اگر این چالشها برای شما آشناست، مشکل فقط «کمبود تلاش» نیست؛ کسبوکار شما به یک بازطراحی مدیریتی نیاز دارد. وقت آن رسیده کسبوکارتان را از وابستگی به شما، به سمت سیستمی قدرتمند، تیمی توانمند و رشدی پایدار ببرید. از جایی شروع کنید که تغییر واقعی در کسبوکار شما اتفاق میافتد.
مدیرعامل مجموعه مدیرنو؛ مشاور و مدرس کسبوکار
مدیرعامل مجموعه مدیرنو؛ مشاور و مدرس کسبوکار
850 +
مجموعه مشاوره شده
10 +
سال مشاور استراتژیک
8 +
سال سابقه سخنرانی
50 +
مشاوره بلندمدت
ثبت درخواست از طریق سایت یا تماس تلفنی با واحد مشاوره
آشنایی با کسبوکار شما؛ بررسی چالشها و ریشهیابی مشکلات
ارائه راهکارهای اولیه جهت رفع مشکلات و به کارگیری فرصت ها
ارائه برنامههای ادامه همکاری، پشتیبانی در اجرا و ارزیابی نتایج
در دفاتر تهران و رشت
تصویری از طریق اسکایپ و ...
از سراسر ایران
محتوای جلسات مشاور مدیر عامل مدیرنو متناسب با نیاز سازمان شما درنظر گرفته میشود. اما موضوعاتی که معمولاً پوشش داده میشود به شرح زیر است.
هدف جلسه مشاوره فقط شناسایی مشکل نیست؛ بلکه کمک میکند چالشهای اصلی کسبوکار شفاف شوند، اقدامات ضروری اولویتبندی شوند و از تصمیمهای اشتباه و پرهزینه جلوگیری شود. در پایان جلسه، دید روشنتری نسبت به مسیر پیشرو خواهید داشت و یک نقشه راه اولیه و برنامه عملیاتی برای حرکت به سمت اهداف کسبوکار در اختیار شما قرار میگیرد.
این نوع مشاوره شامل جلسات متمرکز برای بررسی یک یا چند مسئله مشخص؛ برای زمانی مناسب است که شما نیاز به تحلیل سریع، تصمیمسازی یا بررسی یک چالش خاص دارید.
شامل همکاری ساختاریافته در بازه زمانی مشخص برای حل مسائل عمیقتر سازمان مانند بازطراحی سیستم فروش، اصلاح ساختار منابع انسانی یا سیستمسازی کسبوکار.
• ساختار سازمان شما از رشد عقب مانده
• با چالشهای بهرهوری، نیروی انسانی و مدیریت سنتی روبرو هستید
• کسبوکار بزرگی را شروع کردید که نیاز به طراحی ساختار درست دارد
• تصمیمهای متکی بر آزمون و خطا برای سازمانتان ریسک بالایی دارند
مدیرعامل هر روز باید درباره فروش، رشد ، ساختارسازی و دهها موضوع دیگر تصمیم بگیرد. گاهی یک تصمیم اشتباه، هزینهای چندین برابر بیشتر از هزینه یک مشاوره خواهد داشت.
تمرکز مدیرنو بر بهبود تصمیمسازی در سطح مدیرعامل سازمان است، نه صرفاً آموزش عمومی یا مشاورههای سطحی سازمانی.
تمرکز ما بر سه حوزه کلیدی عملکرد سازمان شماست: تمام این حوزهها علاوه بر بررسیهای تحلیلی و تئوریک، با نگاه اجرایی نیز بررسی میشوند.
1. سیستمسازی کسبوکار
بررسی ساختار تصمیمگیری، فرآیندها، نقشها و جریان کار در سازمان؛ با هدف کاهش وابستگی به افراد و افزایش قابلیت پیشبینی عملکرد.
2. منابع انسانی و ساختار سازمانی
تحلیل وضعیت تیمها، نقشها، مسئولیتها، تعارضها و بهرهوری نیروی انسانی در سازمان.
3. فروش و بازاریابی
بررسی مسیر جذب مشتری، فرآیند فروش، نرخ تبدیل، ساختار تیم فروش و هماهنگی آن با استراتژی رشد.
