مدیرنو به عنوان شرکت مشاوره مدیریتی و آموزش سازمانی، در طول سالیان با مشکلات و چالشهای کارکنان در ارتباط بوده است. به دلیل درخواست مکرر کارکنان مبنی بر دریافت مشاوره و پاسخگویی به سوالاتشان برای رفع مشکلات کاری آنها، تصمیم گرفتیم خدمت جدید مشاوره کاری رایگان به شما عزیزان ارائه کنیم. پیش از این نیز خدمت رایگان پادکست های کسب و کار را در اختیار شما قرار داده بودیم. “مشاوره کاری رایگان تنها برای کارکنان” بوده و مدیران عزیز میتوانند از این پرسش و پاسخها در جهت بهبود فضای کسبوکارشان بهره ببرند و درصورتیکه به خدمات سازمانی نیاز دارید به صفحه اصلی مدیرنو مراجعه کنید.
ما برای کمک به شما آمادهایم. با ارسال سوالات خود در بخش زیر، در کمتر از 24 ساعت «توسط شخص جناب معبودی» مشاور ارشد مجموعه مدیرنو، پاسخ دریافت کنید.
"*" indicates required fields
.
نیاز به کمک دارم،شغلم دکوراسیون داخلی هستش،۰۹۱۲۷۸۲۹۸۳۴ شماره تماسم،ممنون میشم راهنماییم کنید بدجور سردوراهی موندم
سلام وقت بخیر . با شما تماس گرفته شد ، در صورت تمایل میتونید از طریق شماره های ما در صفحه تماس با ما ، با ما در ارتباط باشید
سلام وقت بخیر . من یه خانم ۳۰ ساله هستم و ۵ سال هست که تو یک مجموعه فروش دکوراسیون و مبلمان منزل فعالیت دارم . ازاول کارم رو به عنوان مشاور فروش شروع کردم و کم کم با اعتماد مدیرم کارهای رسیدگی به حساب ها واریزی ها و مشتری و تسویه و تحویل و سفارشات و…. هم انجام دادم و جز وظایف ثابتم شد ( منظورم حسابداری نیست چون بلد نبودم و دوره ای ندیده بودم) خودم خیلی از این قضیه راضی و خوشحال بودم چون باعث میشد کارهای جدیدتر یاد بگیرم و مسئولیت بیشتری داشته باشم تا جایی که بتونم فروشگاه زو به تنهایی اداره کنم . مشکل من از جایی شروع میشه که مدیرم بر این باور هست که تمام تصمیمات نهایی رو ایشون باید بگیره و اجازه نداریم هیچ تصمیمی بگیریم حتی زمانی که ایشون نیستن یا دسترسی نداریم و عملا بدون ایشون مجموعه از نظر تصمیم گیری بحرانی فلج میشه و بعدا خودشون ناراحت میشن که چرا ما کار یاد نمیگیریم و یا چرا در نبود ایشون اینطور میشه ( البته خب خستگی و مشغله خود ایشون هم به واسطه این رفتار خیلی خیلی زیاد میشه که باعث ایجاد تنش بینمون میشه )
چند وقت پیش احساس میکردم دارم درجا میزنم پیشرفتی نیست چیز جدید یاد نمیگیرم تا اینکه این اواخر حتی بدتر پسرفت هم دارم و کارهام عقب میوفته و رسیدگیم کمتر میشه و هر روز استرسم صد برابر میشه مخصوصا که از نظر مالی هم مسئولیت زیادی دارم . مدیرم به شدت آدم منظمی هست و منم یکم بی نظم هستم که ایشون با این قضیه نمیتونه کنار بیاد .
تصمیم گرفتم برم و شغلمو عوض کنم چون احساس میکنم برای هر ۲ طرف خیلی بهتره ولی نمیدونم تا چه حد تصمیم درستیه ممنون میشم راهنمایی کنید
درود بر شما
وقت بخیر
ریشه های به امروز رسیدن رو لیست کنید
چرایی هاشو مشخص کنید
و ببینید چقدر سهم شماست.
چون مواردی که رو میز شماست و شما بانی ش هستید توی محل کار جدید هم گریبانتون رو میگیره
سلام مجدد وقت عالی بخیر .
خب قبول دارم که خیلیش حتی سهم من هست اما از طرفی هم ما آدم های کاملا متفاوتی هستیم و جایی که من واقعا صدمو میزارم بازم دیده نمیشه و بازم فقط اشتباهاتم دیده میشه .
