در این بخش مشاوره کاری رایگان تنها به کارکنان ارائه میشود و مدیران و صاحبان کسب و کار برای دریافت مشاوره تخصصی به صفحه مشاوره کسب و کار مراجعه کنند.
به دلیل درخواست مکرر کارکنان مبنی بر دریافت مشاوره و پاسخگویی به سوالاتشان، برای رفع مشکلات کاری آنها، تصمیم گرفتیم خدمت جدید مشاوره کاری رایگان به کارکنان عزیز ارائه کنیم. پیش از این نیز خدمت رایگان پادکستها را در اختیار شما قرار داده بودیم.
مجددا تاکید میکنیم که “مشاوره کاری رایگان تنها برای کارکنان” بوده و مدیران عزیز میتوانند از این پرسش و پاسخها در جهت بهبود فضای کسبوکارشان بهره ببرند. درج سوال و دریافت پاسخ
کارکنان عزیز؛ ما برای کمک به شما آمادهایم. با ارسال سوالات خود در بخش زیر، در کمتر از 24 ساعت «توسط شخص جناب معبودی» مشاور ارشد مجموعه مدیرنو، پاسخ دریافت کنید.
سلام خسته نباشید من به عنوان پرسنل خودم برای خودم بیمه میریزم و از کارفرما درخاست دارم که حق بیمه منو پرداخت کنه چقدر باید پرداخت کنه بابت بیمه ؟
رها
1 سال قبل
سلام وقتتون بخیر، رئیس اداره یکی از شعب شهرستان یک شرکت هستم با حدودا ۵۰ زیرمجموعه(۴۰نماینده و ۱۰ همکار مستقیم) پیشنهادتون چه دوره هایی برای بنده و همکاران مستقیمم هست،با توجه به روال سازمانی و عدم مالکیت شخصی کسب و کار- متشکرم
بهناز نجاتی
1 سال قبل
سلام وقت بخیر من با ۷ سال سابقه کار وارد شرکت دیگه ای شدم که به لحاظ مالی و حقوق خیلی برام خوب شد الان سال هفتم هست که مشغولم. به لحاظ شخصی مدیرعامل خیلی احترام من رو دارند ولی به لحاظ کاری تا حایی که میتونن فشار میارن که کمترین حقوق رو کسب کنیم. تاخیر ورود ساعتی ۲۰۰ هزار تومان. مرخصی در ماه یک روز. مرخصی ساعتی ۷ ساعت که اگر ۷ ساعت رو بریم انگار یک روز مرخصی رو رفتیم. ساعتی کاری ما از ۷/۵ صبح تا ۱۴/۵ هست درحالیکه ما نیروی فروش هستیم و با بازار کارمون شروع میشه و عملا تا ساعت ۹ بیکاریم.
اگر مشتری چک ش برگشت بخوره حقوق ما رو سر موعدش نمیده
۱۵ روز تعطیل فروردین ماه رو حقوق نمیده و بیمه ش را هم رد نمیکنه حتی اگر بگیم ازحقوق خودمون کم کنید.
عیدی نداریم. گفته اگر بخوام میدم وگرنه ندارید.
همیشه احترام من را دارد. اگر مساعده میخواستم دادند.
حقوق ثابت من نسبت به دو همکار دیگر فروش بیشتره.
ولی سال ۴۰۳ گفت اضافه نمیکنم فقط ۳ تومن اضافه کرد که اونم ازش بیمه و تاخیرات و غیره کم میشه … جشنواره فروش میزاره ولی میگه پورسانت شماها نصف میشه چون دارم به ضرر میفروشم … برای مرخصی روزانه و ساعتی باید صدجور دلیل و برهان بیاریم …
سنوات و سایر بندهای قانونی کار رو نداشتیم تا کنون .. بقول خودشون دلی بوده …
در ضمن شرکت حالت خانوادکی داره یعنی داماد و دختر مجردشون هم اونجا هستند به لحاظ فروش جنس موجودیا اول دست خودشون میرسه و طرحهای خوب و درجات دلخواه رو اول از موجودیا کم میکنند بعد به ما موجودی اعلام میکنند بارها به مدیریت گفتیم ایشون هم گفتن باید درست بشه ولی در عمل تغییری نداشته … حالا اینها رو داشته باشید .. امسال چهارم عید به من زنگ زدن که مدیریت گفتن ما امسال هیچ برنامه ای برای افزایش حقوق نداریم مطابق سال ۴۰۳ حقوق میدیم اگر تمایل دارید که ۱۶ ام بیاین سرکار در غیر اینصورت ما زودتر زنگ زدیم که اگر میخواین دنبال کار باشید زمان داشته باشید ….من تمام عیدم خراب شد ازینکه چطور نیروی با سابقه رو انقد راحت میگن نخواستین نیاین …من تصمیم داشتم که با پیام بگم نمیام ولی پدرم گفتن اگر نری همون کاری میشه که اونا میخوان و برنامه شو داشتند و تو ۷ سال کار کردی مگه میشه بگن نیا توأم نری …پس سابقه و سنواتت چی میشه ..
