ما عاشق دانستن رازهای موفقیت در کار هستیم و اگر این رازها شگفتانگیز باشند، جذابتر هم میشوند. بسته به باورها و تجربیات شما، ممکن است این مطلب هیچکدام از این ویژگیها را نداشته باشد. با این حال، آنچه قصد دارم به اشتراک بگذارم، میتواند برای شما از نظر حرفهای و همچنین برای سازمانی که در آن خدمت میکنید تفاوت هایی را ایجاد کند.
این مقالهی واشینگتن پست باعث شد به این موضوع فکر کنم. مقاله دربارهی آن است که گوگل چه چیزهایی دربارهی مهمترین مهارتهایی که نیاز دارد، یاد گرفته است. شگفتی، حداقل برای گوگل، این بود که مهارتهای فنی در صدر فهرست قرار نداشتند.
نقل قولی از مقاله:
در سال ۲۰۱۳، گوگل تصمیم گرفت فرضیهی خود دربارهی استخدام را با بررسی تمام دادههای مربوط به استخدام، اخراج و ارتقا که از زمان تأسیس شرکت در سال ۱۹۹۸ جمعآوری شده بود، آزمایش کند. “پروژهی اکسیژن” همه را شگفتزده کرد، زیرا نتیجه گرفت که در میان هشت ویژگی مهمترین کارکنان گوگل، تخصص در رشتههای STEM (علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات) در انتهای فهرست قرار دارد. هفت ویژگی برتر موفقیت در گوگل همگی مهارتهای نرم هستند: مربی خوب بودن؛ توانایی برقراری ارتباط و گوش دادن مؤثر؛ داشتن درک و بینش نسبت به دیگران (از جمله ارزشها و دیدگاههای متفاوت آنها)؛ همدلی با همکاران و حمایت از آنها؛ تفکر انتقادی و توانایی حل مسئله؛ و توانایی ایجاد ارتباط میان ایدههای پیچیده.
این موضوع اهمیت زیادی دارد. یکی از سازمانهایی که بیشترین تکیه را بر تواناییهای فنی دارد (و تا آن زمان استخدام خود را بر پایهی بهترین تواناییهای فنی متمرکز کرده بود)، میگوید که این تواناییها در رتبهی هشتم اهمیت برای موفقیت سازمان قرار دارند.
به بیان دیگر، مهارتهای فنی تنها «ورود به بازی» محسوب میشوند، اما برای پیروزی، به چیزی بسیار فراتر از آن نیاز است.
به بقیهی آن لیست نگاه کنید…
مهم ترین عوامل موفقیت در کسب و کار
- مهارتهای مربیگری
- توانایی برقراری ارتباط و گوش دادن مؤثر
- داشتن بینش نسبت به دیگران
- همدلی
- تفکر انتقادی و حل مسئله
- ایجاد ارتباط میان ایدههای پیچیده
چهار مورد اول عوامل موثر در کار کاملاً مهارتهای بینفردی و انسانی هستند؛ همان چیزی که مقاله آنها را «مهارتهای نرم» مینامد. و از آنجا که کسبوکارها (حتی گوگل، غول فنی) از انسانها تشکیل شدهاند، این موضوع کاملاً منطقی به نظر میرسد.
پادکست بشنوید. مهارت های نرم چیست و چگونه آن را بهبود بخشیم؟
جنگل و درختان
حتماً مثل «به خاطر درختان، جنگل را نمیبینیم» را شنیدهاید – این موقعیت دقیقاً با این استعاره توضیح داده میشود. سازمانهای ما به مهارتهای فنی نیاز دارند، هر چه که باشند: مالی، مهندسی، بازاریابی، عملیات – هر نوع تخصص فنی که برای سازمان شما مهم است. اینها همان درختاناند. ما برای داشتن جنگل به درختان نیاز داریم، اما جنگل چیزی فراتر از درختان منفرد است؛ جنگل یک نظام زنده است که همهی درختان در آن بهصورت همزیست با هم کار میکنند تا موفقیت مشترک حاصل شود.
استخدام تنها بر اساس تواناییهای فنی باعث میشود که تمرکز شما روی درختان باشد؛ در حالی که سازمان شما یک جنگل است.
استخدام بر اساس مهارتهای فنی آسانتر است – بسیاری از این مهارتها قابل آزمایش و سنجش هستند و رزومهها پر از شواهدی برای این مهارتهاست. آسانتر، اما مؤثرتر نیست.
