مدیرنو به عنوان شرکت مشاوره مدیریتی و آموزش سازمانی، در طول سالیان با مشکلات و چالشهای کارکنان در ارتباط بوده است. به دلیل درخواست مکرر کارکنان مبنی بر دریافت مشاوره و پاسخگویی به سوالاتشان برای رفع مشکلات کاری آنها، تصمیم گرفتیم خدمت جدید مشاوره کاری رایگان به شما عزیزان ارائه کنیم. پیش از این نیز خدمت رایگان پادکست های کسب و کار را در اختیار شما قرار داده بودیم. “مشاوره کاری رایگان تنها برای کارکنان” بوده و مدیران عزیز میتوانند از این پرسش و پاسخها در جهت بهبود فضای کسبوکارشان بهره ببرند و درصورتیکه به خدمات سازمانی نیاز دارید به صفحه اصلی مدیرنو مراجعه کنید.
ما برای کمک به شما آمادهایم. با ارسال سوالات خود در بخش زیر، در کمتر از 24 ساعت «توسط شخص جناب معبودی» مشاور ارشد مجموعه مدیرنو، پاسخ دریافت کنید.
"*" indicates required fields
سلام وقت بخیر
ببخشید توی محیط کاری چطور از صمیمی شدن با همکارا جلوگیری کنیم
و چطور باید یه رفتار محکم و در عین حال محترمانه با همکارا و
مدیریت داشت که در زمان نیاز به آنها مسئله ای پیش نیاد
من یه مقدار از نظر خودم زیادی صمیمیت با همکارام پیدا کردم و این رفتار داره منو آزار میده
و سؤال دیگه اینکه من با اینکه سابقه لازم را برای انجام مواردی را داشتم اما موقعی که این شرکت استخدام شدم مانند یه نیروی صفر رفتار شد و در این ۲سال خیلی از چیزهایی که یاد گرفته بودم الان فراموشم شده و با اینکه محیط و بقیه موارد اوکی هست اما من هیچ وقت خرسند نبودم الان خیلی بی انگیزه شدم احساس میکنم یه اپراتورم و نمیدونم باید چیکار کنم و چطور تصمیم بگیرم وآیا باید به فال نیک بگیرم و ادامه همکاری بدم یا نه چون نمیدونم که مدیرم چه تصمیمی داره و حتی نمیدونم چطوری راجب این مسئله صحبت کنم و این مسئله بقدری تو ذهنم تکرار میشه که کیفیت کاریم اومده پایین و حتی دیگه علاقه ای به انجام کارهایی که بر عهدم هست ندارم احساس مفید بودن نمیکنم فقط خودمو با قبل مقایسه میکنم هر چند شرایط قبلی از لحاظ محیطی همکاری و حقوقی با الان قابل مقایسه نیست و حتی الان بهتره بیشتر از لحاظ کاری مقایسه میکنم
منم آدمیم که پر تلاشم و دوست دارم چیزای جدید یاد بگیرم و پیشرفت کنم خیلی پویا و فعال هستم
درود بر شما
وقت بخیر
مشخص کردن چهارچوبها و اعلان و پافشاری به موقع روی اونها میتونه چنین دستاوردی رو براتون به ارمغان بیاره.