الان دو روزه دارم میرم طی صحبت گفتن حقوق تغییری نداره ولی اخر سال ۲۰ میلیون تومان عیدی میدیم .. درحالیکه با رِندی حقوقم رو در واقع ۱.۶۰۰ اضافه کرده به اسم عیدی .. و میخواد اخر سال بده که هیچ ارزش ریالی هم نداره با این وضعیت مملکت … از این رفتار و برخورد چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ شخصیتی بشدت ناراحتم گفتم میرم ولی دنبال کار باشم ولی اصلا روحیه کار ندارم از طرفی ازینکه برای هزینه هام و اجاره خونه تو فشارم و مجبور باشم بمونم ناامید و ناراضی ام. لطفا راهنماییم کنید تصمیم درست بگیرم. در ضمن من متولد ۶۲ و مجردم ام بی ای خوندم ..
سارا
1 سال قبل
سلام آقای معبودی وقتتون بخیر باشه .
چند وقت پیش صحبت کرده بودیم راجب سمی بون همکار و صحبت کردن با مدیر نه راجب اون بلکه راجب خودم و ظایفم اینکه بتونم مثمر ثمر واقع بشم .
و تو این ۵ ماه سعی کردم همین مسیر رو ادامه بدم و خیلی چالش های عصبی از طرف همکارم تحمل کردم .
اما الان واقعا به چالش های بدی خوردم همه میگن کار پیدا کن بعد بیا بیرون و پیدا کردن کار زمان میبره ولی میخوام بیام بیرون دیگه مهم نیس بیکار میشم یک روزم نمیتونم اونجا بمونم جز تنش هیچی نداره.
اما نمیدونم چی بگم و چجوری بیام بیرون
ممنون میشم راهنماییم کنید .
مهلقا
1 سال قبل
سلام وقت بخیر
اولش عذرخواهی میکنم🤭🙏
چون باید نه کم نه زیاد جوری که به ماجرا اشراف داشته باشین توضیح بدم برای همین پیامم زیاد میشه .
من تو یک شرکت خصوصی سه کارمند و دو تا مدیر دارم یک فروشنده یک تامین کننده یک حسابدار پانزده اسفند ماه بود مدیر به حسابدار گفت لیست با اسم قطعات که تو سیستم دارین بدین انباردار تا جمع کنه فرداش انباردار اومد گفت لیست انبار بدین گفتم حسابدار نیومده مریض شده نمیاد تامین گفت بیا من میدم اونم لیست به انباردار داد. فرداش مدیر اومد پیگیری دید لیست اشتباه داده شده اومد به حسابدار گفت چرا اینجوری دادین و بحث شد و به تامین گفت چرا دخالت کردین نباید میدادین . گفت لیست براساس سیستم دوباره انبارگردانی کنن.
فرداش مدیر بهم گفت الان دیگه کار نداری گفتم نه خرده ریزه مونده گفت با انباردار برو محصولات با لیست سیستم چک کن و انباردار رو صدا کرد بهش گفت باهم چک کنین بعد تحویل حسابدار بدین گفتیم باشه .
فرداش رفتم به سرانباردار گفتم انبارگردانی تموم شد گفت نه فروشتون بازه من چی جمع کنم گفتم من فروش ده اسفند بستم ، رفتم از تامین کننده پرسیدم گفت نه من فاکتور باز ندارم دروغ میگه حرفاشو باور نکن .
دوباره رفتم به سرانباردار گفتم از تامین پرسیدم گفت فاکتور باز نداریم و تو الان لیست نداری گفت نه ندارم قشنگ تا تا عید اینجاییم .
رفتم دفتر حسابدار نیومده بود به تامین گفتم سرانباردار گفت لیست ندارم گفت بابا دروغ میگه حرفاشو باور نکن .
گفتم اینجوری تا عید اینجاییم گفت نخیر شما دیگه اینجا کاری نداری میری تموم شد . منو حسابدار میمونیم . ( از لحن گفتنش و میمیک صورتش حس بدی بهم دست داد یجوری گفت انگار کلا از اونجا میرم)
گفتم آخه مدیر بهم گفت انبار جمع نشه تا عید اینجاییم ، تامین با سرش نشونه رد حرفم گفت نخیر شما میرید .
با خودم گفتم این اینجوری میگه بعد مدیر اونجوری میگه حسابدارهم نیس که ازش بپرسم . شاید واقعا سرانباردار لیست رو داره پس به مدیر زنگ میزنم اصلا بپرسم لیست به چه صورت باید داده میشد بهشون یه وقت مثل دیروز نشه که به تامین گفت “شما نباید دخالت میکردین”.
زنگ زدم گفتم حسابدار نیستن میخواستم یه سوال بپرسم لیست که به انباردار باید میدادم به چه صورت باید باشه با مکس گفت باید براساس حروف الفبا باشه چطورمگه گفتم هیچی والا سرانباردار میگه لیست ندارم گفت وای نه اینجوری که طول میکشه پرینت بگیرید بدید بهشون گفتم بله میتونم پرینت بگیرم ولی وظیفه حسابدار هست ایشون بیان پرینت میدن بهشون گفت من دارم بهتون میگم پرینت بگیرید گفتم متوجه ام ولی وظیفه ی بنده نیست حسابدار میان بهشون میگم ناراحت شدن گفت اوکی .
بلند شدم برم به سرانباردار یکبار دیگه بپرسم لیست سیستمی داره یا نه، تامین گفت تو الان اینجوری گفتی مدیر با حسابدار دعواش میشه .
گفتم چه ربطی به حسابدار داره ، سرانباردار گفت لیست ندارم مدیر گفت اشکال نداره پرینت بگیر بده گفتم حسابدار میان بهشون میدن .