احساس میکنم همین باعث سرخوردگی من شده و از اونطرف فک میکنم دیگه برای مدیرم غیر قابل تحمل شدم و یکی از دلایل اصلی که میخوام برم همینه
خانم پریناز
شما نهایتا میتونید اشتباهات خودتون رو برطرف کنید تا در آینده توی موقعیت های گریبانگیرتون نشه.
اگه هنوز خودتون به ته خط نرسیدید٬ بهتر مستقیم و رودررو با مدیرتون صحبت کنید. در کمال احترام و آرامش دغدغه هاتون و چالشهاتون رو بگید شاید کمکتون کردن.
در صورتیکه این اقدام به نتیجه نرسید٬ به فکر انتخاب های دیگه باشید
سلام وقتتون بخیر
خداقوت
من معاون اجرایی یه پروژه هستم
خداروشکر موقعیت خوبی دارم
ولی چیزی که داره اذیتم میکنه این هست که فکر میکنم نمیتونم رشد کنم نمیتونم چیز جدید یادبگیرم.
منظورم از رشد، رشد شخصی و حرفهای هست تا تجربههای جدید و یادگیریهای جدید داشته باشم.
من از ابتدای پروژه تا الان که ۳ سال گذشته همراه موسسه هستم
بخاطر توانمندی و فعال بودنم از نظر جایگاهی خیلی رشد کردم و الان معاون اجرایی هستم
اما این منو اذیت میکنه که حس میکنم در جمعی نیستم که بقیه خیلی بیشتر از من بدونن.
اینطوری بگم که من دوست دارم در جایی باشم که اطرافیانم از من بیشتر بدونن و از من بیشتر موفق باشن تا منم بتونم رشد بیشتری داشته باشم
ولی الان حس میکنم اینطور نیست، من بعضی جاها مجبورم کمکاری و ندونم کاری بقیه رو هم گردن بگیرم، درحالیکه دوست دارم اگه قراره اینطور باشه حداقل چیز جدیدی باشه که من یه چیزی یاد بگیرم
با اینکه ۲۱ سال بیشتر ندارم و اکثر اطرافیان سنشون از من بیشتره اما به دنبال یادگیری و خلاقیت نیستن
و این فضایی که هیچ کس به دنبال ارتقای خلاقیت و توانمندی نیست منو هم ضعیف میکنه و نمیدونم چیکار کنم!
کم کاری و روتین کاری بقیه رو میبینم اذیت میشم و فضا باعث میشه منم مثل قبل نتونم پرشور باشم.
با اینکه مدیرعامل ازم حمایت میکنه اما فضایی که نتونم پورشورانه و فعالانه چیزای جدید یاد بگیرم رو دوست ندارم.
و اینکه من زیر و خم تمام کارهارو میدونم اینم خوب نیست چون چیز جدیدی برام نمونده
اینم از کنجکاوی و فعال بودن بیش از اندازه خودم بوده که متاسفانه نمیدونستم باید محدودش میکردم
ولی الان در این نقطه هستم که هی به این فکر میکنم که باید جاتو عوض کنی،به ویژه که سنی ندارم
ولی نمیدونم افکارم درسته یا نه؟!
نمیدونم اگه از اینجا برم میتونم شغل بهتری پیدا کنم یا نه؟!
به نظر شما چیکار کنم؟
درود بر شما
وقت بخیر
چندتا انتخاب دارید:
۱- خارج بشید
۲- عمیق تر بشید تو کارهای خودتون با آموزشهای خارج از سازمان
۳- توی حوزه های جدید آموزش ببینید.
این آموزشها به صورت شخصیه و ربطی به سازمان شما نداره
سلام
چه دوره هایی برای کارمندان دارید.
با تشکر
سلام وقتتون بخیر باشه
شما می تونید دوره هوش هیجانی ، دوره هوش اجتماعی و دوره مهارت های ارتباطی رو استفاده کنید . این دوره ها در حال حاضر در سایت موجود هستند و قابل خریداری و استفاده می باشند .