یافتن، تشخیص دادن و انتخاب مهارتهای نرم، مانند مواردی که در فهرست بالا آمده است و فراتر از آن، دشوارتر است. اما اگر میخواهید سازمانی موفق و مقاوم داشته باشید، باید کار دشوار استخدام بر اساس مهارتهای نرم را انجام دهید.
چرا در سایت ما هستید و چه کمکی ما می توانیم به شما بکنیم ؟
"*" indicates required fields
پیام برای شما بهصورت شخصی
تا اینجا تمرکز من بر سازمانها بوده است، اما اجازه دهید اکنون موضوع را بهصورت شخصی مطرح کنم. موفقیت سازمانی مبتنی بر مهارتهای انسانی است، بنابراین موفقیت شخصی شما نیز باید بر همین پایه استوار باشد. شما میتوانید بر توسعه مهارتهای فنی یا شغلی خود تمرکز کنید – و در حالی که این مهارتها مهم هستند (باید از تغییرات حوزه تخصص خود مطلع بمانید)، کافی نیستند. دوباره تأکید میکنم، این مهارتها تنها ورود شما به بازی را تضمین میکنند.
اگر میخواهید در این بازی در سطح بالاتری بازی کنید، باید مهارتهای بینفردی خود را با همان درجه از توجه و تمرکز که شایسته آنهاست، پرورش دهید.

مهمترین راز موفقیت در کار چیست؟
تا اینجا، شما رمز موفقیت در کار را میدانید. مهم ترین عوامل موفقیت در کسب و کار در حال حاضر مهارتهای نرم هستند، یعنی توانایی برقراری ارتباط، تعامل، همکاری و تأثیرگذاری بر دیگران است. زمانی را که شما صرف یادگیری، بهبود و تمرین این مهارتها میکنید، بهترین سرمایهگذاری برای موفقیت شغلی شماست.
8 نکته برای رسیدن به موفقیت شغلی (برای کارکنان)
۱. انتظارات کارفرما را درک کنید
اطمینان حاصل کنید که فرهنگ سازمان خود را بهخوبی میشناسید. «تناسب فرهنگی» شما با سازمان و رابطه کاریتان با سرپرست یا مدیرتان بسیار مهم است.
با ارزشهای سازمانی که در آن کار میکنید آشنا شوید و فکر کنید چگونه میتوانید این ارزشها را در کار خود نشان دهید.
۲. یک عضو تیم فعال باشید
افرادی که حاضرند اهداف شخصی خود را برای رسیدن به اهداف کلی بخش یا شرکت کنار بگذارند، نزد سازمانها ارزشمند هستند. شما تنها فردی نیستید که میتواند مشکلات یک وظیفه یا پروژه خاص را حل کند؛ آگاهی از خود داشته باشید و در صورت نیاز تیم را درگیر کنید. کار تیمی یکی از ارزشمندترین مهارتهایی است که یک کارمند میتواند داشته باشد و اعضای فعال تیم بیشتر دیده میشوند.
۳. آمادگی برای پذیرش مسئولیتهای اضافی
چه نظارت بر یک پروژه بزرگ جدید باشد یا پیشنهاد یادگیری یک فرآیند جدید، در صورت امکان و مناسب بودن، داوطلب مسئولیتهای اضافی شوید. اثبات ارزش خود در وظایفی که ممکن است جزو شرح شغلی شما نباشد، فرصتی است برای بیان نظر خود در بحثها، تقویت مهارتهای خود و ایجاد روابط کاری قوی با اعضای تیمی که در غیر این صورت با آنها تعامل نداشتید. ممکن است این نکته بدیهی به نظر برسد، اما افرادی که در محل کار خود موفق هستند، اغلب فراتر از آنچه از آنها خواسته شده است عمل میکنند.
۴. ملاحظهکار باشید
اگر در یک محیط کاری مشترک فعالیت میکنید، با توجه به حجم صدا و آگاهی از نحوه برقراری ارتباط، به فضای دیگران احترام بگذارید، چه در حال مکالمه تلفنی باشید و چه صحبت با همکار.
تا حد امکان از تعاملات رو در رو استفاده کنید تا روابط کاری قویتری ایجاد کنید.
۵. بهموقع باشید
اکثر کارفرماها آماده انعطافپذیری هستند و هر محیط کاری قوانین خاص خود را درباره وقتشناسی دارد. این قوانین را بشناسید و به آنها پایبند باشید.