در مورد موضوع دوم٬ ما سازمان همه چی تمام نداریم٬ اما دغدغه هاتون رو با مدیرتون مطرح کنید شاید براتون چاره ای تدارک دیدن
سلام ووقت بخیر
آقای معبودی یه سوال از حضورتون دارم ،چقد میشه یه فضای کسالت بار و خسته کننده رو تحمل کرد؟من وارد شرکت کوچیک حدودا ۶نفر شدم ک اکثرا سن ها درآستانه بازنشستگی و بالاهستن و هیچ اثری از پویایی و رشد و فعال بودن نیست ،میخام بدونم به خاطر بیکار نبودن چقد میشه یه همچین فضایی رو تحمل کرد آیا اصلا بودن تو همچین فضایی و کارکردن برای یه نفر که دهه هفتادیه مناسبه؟اصلا محیط وقتی روز اول برای آدم انقد بی روح و کسالت بارباشه موندن و ادامه دادن درسته ؟
درود بر شما
وقت بخیر خانم ثامنی
دوره آزمایشی همکاری برای همینه که محیط رو بشناسید و در صورت عدم تطابق با شما خارج بشید
باسلام وعرض ادب
جناب آقای معبودی من ۶ماهی هست جویای کارم ،(کارحسابداری )تواین ۶ماه در شرکتهای خوب برام فرصت شغلی پیش اومد ک متاسفانه بخاطر کم تجربگی یا آستانه تحمل پایین خودم ازدستشون دادم ،یا تایم کاریشون خیلی زیاد بود(۱۰،۱۱ساعت) یامسیر برام سخت بود یا فشار کاری زیاد بود بههرحال خودم فکر میکنم اگر آستانه تحملم رو بیشتر میکردم میشد با تایم کاری بالاو فشار کاری کنارآمد ،وفکرمیکنم ک اشتباه ازمن بودک زود جازدم چون شرکت های بزرگ مزایا و حقوق و آینده بهتری دارند ،الان تویه جای غیر اداری و دریک سوله درمنطقه بازار تهران برای صرفا فاکتور فروش زدن درهلو باحقوق ۲۰تومن ونزدیک مسیر برام پیش اومده منتهی هیچ گونه رشد و پیشرفتی توکار نیست و هرروز یک کارتکراری فاکتور زدن انجام میشه ،ازبیکاری واقعا خسته شدم و احساس میکنم آنقدر ک دنبال کاربودم و مصاحبه رفتم دارم دچارفرسودگی میشم ،به نظرشما همچین کاری رو چقدر میشه تحمل کرد ؟؟من روحیه ام طوریه ک دوست دارم جایی کارکنم که پویا و فعال و حرفه ای باشن وامکان رشد و پیشرفت برام داشته باشه ،نمیخام چند روز برم و بعد پشیمون بشم چون تواین ۶ماه آزمایشی رفتم اینطوری و حقوقی پرداخت نشد و وقت من فقط تلف شد لطفا راهنمایی کنم واقعا مستاصل شدم
درود بر شما
وقتتون بخیر
اول از همه بگم که خیلی از آدمهایی که مسیر حرفهای موفقی رو ساختن، دقیقاً از همین نقطهای که شما الان ایستادی عبور کردن: جایی بین فشار بیکاری، فرصتهای از دسترفته و انتخاب بین یه کار بیروح یا صبر کردن برای یه موقعیت بهتر. پس حس سردرگمیتون طبیعیه، ولی قابل مدیریت.
الان در موقعیتی هستید که فرسودگی ناشی از بیکاری میتونه قدرت تصمیمگیریتون رو تحتتأثیر بذاره. از طرفی کار پیشنهادی فعلی، حداقل یک منبع درآمد مشخص و ثبات اولیه ایجاد میکنه. بنابراین اگه بتونید با خودتون کنار بیاید که این کار رو به چشم “مرحله گذار” ببینید و نه مقصد نهایی، شاید ارزش ادامه رو داشته باشه.
اما فقط به شرطی که:
قرارداد مکتوب و رسمی داشته باشه (حتی برای کارهای ساده) که بدونید حقوقتون رو دقیق میگیرید.
برای خودتون مدت مشخص تعیین کنید (مثلاً ۳ یا ۶ ماه) و بگید: من در این مدت فقط تجربه کسب میکنم و بعد دوباره ارزیابی میکنم.
در کنارش وقت بذارید برای رشد شخصی (مطالعه، یادگیری نرمافزارهای تخصصی حسابداری، تقویت اکسل، گزارشنویسی).
اینکه تو این مدت فرصتهایی رو از دست دادید، شاید روی کاغذ منفی بهنظر برسه؛ ولی همین آگاهیای که الآن دارید در مورد تحمل، مسیر، فشار کاری و رشد٬ دقیقاً همون چیزیه که خیلیها سالها بعد بهش میرسن. فقط الان وقتشه که تصمیمات بعدیتون رو با این تجربهها هوشمندانهتر بگیرید.
اینکه گفتید دنبال محیط پویا و حرفهای هستید و روحیهتون دنبال پیشرفت و رشد کردنه، این یه امتیازه. چون خیلی از افراد صرفاً دنبال حقوق آخر ماه هستن. اما باید این روحیه رو با صبر مرحلهای ترکیب کنید.
پیشنهاد میکنم اگه وارد این کار شدید، از روز اول دنبال خروجی و ارزشآفرینی حتی توی فاکتور زدن باشید. چون کسی که توی کار ساده هم حرفهای عمل کنه، سریعتر دیده میشه و ممکنه در همین محیط هم فرصت جدیدی پیدا کنه.