اگر سوالی دارید می توانید با کارشناسان ما جهت اطلاعات بیشتر تماس بگیرید ۰۲۱۲۶۲۴۸۷۷۹
سلام من ۱۰ سال هست در یکی از بیمارستانهای مدیر و مسیول آموزش هستم و خیلی خلاق و توانمند جوری که بهم میگن برند دانشگاه هستی اصلا مغرور نیستم. حدود ۷ ماه هست یک مدیر جدید دارم که قبلا بسیار دوست و صمیمی بودیم اما الان توی سمت که قرار گرفتن و مافوق من هستند کلا من را از تمام تصمیمات و جلسات حذف کردن اگه مسئولی پیش من میاد مواخده میشه که نباید برید پیش این فرد و تذکر میگیرن. کلا من را حدف کرده و به شدت کنترل میکنه. دلش می خواد هر جا فقط اسم خودشون باشه و هیچ کس از مسیول آموزش تعریف نکنه. تحصیلات من ازشون بالاتره. من خیلی دارم اذیت میشم و نمی دونم چکار کنم؟ بهم پیشنهاد دادن مسیول آموزش استان بشم و نمی دونید ایشون چقدر خوشحال شدند و دارن تلاش میکنند که من برم از مجموعه ولی تمامی کادر بیمارستان از جمله مدیر معاون درمان و.….همه اصرار دارن من بمونم. توی سمت جدید که بالاتر هم هست خیلی از مزایای من کاهش پیدا میکنه و ماموریتم زیاد میشه. الان سوپروایزر اموزشی بیمارستانم اون وقت میشم مسئول آموزش استان. واقعا نمی دونم چکار کنم و چرا اینجوری شده. انگار وجود من تو مجموعه براشون تهدید هست. پرسنل و مسئولین خیلی به من اعتماد دارن هرجا اتفاقی میفته از من کمک می خوان و همیشه براشون راه حل دارم. الان میترسند اصلا به من نزدیک بشن. هر جا که نمی دونن چکار کنند سریع میان سراغ من و اونجایی که مشکلشون حل شد میگن دخالت نکن به تو مربوط نمیشه. فقط یک سری افرادی گذاشتن کنارشون و بهشون اهمیت میدن که اصلا توانمند نیستند. در ظاهر بسیار بسیار مودب و مردم دار ولی خیلی هوشمندانه ادمهایی که احساس خطر میکنند را تعویض میکنند. میشه راهنماییم کنید لطفا؟
درود بر شما
ایشون هم خانم هستن؟
بله
توی رفتارهاتون به صورت ناخواسته این حس یا این پیام رو منتقل نکردید که منبع خطرید براشون؟
ممکنه کاملا ناخواسته بوده باشه
سلام وقت بخیر من یه همکاری دارم کاملا رومخ وعقده ای نه تنها چیزی بارش نیست ادعا میکنه پروفسوره وازطرفی کامل بدرفتار ومشکل اخلاقی داره سعی میکنم کمترهم صحبت شم و اهمیت ندم اماوافعا نمیتونم وسخته کنترل کردن خودم از من چندسال کوچکتره اما بشدت بی ادب و مدعی ام هست که بهترینه ومشکل از بقیه اس حتی ارتباط با مدیرمجموعه رو بلدنیست واقعا نمیدونم چه کنم اعتراض کردم به ندیریت اما بیشترازین نمیخوام درگیربشم و ایشون میگن اهمیت نده وبه کارت برس ومحل نده اما واقعا کلافه ام لطفا راهنماییم کنید
درود بر شما
کاملاً درکت میکنم، کار کردن کنار آدمی که از بالا نگاه میکنه، بیادبه، ادعا داره اما خروجی نداره واقعاً اعصابخورد کنه.
این مدل آدمها واقعاً آدمو خسته میکنن، مخصوصاً وقتی سنشون هم کمتره و “تجربه” رو با “ادعا” اشتباه گرفتن.
ولی واقعیتش اینه که:
۱) این آدمها معمولاً درست نمیشن
نه با توضیح، نه با بحث و نه با منطقی حرف زدن.
چون مسئلهشون تربیت، جایگاه، کمبود و عقدهٔ دیده شدنه، نه کمبود اطلاعات.
پس هرچی انرژی بذاری، بدتر درگیرش میشی.
۲) کاری که مدیر گفته یعنی محل نده درسته، اما کافی نیست
محل ندادن به تنهایی جواب نمیده.
باید یه چارچوب رفتاری برای خودت بسازی که:
نه تو رو عصبی کنه، نه بهش اجازه بده بیاد توی فضای شخصیت.
این چارچوب باید شامل اینا باشه:
اولا٬ تعامل فقط روی کار باشه
نه شوخی، نه بحثهای بیخودی، نه حرفهای شخصی و فقط کار محور.