فرآیند جلسات بهصورت مرحلهای طراحی شده تا مشاوره بر اساس تحلیل دادههای سازمان شما شکل بگیرد.
مرحله اول: دریافت اطلاعات
در ابتدا وضعیت کسبوکار، چالشها و دغدغههای مدیرعامل بررسی میشود. این مرحله بسته به اندازه سازمان میتواند کلی یا جزئی باشد.
مرحله دوم: عارضهیابی
در این مرحله، ساختار کسبوکار تحلیل میشود تا ریشه مشکلات مشخص شود.
مرحله سوم: ارائه تحلیل و راهکار
بر اساس دادههای جلسه، راهکارهای اجرایی و متناسب با شرایط واقعی سازمان ارائه میشود.
مرحله چهارم: مسیر اجرا
در پایان جلسه، مدیرعامل با یک تصویر واضح از وضعیت سازمان خود، اقدامات پیشنهادی را طبق برنامه، اجرا میکند.
تفاوت اصلی مدیرنو در نوع نگاه به مسئله است. در بسیاری از مدلهای مشاوره، تمرکز بر تحلیل کلی یا ارائه توصیههای عمومی است.
این رویکرد بر پایه بیش از 11 سال تجربه اجرایی در فضای واقعی کسبوکار شکل گرفته است و بر صرفاً موارد تئوری یا آموزشی متکی نیست.
این شرکت سه سهامدار داشت که هرکدام مسئول یکی از بخشهای کلیدی سازمان بودند. در ظاهر، تقسیم مسئولیت رقم خورده بود؛اما در عمل، بخش زیادی از تصمیمها باید از میز هر سه مدیر میگذشت. با اینکه خودشان نیز از ابتدا میخواستند از چرخه اجرایی خارج شوند، اما این اتفاق دو سال طول کشید. چرا که خروج سهامدار از اجرا، مانند جایگزینی یک نیرو نیست؛بلکه سازمان باید بتواند بدون چنین افرادی نیز تصمیم بگیرد و به مسیر خود ادامه دهد.
سهامدار (مالک)
نفر کارمند
مالی، عملیات، فروش
عدم بهرهوری، کندی تصمیمگیری، وابستگی اجرایی بالا
۱- خط میانی سازمان ارتقا یا جایگزین شد.
۲- نرمافزاری که ۴ سال از خرید آن میگذشت اما عملاً کارایی لازم را نداشت، تا حدود ۷۰٪ اجرا شد؛ و با ارتقا نیازهای سازمان، به سمت خرید نرمافزار جدید پیش رفتیم.
۳- تعداد کارکنان حدود ۳۰٪ کاهش پیدا کرد.
۴- سیستم هدفگذاری در سازمان پیاده شد.
در واقع به عدمبهرهوری از چند زاویه مختلف نگاه کردیم: آدمها، مدیریت، فرآیند، ابزار و هدفگذاری.
قرار نبود فقط مدیران را از چرخه اجرا خارج کنیم، بلکه باید همزمان چند تغییر کلیدی را اجرا میکردیم:
در سازمان
30% کاهش تعداد کارکنان
نرمافزار جدید خریداری شد
با جایگزینی با نیروهای مناسب
اما مهمتر از همه اینکه: سازمان در حال حرکت از«مدیریت با حضور سهامداران» به سمت «مدیریت توسط یک ساختار اجرایی» و بدون حضور سهامداران است.
نتیجه دو سال و چند ماه همکاری یک چیز مهم بود.
“ساختن یک سازمان مستقل، پروژهای چندماهه نیست”! گاهی باید؛ همزمان آدمها، مدیران، فرآیندها، سیستمها و حتی عادتهای قدیمی سازمان را تغییر دهید و در این مسیر، وجود مقاومت کاملا طبیعی خواهد بود.
ناسازگاری کارکنان و مقاومت در برابر تغییر وجود داشت و حتی در مواردی، بعضی کارکنان سمی یا متخلف، پشت سر تیم مشاور صحبت و تلاش میکردند همکاری سازمان را با ما متوقف کنند. درست است که این بخش از پروژهها، معمولاً در گزارشهای «موفقیت» گفته نمیشوند، اما بخش جدی کار ما همینجاست.