بعد گفت اصلا مدیر چرا باید به کارمندی که ربطی نداره اجازه دخالت میده( منو میگفت) یه دو روز میخوایم اضافه بمونیما
گفتم چرا شلوغش میکنی چیزی نشده یک صحبتی بین منو و سرانباردار بوده گفت لیست ندارم
گفت اون دروغ میگه حرفاشو نباید باورکنی
گفتم مگه بچه بازیه کاره ها
با چشم غره کوباندن موبایلش به میز پاشد رفت سراغ سرانباردار منم پاشدم رفتم
با لحن خشن بهش گفت تو لیست سیستمی داری گفت آره دارم بعد با انگشت اشاره که بکنه تو چشم گفت بیا دیدی بعد با اشاره و خشم زیاد به سرانباردار گفت این خانم برداشته زنگ زده به مدیر گفته حسابدار لیست رو نداده به انباردار یه اوهوم به من کرد رفت
سرانباردار هم با من بحث کرد تو چرا زنگ زدی چرا گفتی .
رفتم دفتر با تکبر به من نگاه کرد گفت تقصیر مدیره کارمندا رو میندازه به جون هم ، باید تکلیفت مشخص بشه بزار آقای مدیر بیاد میگم بهش.
هیچی نگفتم و داشتم حلاجی میکردم که چی شد یهو اینجوری شد استرس افتاد به جونم
در باز شد و حسابدار اومد داخل با قیافه عصبانی دیدم پشتش سرانباردار وایستاده
فهمیدم بهش گفته جریانو و از قیافه حسابدار معلومه چهارتام گذاشته روش بهش گفته .
حسابدار نشست گفت چی شده آقای مدیر زنگ زده به من میگه همه انگشت میکنن تو انبار و بحث فوق بدی با من داشتن
و هرچقدر سعی کردم بگم من اصلا با شما کاری نداشتم منظوری نداشتم و فقط پیگیری میکردم فایده نداشت.
مدیر هم که اومد حسابدار با عصبانیت و تن صدای بلند بهشون گفت این چیه که همه انگشت میکنن تو انبار هر کی میخواد بره بکنه بره اصلا ،
مدیر سعی کرد فضا رو آروم کنه و رفت بیرون دو دیقه بعد حسابدار صدا کرد بیا بیرون
دیدم سرانباردار و مدیر و حسابدار رفتن بیرون بعد از ۵ دیقه حسابدار اومد داخل عصبانیتش فروکش شده بود گفت بیا هر دفعه یه چی میگه پرسیدم چی شده گفت سرانباردار میگه لیست رو ندارم گفتم دیدی گفتم .
حالا بحث تو چرا گفتی حسابدار لیست رو نداده تموم شده بود رسیدن به اینکه چرا زنگ زدی نباید زنگ میزدی ، به من زنگ میزدی شروع شد . گفتم چه میدونستم اینجوری میشه بچه ها ناراحت شدن من پیگیری کردم . دیگه ادامه ندادم
واقعا فشار روانی اون روز تحمل کردم و کل روز دست و پاهام میلرزید .
دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط
ممنون از صبر شما تا اینجا خوندید ممنون میشم راهنماییم کنید دیگه نمیتونم فضا رو تحمل کنم اگر قرار باشه مدیریت یک مسئولیت بهم بده و اینجوری باهام برخورد بشه دیگه چیزی ازم نمیمونه
انقدر شعورم میرسه که کار کسی دخالت نکنم اگر همکارم شنیده من گفتم حسابدار لیست رو نداده پس اون حرفمم میشنوفت گفتم وظیفه من نیست بیان خودشون میدن .
کاری که بهم گفته شده بود این بود که لیست رو با انباردار چک کنیم بعد تحویل حسابدار بدیم
واقعا نمیدونم چرا اینجوری کردن
اگر انقدر میترسن که اعتبار و ارزش شش هفت ساله کاریشون با یک جمله لیست رو نداده از بین میره
پس بهتره بره والا 😑🙄
Gol
1 سال قبل
سلام وقتتون بخیر
برای پیشرفت کاری ، وتغییر فیلد کاری به تهران مهاجرت کردم بعد از چند ماه یک جا کار پیدا کردم اول فکر کردم همونجایی هست که فکر میکنم از نظر کاری و علمی بعد متوجه شدم خیر اینطور نیست و بیشتر کارها ارسال میشه
مدیر مجموعه اخلاق خاصی از روز مصاحبه داشت
مثلا میگفت به منشی نگو برای مصاحبه اومدی
یا با فلانی زیاد حرف نزن میخوام بگم بره
منی که تازه چندساعت اول کارم بود
به من اجازه ورود به بخش و نمیداد تا اول پروتکل ها بصورت کامل یاد بگیرم و من داخل دفتر کارم که مربوط به تجربه این ده سالم هست مینوشتم و جلو خودش هم بود یکبار گفت پروتکل ها و بیرون نبری گفتم خیر دفترم داخل ازمایشگاا هست !