دوم٬ جوابها کوتاه، مؤدب، اما بسته باشن
-باشه
-اوکی، یادداشت شد.
-ممنون، انجام میدم.
هیچ فضایی برای بحث ایجاد نکن لطفا
و نهایتا پادکستهای ما رو گوش بده
کمکت میکنن:
https://modirno.org/podcasts/
ماسه نفرهستیم در قسمت اداری.
اگر بخوام یک پیش فرضی بدم یکی از همکاران من شخصیت خود محوری داره و سعی میکنه که بگه نظر،نظر و حرف من درسته ازطرفی اشتباهات خودشون رو گردن نمیگیرند و حتی اشتباهات خودشونو به گردن دیگران میندازن حتی ممکنه گس لایت بکند.
از طرف دیگه شخصیت همکار دومم به این صورت هست که ایشون باهمکار اولم که بهش اشاره کردم باهمدیگه صمیمی تروسعی میکنن ازیکدیگر دفاع کنند.البته شاید درظاهرصمیمی!!چراکه این خانم از رفتارهای همکاراولم پیش من هم گلایه میکنه وحرف ببر بیاره و برای من غیرقابل اعتماد ازچنین لحاظ.ومن سعی کردم ازاین دوهمکارم فاصله عاطفی روحفظ کنم به خصوص که سرمسائلی باهم به مشکل خوردیم
برمیگردم به موضوع اصلی:
از اونجایی که طبق درخواست سرپرستمون ازبدواستخدام ازما، این بود که” با یکدیگر در خصوص مسائل کاری لینک باشیم و در جریان امور قرار بدیم همدیگه رو” یک موردی رو جهت اطلاع به همکارانم گفتم اما با واکنش و لحن نامناسبی روبرو شدم با این واکنش که” در جریان بودیم” و من یک لحظه سکوت کردم وسرگرم به کارم شدم واقعا نمیدونستم چه واکنشی بایدنشون داد ؟
مورد بعدی این هست که من گاهی اوقات فکر میکنم اگر درخواست و یا سوالی داشته باشم سعی دارن گره بندازن توی کار یا سوال پیچ کنند بر فرض مثال روز گذشته بهشون گفتم روی این پاکت باید یک نوشته بزارم چه نوشتهای باید گذاشته بشه؟درجواب گفتن مگه سرپرستمون نگفتن؟؟ومن اینجابالحن اروم وشفاف گفتم عجله داشتن نگفتن شما بی زحمت به من بگو..
یاحتی گاهی فکر میکنم یه سری موارد رو به من نمیگن و یه سری امور رو مخفی میکنند یا اگر ازشون هم بپرسم به صورت مبهم پاسخ میدن مثلاً در ساعاتی که توی دفتر نیستم اگر مورد استخدامی باشه به من گفته نمیشه و بعد که سرپرستم به استخدامی جدید اشاره میکنن یاازوضعیت روال استخدامی نیرو پیگیری میکنن من تازه متوجه میشم چنین موردی بوده
به طورکلی تعامل درست بااین افرادچیه؟من متوجه بدگویی پشت سرم ازجانب این همکارانم هستم ویاحتی به طعنه وکنایه حرف میزنن
ممنونم ازراهنمایی شما
تو الان توی یه تیم ۳ نفره اداری هستی که:
نفر اول خودمحور، مسئولیتگریز، گسلایتکننده و همیشه طلبکاره.
نفر دوم همپیمانه؛ اما پشتش هم ازش گله میکنه و حرف میبره میاره.
این دو نفر اتحاد ظاهری دارن و تو رو در «دایرهی خودی» نمیبینن.
رفتارهاشون نسبت به تو دفاعی، پرخاش پنهان و مبهمگویه
اطلاعات کاری رو کامل بهت نمیدن و در مواقعی که لازم داری، کار رو گره میزنن.
پشت سرت هم حرف میزنن و این رو هم حس کردی.
این فضا اگر مدیریت نشه، تو رو فرسوده میکنه و کیفیت کارت رو هم پایین میاره.
ساده بگم:
تو الان توی میدان مین ارتباطی هستی.
بهترین استراتژیت میتونه این باشه که:
تا جای ممکن ارتباط کوتاهی باهاشون داشته باش
محترمانه برخورد کن و آتو نده
رسمی باش
بدون صمیمیت به کارت ادامه بده
همهچیز رو مکتوب کن
هیچ واکنش احساسی نداشته باش
هیچ تلاشی برای تغییر شخصیتشون انجام نده
چون این آدمها تغییر نمیکنن؛
ولی تو میتونی خودت رو از بازیشون بکشی بیرون.