و یه نکته مهم این که:
هیچ چیزی بدتر از این نیست که وارد کاری بشید و بعد از یک هفته با بیانگیزگی اونجا رو ترک کنید. اگه واقعاً ته دلتون میدونید که نمیتونید بیشتر از چند روز دوام بیارید و بعد دوباره قراره روحیهتون خراب بشه و روز از نو٬ اون وقت بهتره همچنان دنبال موقعیت بهتری باشید.
من اگر جای شما بودم، قبل از تصمیم نهایی، چند روز با خودم تمرین میکردم که صبح زود بیدار شم، در محیطی ساکت تمرین تمرکز و نظم شخصی کنم و یک مهارت کوچیک حسابداری رو تقویت کنم. بعد اگر تونستم با این روال کنار بیام، میفهمم که برای ورود موقت به یک کارجدید هم آمادگی دارم.
خیلی ممنون از راهنمایی دلسوزانه و هوشمندانه شما،من یک جای کاملا اداری و شرکتی در منطقه مفتح که زیر مجموعه یک شرکت بزرگ هست بهم برای بخش حسابداری پیشنهاد کاردادن خداروشکر و رزومه ام قبول شد خداروشکر، برام دعاکنین بتونم موفق باشم و از اشتباهات گذشتم برای رشد و پیشرفت آینده ام استفاده کنم
خواهش میکنم
موفق باشید
سلام
من در تخصص خودم ۲۰ سال سابقه دارم. حدود ۱/۵ ساله که به یک شرکت جدید ملحق شدم. در واقع یکی از مهندسین فنی شرکت رفت برای مرخصی زایمان و من وارد سازمان شدم تا به نوعی نبود ایشان را پوشش دهم. در مدت ۹ ماه سخت تلاش کردم تا کارها نیمه کاره باقی نماند کارهایی که از دست ایشان مانده بود، به پرسنل زیردست که تازه کار هستند هم آموزش می دادم. علیرغم حجم بالای کار، همه چیز خوب بود تا وقتی که این خانم از مرخصی زایمان برگشت. حس میکرد من جای ایشان را گرفته ام و از همان بدو ورود با من رفتاری سرد و بی تفاوت داشت و تلاش میکرد که من را متوجه کند که از به قول خودش از من خوشش نمی آید. میز و سیستم کامپیوتری و.. مربوط به ایشان تحویل من شده بود و وقتی قبل از بازگشت ایشان من پیگیر روشن شدن وضعیت شدم و درخواست سیستم کردم، پاسخ روشنی دریافت نکردم.
رفتار این خانم بسیار تند و خشن و بی ادبانه بود و دائم راه می رفت و با صدای بلند بد و بیراه می گفت و غر می زد. اوایل من سعی کردم از در دوستی با او وارد شوم چون هم اتاق و همکار بودیم، اما با واکنشهای سرد و بد مواجه شدم و از این کار دست کشیدم.
خلاصه کنم ، کمکم این نفرتش به من را به دیگران هم تسری داد، بقیه همکاران نیز رفتارش تغییراتی کرد. حتی بعضی ها نسبت به من جبهه گرفتند، سعی کردند مانند سابق همکاری لازم را نداشته باشند و ….خیلی طولانی و مفصل است.
در این میام من چندین بار با مدیر مستقیمم و مدیرعامل صحبت کردم که به خاطر این مسائل تحت فشار روانی هستم. ولی اقدام موثری در جهت رفع مسأله نشد. الان به قدری تحت فشار روانی هستم که دیگر به ترک سازمان فکر می کنم. فرهنگ کاری سمی (زبرآب زدن، دائم پشت سر همکاران مختلف حرف زدن، دور زدن مدیران و و و )بسیار رایج است. اوایل که این ماجراها پیش آمده بود تصمیم گرفتم مبارزه کنم با این تیم سمی و نشان دهم که با زورگویی و خاله زنک بازی نمی توانند مرا از میدان به در کنند، اما الان حس می کنم باید زودتر از اینجا بروم تا سلامت روانم حفظ شود.
البته ماجرا خیلی مفصل تر است و نمی شود در یک متن توضیح داد. حالا می خواستم با شما مشورت کنم که آیا باید رها کرد و رفت یا ماند و جنگید و خود را اثبات کرد؟
درود بر شما
وقت شما هم بخیر
واقعا تحسینتون میکنم بابت تلاشی که در این یک سال و نیم داشتید٬ بهخصوص تو محیطی که علاوه بر کار سنگین، حاشیههای رفتاری و فشارهای پنهان زیادی رو هم تحمل کردید. خیلیها در چنین شرایطی از هم میپاشند ولی شما مقاومت کردید و حتی برای تغییر و بهبود فضا اقدام کردید.
