهم چیزی میگن سریع گریه میکنم خیلی سعی کردم قوی باشم ولی نتونستم و از همین احساسم سوء استفاده میکنن و منو تحقیر میکنن شرایط شرکت اصلا خوب نیس وپر از حواشی هست ولی من همیشه به کارم مشغول بودم و اصلا قاطی حواشی نمیشم با وجود حجم کاری زیاد هیچوقت درک نکردن مدیر عامل هم احساس میکنم نمیتونن منطقی تصمیم بگیرن و همه چیو به مدیر هرواحد سپردن
چه ادامه بدید چه نه،
یه چیزی رو فراموش نکنید: تا زمانیکه نقاط ضعف گفته شده در پیام قبلی تون رو کمرنگ نکنید ممکنه بازم در فضاهای مشابه قرار بگیرید.
پس، به موازات اینکه به جای جدید فکر میکنید، روی رشد خودتون هم متمرکز بشید لطفا