دو ماه اونجا بودم دفترم داخل کمد و نیازی هم به دفترم داخل بخش نداشتم
ده روز مونده به عید اول صبح عذرمن و خواست و تهمت زد چرا تو دفترت نوشتی پروتکل ها و و اینکه دفتر کاری من هم بدون اجازه برداشته و دستش هست من اومدم بیرون و شک از رفتارشون و نمیدونم چیکار کنم
۱-احساس بدی دارم من و تو شرایط سخت قرار داد بدون از قبل گفتن کارم و ازدست دادم ( هرچند خودم دنبال کار بودم متوجه شده بودم موندگار نیستم اما یکدفعه امادگی نداشتم)
۲- بیمه این دوماه میترسم رد نکنه چون حقوق هم میخواست نده که گفتم نامه بدید به اداره کار و ادعاتون که واریز کردند
۳- دفتر این همه سالم دستش مونده گفته باید نوشته هات و مربوط به خودمون پاره کنم بعد دفترت و بیا ببر
من چیکار کنم؟؟
Mahboubeh
1 سال قبل
من تویسازمانیکار میکنم محیطسنیهست ومدیرش مایکرو منیجر هستش ومنبه کمپانیملحقشدم اطلاعات پایین واحناج به مشاوره دارمدرچند خطنمیتونم بنویسم
Atiye
1 سال قبل
این که مدیر میدونه چقدر یکی از نیروهاش خاص و مهمه و چه فشاری روش هست و اینو بیان میکنه که شما خیلی زحمت میکشی ولی هیچ کاری برای اون نیرو انجامنمیده و هیچ پاداشی براش در نظر نمیگیره رو باید چی کار کرد؟ با اون مدیر باید چطوری برخورد کرد؟
ناهید
1 سال قبل
سلام در محیط کارم افراد سمی زیادی وجود دارند. حدود یک ماه هست که با خانمی که مدیر مستقیم من نیست و در بعضی کارها مانند گرفتن تاییدیه اسناد باید به ایشان مراجعه کنم سر همین بی احترامی کردنش، درگیری لفظی پیدا کردم و از اون موقع به بعد ایشان به شدت با من زاویه دارند و برای من حاشیه درست میکنند و محیط کار به شدت برای من زننده شده طوری که با استرس زیاد در محیط کار هستم و صبح ها به زور به سر کار میروم لطفا منو راهنمایی بفرمایید چه کاری انجام بدهم و شرایط رو چگونه مدیریت کنم.
سحر
1 سال قبل
من یکسال هست درشرکتی کار میکنم و معرفم مدیرعامل هستش مدیر سرپرست خودم بشدت دارن خرابم میکنن و قرارداد دوماهه باهام دارن میبندن که نارضایتیشونو نشون بدن و تو جلسه ای که با مدیر عامل داشتیم مدیرم نتونست ایشونو قانع کنه و ایشون حق رو تا حدی بمن دادن ولی من اگر قراردادم دوپاهه بسته بشه قصد دارم استعفا بدم و غرورم اجازه نمیده بمونم میشه بگین تو این شرایط رفتار درست چی هست خیلی سردرگمم
رها
1 سال قبل
سلام وعرض ادب
معلم مدرسه ای هستم
که دراون محیط زیادتبعیض میزارند
مثلا شاگردای زرنگ توکلاس بندی دریک کلاس اونهایی که متوسط ضعیف درکلاس دیگری هیچی سلامتی معلم براشون مهم نیست یا ابنکه یک معلم ۵سال طبقه سوم با ۴۰تاپله ی معلمم بدون هیچ مشکلی طبقه اول درکل خیلی پارتی بازی میشه موارد زیادی هم هست.
بصورت گزارس رد کنم یا جه به جا بشم که دراین صورت ممکن مدارس دیگه هم مشکلات دیگری داشته باشد
س ص
1 سال قبل
سلام و وقت بخیر
مدیر میانی یک شرکت هستم، قبلا متوجه شده بودم که یک کارمند سمی در سیستم وجود دارد که پشت سرمن با مدیران ارشد صحبت میکند تا دیروز ویس از ایشون بدستم رسید و متوجه شدم که دقیقا این عمل زشت رو انجام داده، سوالم اینجاست که چه برخوردی در حال حاضر صحیح است؟؟
مهسا محسنی
1 سال قبل
سلام وقتتون بخیر بنده حدود ۹ ماه هست که وارد بانک شدم و متاسفانه همین ابتدای کار من رو شعبه ای فرستادن که حجم کار به شدت زیاده و محیط سمی هست و دلزده شدم. مدیران هم رسیدگی نمیکنن و میگن باید شرایط رو تحمل کنید. من هم هدف اصلیم کار بانک نیست و میخوام مسیر فریلنسری رو شروع کنم اما اینجا اصلا تایمش اجازه نمیده و انگار توی این ۹ ماه به اندازه ۹ سال کار کردم. میخوام استعفا بدم اما نگرانم. به نظرتون مرخصی بدون حقوق تصمیم بهتری هست یا ایتعفا؟
سحر
1 سال قبل
سلام وقتتون بخیر.
جناب معبودی من توی گلفروشی کار میکنم و از اونجایی که حقوق و مزایای خوبی ندارم تصمیم گرفتم کلا برم بعد از عید از اونجا.حالا یکی از همکارهای سابقم توی گلفروشی ازم خواسته که برم پیشش کار کنم.خواستم بدونم به لحاط اخلاقی درستش اینه که من چیکار کنم؟قبل از عید برم پیش همکارم کار کنم یا اینکه باید بعد از عید برم که شلوعی ها تنها نزارم مدیر فعلی م رو.البته ما هیچ قراردادی هم نداریم بیمه هم نیستم هیچی.
و سوال دومم اینه اینکه بخوام یک شیفت جای فعلی باشم یک شیفت پیش همکارم به نطرتون غیر اخلاقی ه؟ایا باید مدیرهامو در جریان بزارم؟
واقعا نمی دونم درستش چیه.