اما نکته مهم اینه که٬
گاهی ما فکر میکنیم باید تا آخر بجنگیم تا حقمون ضایع نشه یا دیگران فکر نکنن کم آوردیم. ولی واقعیت اینه که شما از روز اول چیزی رو از صفر نساختید که حالا از دستش بدید؛ شما به سازمانی ملحق شدید برای جبران خلأ یک نفر دیگه و تا امروز هم، وظیفهتون رو به بهترین شکل انجام دادید.
پس جنگیدن برای موندن در یک محیط ناسالم، الزاماً شجاعت نیست؛ بعضی وقتا پافشاری بیثمره.
نکته دوم اینکه٬
شما بهدرستی با مدیر مستقیم و حتی مدیرعامل صحبت کردید. این یعنی رفتار حرفهای و پیگیری از مسیر درست. اما وقتی هیچ اقدام مؤثری برای اصلاح این فضای سمی انجام نشده، پیام ضمنیای که به شما رسیده اینه که٬ یا خودت حلش کن، یا کنار بیا. و این یعنی جای خطرناکی هستید. چون در این نقطه، سلامت روان شما، تمرکز، عزتنفس و حتی اعتبار حرفهایتون داره فرسوده میشه.
و نکته سوم اینکه٬
اگر توی دلتون حس میکنید که این فضا دیگه قابل اصلاح نیست، اگر احساس طردشدگی و تخریب مستمر دارید، اگر صبحها با اضطراب از خواب بیدار میشید، اگر روابط کاریتون مسموم شده و مدیریت هم اهمیتی نمیده، رفتن نه عقبنشینیه، نه شکست٬ یه نوع بلوغه٬ یه نوع برده.
اما توصیه من اینه:
۱- احساسی تصمیم نگیرید.
۲-اگر قصد رفتن دارید، حداقل یک برنامه شفاف جایگزینی (کاری٬ آموزشی) برای خودتون بچینید.
۳- و اگه هنوز مطمئن نیستید، یک بازه زمانی کوتاه (مثلاً ۳۰ روز) برای ارزیابی نهایی بذارید و هر روز رو با یک چکلیست روانی بررسی کنید: آیا امروز حس عزتنفس داشتم؟ آیا کسی رفتار تحقیرآمیزی کرد؟ آیا مدیر واکنشی داشت؟ آیا حس رشد داشتم؟
کلام آخر:
شما ۲۰ سال تجربه دارید. در این ماجرا، نه تنها جایگاهتون رو از دست ندادید، بلکه دارید عمق بلوغ شخصیتون رو نشون میدید. پس لطفاً با احترام به خودتون، تصمیمی بگیرید که اعتبار، آرامش و آیندهی شما رو حفظ کنه.
با سلام و با آرزوی حال خوب
من به مدت ۳ ساله که تو یکی از سازمان های نیمه دولتی با سمت کارشناس مشغول به کارم، محیط کاری اصلا از پویایی و نشاط برخوردار نیست، همچنین رییسم بسیار کنترل گر، سخت گیر و حتی بعضا توهم توطئه داره، با همه اینا ساعت کاری برای من که خانم هستم بسیار مناسبه، پرداختی ها به نسبت سایر سازمان های هم سطح خودش خوبه و پرداختی ها دقیق و به موقع انجام میشه
از طرفی پیشنهاد دیگه ای دارم با سمت بالاتر تو یه مجموعه خصوصی نفتی که ساختار مناسبی داره و تو حوزه مربوط به خودش حرفی برا گفتن داره، اما تنها مشکلش اینه که به دلیل تحریم دریافتی هاشون از وزارت نفت با تاخیرهای طولانی مواجه هست و همین تو پرداخت پرسنل تاثیرگذاشته و گاها دو ماه طول میکشه تا حقوق پرداخت بشه و بعضی از مزایای سال گذشته هنوز پرداخت نشده
به شدت سردرگم هستم و نمیدونم چیکار کنم از طرفی دارم تو سازمان فعلی فسیل میشم و از طرفی نگران تاخیر حقوق تو شرکت جدید هستم، به نظرتون ارزشش رو داره از جایی که هستم بیام بیرون؟
درود بر شما
وقت بخیر
باید بپذیریم که هر انتخابی یعنی از دست دادن و به دست آوردن.