پیشنهاد میکنم پادکستهای منتشر شده تو بخش پادکستها رو گوش بدی٬ حتما کمکت میکنه:
https://modirno.org/podcasts/
سلام
اقایی هستم ۴۰ساله
چند سال پیش کارم رو کنار صاحب فروشگاهی شروع کردم با پورسانت و بدون حقوق ثابت ، با تلاش بی وقفه و بدون تعطیلات بعد از سه سال رشد کردیم و پورسانتم مبلغ خوبی میشد تا طی چند فقره درصد رواوردن پایین
سپس شرکت تاسیس کردند ومن رومدتی تعلیق
پس از اون حقوقی توافق کردیم
در حال حاضر ناراحت از لحن بد و کارهایی که وظیفه من نیست هستم
تقریبا در همه امور شرکت و انبار … مشارکت دارم
بجز فروش که منودور کردن ازش
میخام بدونم چگونه برخورد کنم برای مطالباتم
البته نه مالی.
و به چه شکل باید مقابل لحن تند واضافه کاری بایستم
درود بر شما
وقت بخیر
مطالبات تون به جز مالی٬ شامل چه مواردی میشه؟
سلام وقت بخیر من یک سال هست دریک مجموعه ای کار میکنم و حقیقتا یک نفره تا چندین ماه نقش آچار فرانسه رو داشتم و یک نفره خیلی کار میکردم اما این مجموعه عیدی و سنوات رو به من قسطی پرداحت کرد قرداد همیشه دیر بسته میشد.بیمه همیشه دیر رد میشد و حتی حقوق ممکن بود تو یک ماه علل حساب پرداخت بشه در قرداد جدید حتی پایه سنوات من رو که نیروی یک ساله شدم تغییر ندادن دائما درحال وعده دادن هستن و حتی اصلاعمل نمیکنن من به خاطر فشار استرس زیاد واقعا دارم جسم و روانم رو از دست میدم و تحمل این رو ندارم صحبت هم میکنم اثری نداره درکل و حتی حس میکنم امنیت شغلی ندارم چون کارفرما یکی از نیرو هارو با اینکه باهاش صحبت کرده بود و گفته بود مشکل حل شده اما یکدفعه به دلیل فرستادن رزومه به جای دیگه اخراج کرد کاملا یهویی و حقیقتا رییسم بسیار ادم دمدمی مزاجی هست و تو هیچ وقت نمیدونی با کی طرفی به شخصه در استعفا دادن بسیار تردید دارم ممنون میشم راهنماییم کنید چون من حتی تا ماه ها امادگی حضور در یک کار جدید رو اصلا ندارم و حس میکنم باید مدت ها فاصله بگیرم انگیزه و هرچیزی رو برای کار از دست دادم و حتی چشم اندازی برای اینده این مجموعه اصلا ندارم.
درود بر شما
وقت بخیر
پادکست شماره ۲۷ رو از لینک زیر گوش بدید لطفا
https://modirno.org/podcasts/
اگه به پاسخ نرسیدید مجدد همینجا با هم ادامه میدیم
رییس من بعلت سواستفاده از مقام و جذب آشنایان خود باعث درکار نارضایتی در محیط کار شد ویند بر حسب وظیفه موضوع را به خودشان گزارش کردم و ایشان در غیاب اینجانب در حضور همکاران با لفظی بد (((غلط کرده و ازسمت برکنارش می کند و از دفتر بندازیدش بیرون ))) گفته و اکنون در حال اجرای می باشد
آیا وظیفه شناسی قانونی جرم می باشد که ایشان اینگونه با بنده کارمند شرکت دولتی با ۳۵ سال سابقه هستم رفتار کند آیا می شود از ایشان شکایت نمود لطفا راهنمایی فرمائید ممنون
درود بر شما وقت بخیر|
در مورد درستی کار انجام شده باید خدمتتون عرض کنم که ذات کار٬ کار درستی بوده فقط چگونگی ش باید بررسی بشه.
در مورد شکایت باید با کارشناسان حوزه کار یا قضایی مشورت کنید
کارشناس کار یا قضایی لطفا معرفی نماید
وقت شما بخیر .
می تونید با جستجو در گوگل کارشناس موردنظر رو پیدا کنید . ما معرفی نمی کنیم