Mahsa
1 سال قبل
من در شرکتی کار میکنم که کارآموزهای زیادی در رفت و آمد هستن و از بین اونها نیروهای جدید انتخاب میشن و طبیعتاً هر کدوم از اونها توانمندی های خاص خودشون رو دارن.
بخشی که من در اون هستم با سابقه ترین شخص من هستم و عملا میشه گفت این بخش رو من کوبیدم و از نو ساختم و همیشه وعده سرپرستی این بخش به من داده شده و با این وعده کارهای زیادی از من کشیده شده..
مدتیه که کارآموزهایی اومدن که به نظر توانمندی های زیادی دارن
این من رو نگران میکنه و میترسونتم که تمام زحماتم توسط یه شخص تازه راه یافته به فنا بره..
میتونید راهنماییم کنید که چه استراتژی ای باید داشته باشم؟!
سلام خسته نباشید من به عنوان پرسنل خودم برای خودم بیمه میریزم و از کارفرما درخاست دارم که حق بیمه منو پرداخت کنه چقدر باید پرداخت کنه بابت بیمه ؟
سلام وقتتون بخیر، رئیس اداره یکی از شعب شهرستان یک شرکت هستم با حدودا ۵۰ زیرمجموعه(۴۰نماینده و ۱۰ همکار مستقیم) پیشنهادتون چه دوره هایی برای بنده و همکاران مستقیمم هست،با توجه به روال سازمانی و عدم مالکیت شخصی کسب و کار- متشکرم
سلام وقت بخیر من با ۷ سال سابقه کار وارد شرکت دیگه ای شدم که به لحاظ مالی و حقوق خیلی برام خوب شد الان سال هفتم هست که مشغولم. به لحاظ شخصی مدیرعامل خیلی احترام من رو دارند ولی به لحاظ کاری تا حایی که میتونن فشار میارن که کمترین حقوق رو کسب کنیم. تاخیر ورود ساعتی ۲۰۰ هزار تومان. مرخصی در ماه یک روز. مرخصی ساعتی ۷ ساعت که اگر ۷ ساعت رو بریم انگار یک روز مرخصی رو رفتیم. ساعتی کاری ما از ۷/۵ صبح تا ۱۴/۵ هست درحالیکه ما نیروی فروش هستیم و با بازار کارمون شروع میشه و عملا تا ساعت ۹ بیکاریم.
اگر مشتری چک ش برگشت بخوره حقوق ما رو سر موعدش نمیده
۱۵ روز تعطیل فروردین ماه رو حقوق نمیده و بیمه ش را هم رد نمیکنه حتی اگر بگیم ازحقوق خودمون کم کنید.
عیدی نداریم. گفته اگر بخوام میدم وگرنه ندارید.
همیشه احترام من را دارد. اگر مساعده میخواستم دادند.
حقوق ثابت من نسبت به دو همکار دیگر فروش بیشتره.
ولی سال ۴۰۳ گفت اضافه نمیکنم فقط ۳ تومن اضافه کرد که اونم ازش بیمه و تاخیرات و غیره کم میشه … جشنواره فروش میزاره ولی میگه پورسانت شماها نصف میشه چون دارم به ضرر میفروشم … برای مرخصی روزانه و ساعتی باید صدجور دلیل و برهان بیاریم …
سنوات و سایر بندهای قانونی کار رو نداشتیم تا کنون .. بقول خودشون دلی بوده …
در ضمن شرکت حالت خانوادکی داره یعنی داماد و دختر مجردشون هم اونجا هستند به لحاظ فروش جنس موجودیا اول دست خودشون میرسه و طرحهای خوب و درجات دلخواه رو اول از موجودیا کم میکنند بعد به ما موجودی اعلام میکنند بارها به مدیریت گفتیم ایشون هم گفتن باید درست بشه ولی در عمل تغییری نداشته … حالا اینها رو داشته باشید .. امسال چهارم عید به من زنگ زدن که مدیریت گفتن ما امسال هیچ برنامه ای برای افزایش حقوق نداریم مطابق سال ۴۰۳ حقوق میدیم اگر تمایل دارید که ۱۶ ام بیاین سرکار در غیر اینصورت ما زودتر زنگ زدیم که اگر میخواین دنبال کار باشید زمان داشته باشید ….من تمام عیدم خراب شد ازینکه چطور نیروی با سابقه رو انقد راحت میگن نخواستین نیاین …من تصمیم داشتم که با پیام بگم نمیام ولی پدرم گفتن اگر نری همون کاری میشه که اونا میخوان و برنامه شو داشتند و تو ۷ سال کار کردی مگه میشه بگن نیا توأم نری …پس سابقه و سنواتت چی میشه ..
الان دو روزه دارم میرم طی صحبت گفتن حقوق تغییری نداره ولی اخر سال ۲۰ میلیون تومان عیدی میدیم .. درحالیکه با رِندی حقوقم رو در واقع ۱.۶۰۰ اضافه کرده به اسم عیدی .. و میخواد اخر سال بده که هیچ ارزش ریالی هم نداره با این وضعیت مملکت … از این رفتار و برخورد چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ شخصیتی بشدت ناراحتم گفتم میرم ولی دنبال کار باشم ولی اصلا روحیه کار ندارم از طرفی ازینکه برای هزینه هام و اجاره خونه تو فشارم و مجبور باشم بمونم ناامید و ناراضی ام. لطفا راهنماییم کنید تصمیم درست بگیرم. در ضمن من متولد ۶۲ و مجردم ام بی ای خوندم ..