و این شما هستید که باید با توجه به شناختی که از خودتون و محیطی که توش دارید کار میکنید باید تصمیم به تبادل این از دست دادن ها و به دست آوردن ها بگیرید.
و یه نکته رو هم در نظر بگیرید که:
گزینه ای که امروز به نظر ارزشش رو داره ممکنه ۶ ماه یا یکسال دیگه اون مقدار ارزش نداشته باشه و باز ممکنه این جابجایی در آینده براتون مسیر جدیدی رو باز کنه و شما از دل تصمیم جدید به مسیر جدیدتری برسید
با سلام ووقت بخیر، من ده سالی هست برنامه نویسی می کنم. بنظرم ادم متعهد و پر تلاشی هستم ولی زحماتم دیده نشده.یکی از دلایلش افرادی بودندکه مستقیم با انها به عنوان ارشد کار کردم و فید بکی که منجر به ارتقا حقوقی یا پوزیشن بشه واسم رقم نخورده. اینو زمانی متوجه میشدم کهمیخواستم از شرکت برم و وقتی مدیر کل از من دلایل رو جویا میشد متوجه میشدم که انصاف رعایت نشده و قحبت های من شنیده نشده و ای کاش در طی دوران کارم، نقض اسکیپ لول رو انقدر جدی نمی گرفتم تا مدیران بالادستی رو از خواسته های خودم و چند وچون کار مطلع میکردم. اخیرا هم در شرکتی نزدیک به یک سال اندی مشغولم. و در این مدت به دلایل مشکلاتی که قبلا رخ داده بوده تغییر رویکرد رخ داد و عملا من نوعی تنها می تونستم از طریق فرد ارشد تسک ها رو بگیرم. عملا در جلسات حضور نداشتم ومدام در خواست میکردم که ویس در اختیارم قرار بدین که هیچ وقت عملی نشد، به همین خاطر آنبوردینگ من و رسیدن به درک لازم از بیزینس پرژه های در دست به کندی و با صحبت ها گاها غیر شفاف و بدون بیگ پیکچر اتفاق افتاد و الان که تنها چند هفته است که مستقیما در جلسات بیزینسی هستم متوجه شدم که حداقل یک سال از زمان من به خاطر یسری تصمیمات اشتباه از مجموع تلف شد در حالی که با انگیزه و تلاشی که در خودم سراغ داشتم میدونستم الان در وموقعیت بهتری باشم و الان با ورود فرد جدید که از همین ابتدا مستقیما وارد جلسات میشود و انبردینگ با پلن مشخص در حال انجام است احساس سرخوردگی یا عقب افتادن بهم دست نمیداد. این اتفاق من روناراحت کرده و احساس می کنم بی عدالتی شده و میخوام بدونم چطور میتونم با یک روند منطقی مسیر شغلیم رو دنبال کنم که رشد بیشتری حس کنم و این قبیل اتفاقات واسم رخ نده و من خودم کسی باشم که توان پرزت کردن کارهایی که برای مجموعه کرده داشته باشه.
با تشکر
سلام و وقت شما هم بخیر 🌹
خیلی خوبه که صادقانه تجربهتون رو به اشتراک گذاشتید. چیزی که توضیح دادید برای خیلی از نیروهای توانمند تکرار میشه: آدم پرانرژی و متعهد، ولی دیده و شنیده نشدن باعث میشه احساس سرخوردگی و بیعدالتی به وجود بیاد.
چندتا نکته مهم رو هم برای ادامه مسیر به خاطر بسپارید لطفا:
۱- دستاوردهاتون رو مستند کنید و مستقیم (ولی محترمانه) با مدیران بالاتر به اشتراک بذارید.
۲- خودتون بازخورد منظم بگیرید، منتظر دیگران نمونید.
۳- در جلسات یا گزارشها، نشان بدید که به «تصویر کلان» اهمیت میدید و براتون مهمه.
۴- روی مهارتهای ارائه و انتقال دستاوردها هم کار کنید؛ اینها مکمل تخصص فنی شما هستن.