۶. رعایت مهلتها
به قول خود عمل کنید. همواره مهلتها را رعایت کنید و تأثیرات احتمالی عدم رعایت مهلتها را در نظر بگیرید. اگر فکر میکنید قادر نخواهید بود یک وظیفه محولشده را بهموقع انجام دهید، پیش از موعد با مدیر خود صحبت کنید و همیشه حداقل یک راهحل پیشنهادی ارائه دهید تا مهارتهای حل مسئله خود را نشان دهید.
۷. به نکات مشاوره شغلی توجه کنید
به این توجه کنید که کارکنان موفق و با تجربهتر چگونه زمان خود را صرف میکنند و تخصص خود را متمرکز میسازند. وقتی آنها مهارت یا فرآیند جدیدی را به شما نشان میدهند، با گوش دادن فعال به آنچه میگویند، پاسخ دادن و بازتاب دادن مطالب و حفظ اطلاعات برای استفاده بعدی، از فرصت بهره ببرید. اما تنها به کار آنها توجه نکنید؛ میتوانید به زبان بدن و نشانههای غیرکلامی هنگام تعامل آنها با مشتریان، مدیران و اعضای تیم خود نیز توجه کنید تا ببینید افراد موفق چگونه خود را معرفی میکنند. یادگیری از متخصصان، مهارتی کلیدی است که مسیر موفقیت شغلی شما را هموار میکند.
۸. نگرش مثبت خود را حفظ کنید
حفظ انگیزه شخصی بالا، کلید موفقیت در محیط کار است. ذهنیت مثبت نه تنها محیط کاری لذتبخشتر و هماهنگتری ایجاد میکند، بلکه تأثیر عمیقی بر رشد فردی و حرفهای شما دارد.
پیشنهاد مطالعه :7 راهکار افزایش و حفظ انگیزه

9 نکته برای رسیدن به موفقیت شغلی (برای مدیران)
۱. شروع به واگذاری وظایف کنید
مدیر شدن یعنی شما دیگر صرفاً یک مجری نیستید که وظایف را از فهرست انجام شده علامت بزنید. شما اکنون یک رهبر و مربی هستید که باید بر کمک به موفقیت دیگران تمرکز کنید و این نیازمند واگذاری مسئولیتهاست.
ساده است که به این عادت بیفتید که بگویید: «خودم انجام میدهم»—بهویژه وقتی با وظیفهای روبرو هستید که بارها انجام دادهاید یا سیستمی که تنها شما آن را میشناسید. اما باید با تمایل به انجام کارها بهتنهایی مبارزه کنید. هر چه زمان بیشتری را صرف آموزش مستقیم کارکنان خود برای حل یک مشکل خاص کنید، زمان کمتری را هنگام بروز مجدد آن وظیفه هدر خواهید داد.
با تفویض اختیار، شما به کارکنان خود نشان میدهید که به توانایی آنها اعتماد دارید و به نظراتشان ارزش میدهید—و این تأثیر مثبتی بر روحیه آنها دارد. تحقیقات گالوپ نشان میدهد که سطح مشارکت کارکنان سالانه کاهش مییابد، به این معنا که اکنون بیش از همیشه به مدیران دلسوز نیاز است. شما باید فرصتهای توسعه حرفهای و یادگیری مهارتهای جدید را در اختیار کارکنان قرار دهید. به یاد داشته باشید: اگر تیم شما شکست بخورد، شما نیز شکست میخورید.
۲. یاد بگیرید چگونه با موقعیتهای دشوار برخورد کنید
با توجه به اینکه کارکنان در ایالات متحده بهطور متوسط ۲.۸ ساعت در هفته را صرف تعارضات محیط کار میکنند، اجتنابناپذیر است که شما هم با برخی مکالمات پرتنش مواجه شوید.
در چنین مواقعی، ممکن است غریزه شما این باشد که موضوع را نادیده بگیرید و امیدوار باشید که وضعیت بهطور خودبهخود حل شود. شاید مواجهه با تعارض برای شما ناراحتکننده باشد یا نخواهید احساسات یک زیرمجموعه را جریحهدار کنید. اما هر چه بیشتر از مشکل اجتناب کنید، اوضاع بدتر میشود؛ به همین دلیل باید یاد بگیرید چگونه تعارضات محیط کار را بهطور مؤثر حل کنید.