سلام آقای معبودی وقتتون بخیر باشه .
چند وقت پیش صحبت کرده بودیم راجب سمی بون همکار و صحبت کردن با مدیر نه راجب اون بلکه راجب خودم و ظایفم اینکه بتونم مثمر ثمر واقع بشم .
و تو این ۵ ماه سعی کردم همین مسیر رو ادامه بدم و خیلی چالش های عصبی از طرف همکارم تحمل کردم .
اما الان واقعا به چالش های بدی خوردم همه میگن کار پیدا کن بعد بیا بیرون و پیدا کردن کار زمان میبره ولی میخوام بیام بیرون دیگه مهم نیس بیکار میشم یک روزم نمیتونم اونجا بمونم جز تنش هیچی نداره.
اما نمیدونم چی بگم و چجوری بیام بیرون
ممنون میشم راهنماییم کنید .
سلام وقت بخیر
اولش عذرخواهی میکنم🤭🙏
چون باید نه کم نه زیاد جوری که به ماجرا اشراف داشته باشین توضیح بدم برای همین پیامم زیاد میشه .
من تو یک شرکت خصوصی سه کارمند و دو تا مدیر دارم یک فروشنده یک تامین کننده یک حسابدار پانزده اسفند ماه بود مدیر به حسابدار گفت لیست با اسم قطعات که تو سیستم دارین بدین انباردار تا جمع کنه فرداش انباردار اومد گفت لیست انبار بدین گفتم حسابدار نیومده مریض شده نمیاد تامین گفت بیا من میدم اونم لیست به انباردار داد. فرداش مدیر اومد پیگیری دید لیست اشتباه داده شده اومد به حسابدار گفت چرا اینجوری دادین و بحث شد و به تامین گفت چرا دخالت کردین نباید میدادین . گفت لیست براساس سیستم دوباره انبارگردانی کنن.
فرداش مدیر بهم گفت الان دیگه کار نداری گفتم نه خرده ریزه مونده گفت با انباردار برو محصولات با لیست سیستم چک کن و انباردار رو صدا کرد بهش گفت باهم چک کنین بعد تحویل حسابدار بدین گفتیم باشه .
فرداش رفتم به سرانباردار گفتم انبارگردانی تموم شد گفت نه فروشتون بازه من چی جمع کنم گفتم من فروش ده اسفند بستم ، رفتم از تامین کننده پرسیدم گفت نه من فاکتور باز ندارم دروغ میگه حرفاشو باور نکن .
دوباره رفتم به سرانباردار گفتم از تامین پرسیدم گفت فاکتور باز نداریم و تو الان لیست نداری گفت نه ندارم قشنگ تا تا عید اینجاییم .
رفتم دفتر حسابدار نیومده بود به تامین گفتم سرانباردار گفت لیست ندارم گفت بابا دروغ میگه حرفاشو باور نکن .
گفتم اینجوری تا عید اینجاییم گفت نخیر شما دیگه اینجا کاری نداری میری تموم شد . منو حسابدار میمونیم . ( از لحن گفتنش و میمیک صورتش حس بدی بهم دست داد یجوری گفت انگار کلا از اونجا میرم)
گفتم آخه مدیر بهم گفت انبار جمع نشه تا عید اینجاییم ، تامین با سرش نشونه رد حرفم گفت نخیر شما میرید .
با خودم گفتم این اینجوری میگه بعد مدیر اونجوری میگه حسابدارهم نیس که ازش بپرسم . شاید واقعا سرانباردار لیست رو داره پس به مدیر زنگ میزنم اصلا بپرسم لیست به چه صورت باید داده میشد بهشون یه وقت مثل دیروز نشه که به تامین گفت “شما نباید دخالت میکردین”.
زنگ زدم گفتم حسابدار نیستن میخواستم یه سوال بپرسم لیست که به انباردار باید میدادم به چه صورت باید باشه با مکس گفت باید براساس حروف الفبا باشه چطورمگه گفتم هیچی والا سرانباردار میگه لیست ندارم گفت وای نه اینجوری که طول میکشه پرینت بگیرید بدید بهشون گفتم بله میتونم پرینت بگیرم ولی وظیفه حسابدار هست ایشون بیان پرینت میدن بهشون گفت من دارم بهتون میگم پرینت بگیرید گفتم متوجه ام ولی وظیفه ی بنده نیست حسابدار میان بهشون میگم ناراحت شدن گفت اوکی .
بلند شدم برم به سرانباردار یکبار دیگه بپرسم لیست سیستمی داره یا نه، تامین گفت تو الان اینجوری گفتی مدیر با حسابدار دعواش میشه .
گفتم چه ربطی به حسابدار داره ، سرانباردار گفت لیست ندارم مدیر گفت اشکال نداره پرینت بگیر بده گفتم حسابدار میان بهشون میدن .
بعد گفت اصلا مدیر چرا باید به کارمندی که ربطی نداره اجازه دخالت میده( منو میگفت) یه دو روز میخوایم اضافه بمونیما
گفتم چرا شلوغش میکنی چیزی نشده یک صحبتی بین منو و سرانباردار بوده گفت لیست ندارم
گفت اون دروغ میگه حرفاشو نباید باورکنی
گفتم مگه بچه بازیه کاره ها
با چشم غره کوباندن موبایلش به میز پاشد رفت سراغ سرانباردار منم پاشدم رفتم
با لحن خشن بهش گفت تو لیست سیستمی داری گفت آره دارم بعد با انگشت اشاره که بکنه تو چشم گفت بیا دیدی بعد با اشاره و خشم زیاد به سرانباردار گفت این خانم برداشته زنگ زده به مدیر گفته حسابدار لیست رو نداده به انباردار یه اوهوم به من کرد رفت
سرانباردار هم با من بحث کرد تو چرا زنگ زدی چرا گفتی .