۵- حتما و حتما روی مهارتهای نرم هم کار کنید
سلام وقت بخیر
من ۱۱ سال درشرکت در بخش حسابداری و درنهایت استعفا داد چون فوق العاده خسته شدم از تغییرات مدوام برای فردی مثل من در این بخش از اوج رسوندن به پایین و باز من ادامه دادم هرچی تغیر بود قبول کردم و باز ادامه دادمبه انتظار تغییر ولی امروز استعفا دادم چون دیدم جایی که فقط میخوانن کارت راه بیوفته و ابدا برات ارزش قائل نشن جایی نیست که ادامه بدم بخصوص با آدمهای سمی خود شیفته ته دلم دیگه رازی به موندن نبود خیلی نگرانم از تصمیمم ولی ته دلم رازی هستم چون تخصص من در این فیلد کاری محدود بود برای خدمات اون شرکت و من تجربه حسابداری در جای دیگه ای ندارم از بیکاری بیزارم ولی به جون خریدم
درود بر شما
وقتتون بخیر خانم مریم
اول از همه باید بگم بابت شجاعتی که در تصمیمگیری نشون دادی، تحسینت میکنم. تصمیم به استعفا، مخصوصاً بعد از سالها وفاداری و تحمل شرایط سخت، کار آسونی نیست. خیلیها تو همون وضعیت میمونن چون از تغییر میترسن؛ ولی تو ترجیح دادی با تمام نگرانیها و نااطمینانیها، به خودت احترام بذاری و از محیطی که برات سمی بوده، بیرون بیای.
در مورد نداشتن تجربه در شرکتهای دیگه، کاملاً قابل درکه. خیلی از ما تو یه مسیر خاص تخصص پیدا میکنیم و فکر میکنیم بقیه راهها بستهست. اما تجربه ۱۱ سالهات تو حسابداری، حتی اگه تو یه شرکت بوده باشه، یه سرمایهست. مهارتی که در تو شکل گرفته، قابل انتقاله. کافیه کمی خودت رو با نیازهای بازار هماهنگ کنی.
بیکاری ترسناکه، ولی گاهی دقیقاً همون فرصتیه که لازمه کمی خودت رو بازتعریف کنی. شاید فرصتی برای تجربه محیطی سالمتر و آدمهای حرفهایتر باشه.
مطمئن باش این قدمی که برداشتی، تهش به آرامش و رشد میرسه. نگران بودن طبیعیه، ولی دلخوش بودن به تصمیمی که با احترام به خودت گرفتی، یعنی پایهاش درسته.
اگه خواستی رزومه تو توی لینک زیر بفرست شاید تو مجموعه های طرف همکاری تونستیم همکاری کنیم.
https://modirno.org/recruitment/
خیلی ممنونم که انقدر بهم انرژی مثبت دادین حتما براتون ارسال میکنم ولی من تخصصم در دفتر هواپیمایی بوده و اینکه واقعا نگرانمکار گیرم نیاد
سلام
من هم مشکل شما رو دارم با تجربه ترین فرد شرکت هستم ولی تصمیم به استعفا گرفتم چون این چند سال تلاش من اصلا دیده نشده
و من هم مثل شما ترس از بیکاری و پیدا نکردن کار دارم
امیدوارم موفق باشید
ممنونم و واقعا چه حیف که مجموعه ها ی بزرگ علی رغم اونا به حرفه ای بودنشون قدر کارمند های متعهد و وفادار رو نمیدونم من فقط در این زمان حاضر به این نتیجه رسیدم که نباید بیشتر ازین وقت و انرژی رو در این نوع مجموعه ها هدر بدم و تلف کنم حتی اگر مدتی بیکار باشم شروع دوباره پرانرژی تر خواهد بود دیگه قطعا تلاشم برابره که در دام چنین مجموعه هایی نیافتم چون اگر قرار بود جایی اهمیت بده و قدردان باشه و منفعتی باشه ۱۱ سال زمانه تنها کافی بلکه خیلی زیادی بود و سلامت روان خیلی برام با ارزشه براتون بهترینهارو آرزو میکنم
سلام وقت بخیر من یه مشکلی دارم متاسفانه موقع دفاع از خودم چه در محیط خانواده و چه در محیط کار سریعا اشکم در میاد و نمیتونم به طور کامل و اونطوری که میخوام حرفمو و منظورتون برسونم. میتونید منو راهنمایی کنید
سلام وقت شما هم بخیر
مشکل شما در کنترل هوش هیجانی هست ، داخل سایت دوره کامل هوش هیجانی هست که می تونید تهیه کنید ، در این دوره به صورت مفصل به چالش شما پرداخته شده است
لینک دوره :
https://modirno.org/eicm/
سلام و عرض ادب ،من حدود دوهفته ای تو یه شرکت مشغول ب کارم، مجموعه قبلا یه مدیرمالی دیگ داشته و قبل از اومدن من عوض شده و جدید اومدن و غیر از یک نفر بقیه نفرات حسابداری جدیدن یا قبل من یا بعد من اضافه شدن ،،یه مشکلی ک وجودداره اینه ک مدیر مالی مدام درحال مقایسه هستن که کی بهتره،کی سرعتش بیشتره،کی فررتره،کی کاربیشتری انجام میده چون همه ام تازه وارد هستن درحال اثبات خودشون هستن ،من خیلی تلاش میکنم منتهی واقعا به عینه میبینم اونها هم از من دستشون تند تره هم خیلی سریع تر مطالب جدید رو یادمیگیرن،این مقایسه کردنه داره منو اذیت میکنه همش ترس اینو دارم نکنه منو نخان یا بگن اونا ازشما بهترن احساس سرخوردگی دارم هرچی تلاش میکنم به چشم نمیام،راهکار میخاستم لطفا
درود بر شما
وقت بخیر
این وضعیت واقعا چالشبرانگیزه و خیلیها باهاش مواجه میشن، مخصوصا وقتی تازه وارد محیط کاری شدن و مدیر دائم در حال مقایسه کارمدهاست.
یه سری نکته رو میگم شاید کمک کنه بهتون:
تمرکزتون رو روی خودتون متمرکز کنید
تا جای ممکن گوشهاتون خوب کار کنه حتی از همکاران دیگه، ازشون سوال بپرسید و چیز یاد بگیرید.
روی کنترل استرس تون کار کنید و شرایط رو بپذیرید و این احتمال که سیاه ترین وضعیت هم ممکنه اتفاق بیوفته رو هم ببینید
و مطمئن باشید که در سیاه ترین حالت ممکن هم آسمون به زمین نمیاد.
با مدیرتون صحبت کنید و خواسته ها و انتظاراتش رو جویا بشید اینجوری میتونید با شناخت بهتری از مدیر جلو برید.
دستاوردهاتون رو هم تا جای ممکن مکتوب کنید، چون ممکنه نیاز بشه.
و نکته آخر،
هیچ کس از اول حرفه ای نبود و همه توی شروع گند زدن، پس راحت باش اما نهایت تلاشتون رو بکنید.
سلام من حدود شیش ماه هست به عنوان مهندس برق توی یه شرکت کار طراحی انجام میدم و هر وظیفه ای که مدیر ب طور رسمی بهم می سپاره همکار دیگه ام که چند سال تو اون شرکت بوده و تا یه مراحلی خودش اون کارو داشته پیش میبرده می بینم از قبل انجامداده مثلا من لیست تجهیزات رو حاضر میکنم برای خرید می بینم اون فرم جداگانه ای ارسال کرده برای مامور خرید و…باهاش صحبت کردم ب صورت شفاف اصرار دارن که من کارمو انجام بدم خودشون در نهایت دوباره باید روش کار بکنن با مدیر غیر مستقیم مطرح کردم دعوت به تیم ورک و دوستی میکنن ممنون میشم راهکار مناسبی بهم پیشنهاد بدین اصلا شفاف برم توی دل قضیه تا برنده شم یا دنبال برد و باخت ندارم و سیاست هایی اتخاذ کنم واقعا از لحاظ فکری این موضوع آزار دهنده شده
درود بر شما
وقت بخیر
نیازی نیست به برد و باخت فکر کنید!
اینکه کار قراره انجام بشه و شما هم جزیی از تیم هستید.