رفتم دفتر با تکبر به من نگاه کرد گفت تقصیر مدیره کارمندا رو میندازه به جون هم ، باید تکلیفت مشخص بشه بزار آقای مدیر بیاد میگم بهش.
هیچی نگفتم و داشتم حلاجی میکردم که چی شد یهو اینجوری شد استرس افتاد به جونم
در باز شد و حسابدار اومد داخل با قیافه عصبانی دیدم پشتش سرانباردار وایستاده
فهمیدم بهش گفته جریانو و از قیافه حسابدار معلومه چهارتام گذاشته روش بهش گفته .
حسابدار نشست گفت چی شده آقای مدیر زنگ زده به من میگه همه انگشت میکنن تو انبار و بحث فوق بدی با من داشتن
و هرچقدر سعی کردم بگم من اصلا با شما کاری نداشتم منظوری نداشتم و فقط پیگیری میکردم فایده نداشت.
مدیر هم که اومد حسابدار با عصبانیت و تن صدای بلند بهشون گفت این چیه که همه انگشت میکنن تو انبار هر کی میخواد بره بکنه بره اصلا ،
مدیر سعی کرد فضا رو آروم کنه و رفت بیرون دو دیقه بعد حسابدار صدا کرد بیا بیرون
دیدم سرانباردار و مدیر و حسابدار رفتن بیرون بعد از ۵ دیقه حسابدار اومد داخل عصبانیتش فروکش شده بود گفت بیا هر دفعه یه چی میگه پرسیدم چی شده گفت سرانباردار میگه لیست رو ندارم گفتم دیدی گفتم .
حالا بحث تو چرا گفتی حسابدار لیست رو نداده تموم شده بود رسیدن به اینکه چرا زنگ زدی نباید زنگ میزدی ، به من زنگ میزدی شروع شد . گفتم چه میدونستم اینجوری میشه بچه ها ناراحت شدن من پیگیری کردم . دیگه ادامه ندادم
واقعا فشار روانی اون روز تحمل کردم و کل روز دست و پاهام میلرزید .
دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط
ممنون از صبر شما تا اینجا خوندید ممنون میشم راهنماییم کنید دیگه نمیتونم فضا رو تحمل کنم اگر قرار باشه مدیریت یک مسئولیت بهم بده و اینجوری باهام برخورد بشه دیگه چیزی ازم نمیمونه
انقدر شعورم میرسه که کار کسی دخالت نکنم اگر همکارم شنیده من گفتم حسابدار لیست رو نداده پس اون حرفمم میشنوفت گفتم وظیفه من نیست بیان خودشون میدن .
کاری که بهم گفته شده بود این بود که لیست رو با انباردار چک کنیم بعد تحویل حسابدار بدیم
واقعا نمیدونم چرا اینجوری کردن
اگر انقدر میترسن که اعتبار و ارزش شش هفت ساله کاریشون با یک جمله لیست رو نداده از بین میره
پس بهتره بره والا 😑🙄
سلام وقتتون بخیر
برای پیشرفت کاری ، وتغییر فیلد کاری به تهران مهاجرت کردم بعد از چند ماه یک جا کار پیدا کردم اول فکر کردم همونجایی هست که فکر میکنم از نظر کاری و علمی بعد متوجه شدم خیر اینطور نیست و بیشتر کارها ارسال میشه
مدیر مجموعه اخلاق خاصی از روز مصاحبه داشت
مثلا میگفت به منشی نگو برای مصاحبه اومدی
یا با فلانی زیاد حرف نزن میخوام بگم بره
منی که تازه چندساعت اول کارم بود
به من اجازه ورود به بخش و نمیداد تا اول پروتکل ها بصورت کامل یاد بگیرم و من داخل دفتر کارم که مربوط به تجربه این ده سالم هست مینوشتم و جلو خودش هم بود یکبار گفت پروتکل ها و بیرون نبری گفتم خیر دفترم داخل ازمایشگاا هست !