برای چرایی این موضوع هم خود مدیر باید بررسی کنه که جلوی ۲باره کاری رو بگیره
سلام وقتتون بخیر
امسال برای قرارداد و مبلغ حقوق وحق پورسانت بحث زیادی با مدیریت داشتم که در اخر با تأخیر زیاد فقط قرارداد ثابت رو امضا کردم و الان حق پورسانت رو بصورت کتبی ندارم. چند روز گذشته منو تهدید کردن که چون کتبی نکردیم ما میتونیم پرداخت نکنیم یا اگر بخوای باید پورسانتت با کل نفرات سازمان تقسیم بشه
حقیقتا من دو سال تلاش زیادی کردم تا بتونم پروژه هایی که الان نتیجه گرفتم رو بگیرم
واقعا ناراحتم ونمیدونم باید چیکار کنم
ممنون میشم راهنمایی کنید
درود بر شما
وقت بخیر
خلف وعده پذیرفتنی نیست و متاسفانه رابطه ای که توش خلف وعده انجام بشه دیگه قابل اعتماد نیست
سلام وقتتون بخیر
من توی یه سازمان بزرگ مشغول به کار هستم در واحد مهندسی
بل توجه به شرایط بعد از جنگ کار واحد مهندسی و البته من کمتر شده
یکی از بچه های واحد برنامه ریزی به مدت سه هفته نیست و رفته سفر
مدیر بخش ما از من خواست توی این سه هفته اونجا مشغول باشم و کارای خودمو به بچه های واحد خودمون واگذار کنم
من نتونستم نه بگم با اینکه اصلا دوست ندارم این کار و انگیزه ام گرفته شده
ضمن اینکه دید بچه های دیگه سازمان به من عوض شده و با حالت تمسخر میگن تو دیگه از مهندسی نیستی
من باید چیکار کنم؟
اصلا به اینکار راضی نیستم
اما نمیدونم چرا چنین چیزی از من خواسته شد
درود بر شما
وقت بخیر
این جابجایی موقته؟ یا قراره به صورت همیشگیه؟
سلام وقت بخیر
من در یک شرکت ساختمانی کارشناس it هستم. مدیر واحد ما یکسالی هست که رفته و واحد مدیر ندارد ما زیر نظر مدیر عامل هستیم. کلا دو نفر کارشناس it هستیم همکارم چند وقت یهبار مسافرت میره و به من اصلا اطلاع نمیده که من تا چه زمانی نیستم و باید به حسابش در نرم افزار شرکت به من دسترسی بده که این کار رو نمیکنه. دیروز که از مسافرت امد من بهش گفتم هر وقت میری بهم بگو. که قبول نکرد و شروع به پرخاشگری کرد. الان همه میگن نباید میگفتی
در ضمن ما دو نفر ۶ ماهی هست که با هم به مشکل خوردیم و فقط رابطه در حد صحبت کاری هست.
درود بر شما
وقت شما هم بخیر
چرایی چالش ۶ماهه رو میفرمایید لطفا
سلام وقت بخیر
من میخاستم ازتون راهنمایی بخوام
من حدود ۲سال ونیم تو کلینیک دندانپزشکی مشغول بکار بودم
یکی از دکترای اونجا برای من پیشنهاد کار داد و من مجبور شدم تصمیم عجولانه بگیرم و از کلینیک جدا بشم
الان دکتری که رفتم مطبشون پیام دادن که نمیتونم با شما همکاری کنم 😔
و چون از کلینیک ترک کار کردمم نمیتونم برگردم اونجا
خیلی بد شذ نمیدونم چیکار کنم
میشه راهنمایی کنید ؟
درود بر شما
وقت بخیر
برگشت به عقب شدنی نیست و حسرت خوردن هم چاره کار نیست!
پس هیچ راه معقولی به جز به پیش رفتن وجود نداره! دنبال مجموعه جدید برای شروع به کار باشید و مطمئن باشید که بدون کار نمیمونید
من در شرکتمون دو سال هست که از کارشناس فروش به مدیر فروش تغییر رتبه داشتم .
در دو سال گذشته به دلایلی که خیلی خیلی مفصل هست دو تا از کارشناسان فروش رفتند ، از اول امسال مدیر شرکت طوری با من رفتار میکنه که انگار داره انتقام میگیره ، دیگه اینقدر بی احترامی میکنه من حتی اعتماد به نفسم رو دارم از دست میدم ، جالبه که در این دو سال ما افزایش فروش هم داشتیم ، ولی چون اون دو نفر موقع رفتن در مورد من حرفهایی زدند (متاسفانه حتی به خودم هم نگفته بودند تا توضیح بدم و خودشون در دادگاه غیابی من رو قضاوت کردند ) از اول امسال فقط این جمله رو دارم میشنوم، خانم … من دو نفر از بهترین 🫥 نیروهام رو به خاطر شما از دست دادم اگر درست رفتار نکنی خودت میدونی ، من میپرسم چیکار کردم ؟ میگن نمیتونیم بگیم 🥺 .
تقریبا هر روز دارم به رفتن فکر میکنم ولی میگم شاید دارم احساسی تصمیم میگیرم .
درود بر شما
وقت بخیر
قبل از اینکه به گزینه ای مثل قطع همکاری فکر کنید بهتره مجدد با مدیرتون صحبت کنید تا مطمئن بشید که میخوان این رابطه رو حفظ کنن یا نه!
بنا به هر دلیلی از گفتن چالش به وجود اومده امتناع کردن بهتره به فکر گزینه قطع همکاری باشید.