دو ماه اونجا بودم دفترم داخل کمد و نیازی هم به دفترم داخل بخش نداشتم
ده روز مونده به عید اول صبح عذرمن و خواست و تهمت زد چرا تو دفترت نوشتی پروتکل ها و و اینکه دفتر کاری من هم بدون اجازه برداشته و دستش هست من اومدم بیرون و شک از رفتارشون و نمیدونم چیکار کنم
۱-احساس بدی دارم من و تو شرایط سخت قرار داد بدون از قبل گفتن کارم و ازدست دادم ( هرچند خودم دنبال کار بودم متوجه شده بودم موندگار نیستم اما یکدفعه امادگی نداشتم)
۲- بیمه این دوماه میترسم رد نکنه چون حقوق هم میخواست نده که گفتم نامه بدید به اداره کار و ادعاتون که واریز کردند
۳- دفتر این همه سالم دستش مونده گفته باید نوشته هات و مربوط به خودمون پاره کنم بعد دفترت و بیا ببر
من چیکار کنم؟؟
من تویسازمانیکار میکنم محیطسنیهست ومدیرش مایکرو منیجر هستش ومنبه کمپانیملحقشدم اطلاعات پایین واحناج به مشاوره دارمدرچند خطنمیتونم بنویسم
این که مدیر میدونه چقدر یکی از نیروهاش خاص و مهمه و چه فشاری روش هست و اینو بیان میکنه که شما خیلی زحمت میکشی ولی هیچ کاری برای اون نیرو انجامنمیده و هیچ پاداشی براش در نظر نمیگیره رو باید چی کار کرد؟ با اون مدیر باید چطوری برخورد کرد؟
سلام در محیط کارم افراد سمی زیادی وجود دارند. حدود یک ماه هست که با خانمی که مدیر مستقیم من نیست و در بعضی کارها مانند گرفتن تاییدیه اسناد باید به ایشان مراجعه کنم سر همین بی احترامی کردنش، درگیری لفظی پیدا کردم و از اون موقع به بعد ایشان به شدت با من زاویه دارند و برای من حاشیه درست میکنند و محیط کار به شدت برای من زننده شده طوری که با استرس زیاد در محیط کار هستم و صبح ها به زور به سر کار میروم لطفا منو راهنمایی بفرمایید چه کاری انجام بدهم و شرایط رو چگونه مدیریت کنم.
من یکسال هست درشرکتی کار میکنم و معرفم مدیرعامل هستش مدیر سرپرست خودم بشدت دارن خرابم میکنن و قرارداد دوماهه باهام دارن میبندن که نارضایتیشونو نشون بدن و تو جلسه ای که با مدیر عامل داشتیم مدیرم نتونست ایشونو قانع کنه و ایشون حق رو تا حدی بمن دادن ولی من اگر قراردادم دوپاهه بسته بشه قصد دارم استعفا بدم و غرورم اجازه نمیده بمونم میشه بگین تو این شرایط رفتار درست چی هست خیلی سردرگمم
سلام وعرض ادب
معلم مدرسه ای هستم
که دراون محیط زیادتبعیض میزارند
مثلا شاگردای زرنگ توکلاس بندی دریک کلاس اونهایی که متوسط ضعیف درکلاس دیگری هیچی سلامتی معلم براشون مهم نیست یا ابنکه یک معلم ۵سال طبقه سوم با ۴۰تاپله ی معلمم بدون هیچ مشکلی طبقه اول درکل خیلی پارتی بازی میشه موارد زیادی هم هست.
بصورت گزارس رد کنم یا جه به جا بشم که دراین صورت ممکن مدارس دیگه هم مشکلات دیگری داشته باشد
سلام و وقت بخیر
مدیر میانی یک شرکت هستم، قبلا متوجه شده بودم که یک کارمند سمی در سیستم وجود دارد که پشت سرمن با مدیران ارشد صحبت میکند تا دیروز ویس از ایشون بدستم رسید و متوجه شدم که دقیقا این عمل زشت رو انجام داده، سوالم اینجاست که چه برخوردی در حال حاضر صحیح است؟؟
سلام وقتتون بخیر بنده حدود ۹ ماه هست که وارد بانک شدم و متاسفانه همین ابتدای کار من رو شعبه ای فرستادن که حجم کار به شدت زیاده و محیط سمی هست و دلزده شدم. مدیران هم رسیدگی نمیکنن و میگن باید شرایط رو تحمل کنید. من هم هدف اصلیم کار بانک نیست و میخوام مسیر فریلنسری رو شروع کنم اما اینجا اصلا تایمش اجازه نمیده و انگار توی این ۹ ماه به اندازه ۹ سال کار کردم. میخوام استعفا بدم اما نگرانم. به نظرتون مرخصی بدون حقوق تصمیم بهتری هست یا ایتعفا؟
سلام وقتتون بخیر.
جناب معبودی من توی گلفروشی کار میکنم و از اونجایی که حقوق و مزایای خوبی ندارم تصمیم گرفتم کلا برم بعد از عید از اونجا.حالا یکی از همکارهای سابقم توی گلفروشی ازم خواسته که برم پیشش کار کنم.خواستم بدونم به لحاط اخلاقی درستش اینه که من چیکار کنم؟قبل از عید برم پیش همکارم کار کنم یا اینکه باید بعد از عید برم که شلوعی ها تنها نزارم مدیر فعلی م رو.البته ما هیچ قراردادی هم نداریم بیمه هم نیستم هیچی.
و سوال دومم اینه اینکه بخوام یک شیفت جای فعلی باشم یک شیفت پیش همکارم به نطرتون غیر اخلاقی ه؟ایا باید مدیرهامو در جریان بزارم؟
واقعا نمی دونم درستش چیه.
من در شرکتی کار میکنم که کارآموزهای زیادی در رفت و آمد هستن و از بین اونها نیروهای جدید انتخاب میشن و طبیعتاً هر کدوم از اونها توانمندی های خاص خودشون رو دارن.
بخشی که من در اون هستم با سابقه ترین شخص من هستم و عملا میشه گفت این بخش رو من کوبیدم و از نو ساختم و همیشه وعده سرپرستی این بخش به من داده شده و با این وعده کارهای زیادی از من کشیده شده..
مدتیه که کارآموزهایی اومدن که به نظر توانمندی های زیادی دارن
این من رو نگران میکنه و میترسونتم که تمام زحماتم توسط یه شخص تازه راه یافته به فنا بره..
میتونید راهنماییم کنید که چه استراتژی ای باید داشته باشم؟!