اگر اعضای تیم شما با مشکلی نزدتان آمدند، با دقت به آنچه میگویند گوش دهید و همدلی نشان دهید. مهم است که احساسات کارکنان خود را بپذیرید و دیدگاه آنها را درک کنید تا بتوانید به ریشه مشکل برسید و بهصورت مشترک برای راهحل مناسبی تلاش کنید.
۳. تغییر روابط را به رسمیت بشناسید
تعارض در محیط کار اغلب زمانی رخ میدهد که روابط شما شروع به تغییر میکنند. اگر از داخل سازمان به یک مدیر تازهکار ارتقا یافتهاید، ممکن است شخصی که معمولاً با او گپ میزدید اکنون زیرمجموعه مستقیم شما باشد، یا ممکن است کارکنانی را مدیریت کنید که قبلاً همتای شما بودهاند.
یافتن تعادل بین نقش دوست و مدیر دشوار است—اما ضروری است. برخی اطلاعات بیش از حد محرمانه هستند که بتوان آنها را به اشتراک گذاشت و نمیتوانید اجازه دهید روابط شخصی قضاوت شما را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، بهتر است هر تغییر را بهصورت فعالانه مطرح کنید. این میتواند به سادگی با گفتن جملهای مانند: «دوستیمان برای من ارزشمند است، اما بهعنوان مدیر، نیاز دارم تیم به من اعتماد کند و من را عادل و منسجم ببیند» انجام شود.
اگرچه این گفتگو آسان نخواهد بود، اما لازم و ضروری است.
۴. تمرکز بر ایجاد اعتماد
تحقیقات نشان میدهد که وقتی کارکنان احساس کنند مدیران به آنها اعتماد دارند، تلاش بیشتری در کار خود میکنند و از نقششان رضایت بیشتری دارند. بنابراین ایجاد اعتماد باید در اولویت قرار گیرد.
با هر یک از زیرمجموعههای مستقیم خود جلسات یکبهیک برنامهریزی کنید. در این جلسات، از اهداف حرفهای آنها بپرسید و ببینید چگونه میتوانید به آنها در برداشتن قدم بعدی در مسیر شغلیشان کمک کنید. اگر آنها میخواهند مهارت خاصی را بیاموزند، آیا پروژهای وجود دارد که بتوانید به آنها محول کنید یا دوره آموزشیای هست که بتوانید توصیه کنید؟ وقتی در آینده آنها سرمایهگذاری میکنید، احتمالاً آنها هم احساس وابستگی بیشتری به شرکت خواهند داشت.
شفافیت نیز میتواند به ایجاد اعتماد کمک کند. وقتی تصمیمی گرفته میشود، بهصورت باز درباره پیامدها و نتایج آن تصمیم، چه مثبت و چه منفی، با تیم صحبت کنید. اطلاعات مهم و آنچه روی آن کار میکنید را به اشتراک بگذارید و دیگران را نیز تشویق کنید همین کار را انجام دهند. این ارتباط باز و صادقانه، اعتماد را در میان تیم تقویت خواهد کرد.
۵. ارائه بازخورد بهموقع
بر اساس یک نظرسنجی انجامشده توسط PwC، نزدیک به ۶۰ درصد شرکتکنندگان مایلند بازخورد را بهصورت روزانه یا هفتگی دریافت کنند. اگر کارمندی نیاز به بازخورد دارد، اطمینان حاصل کنید که بازخورد بهموقع ارائه شود؛ منتظر بازبینی سالانه نمانید. زیرمجموعهها نمیتوانند توصیهها را اعمال کنند اگر پروژه به پایان رسیده باشد و اگر موضوع را فوراً بررسی نکنید، ممکن است مشکلات بیشتری ایجاد شود.
با ارائه بازخورد بهموقع، فرصت بهبود عملکرد و رشد حرفهای را به کارکنان میدهید که به نوبه خود، اعتماد را تقویت میکند.
۶. خواستن بازخورد
همانطور که انتظار دارید کارکنان تیم شما از بازخوردی که به آنها میدهید، بهطور مستمر یاد بگیرند، مهم است که شما نیز برای ارزیابی نقاط قوت و ضعف خود تلاش کنید تا به مرور زمان رشد کنید.
از کارمندان خود برای دریافت بازخورد سازنده نترسید تا بتوانید حوزههایی که نیاز به بهبود دارند را شناسایی کنید. این نه تنها به شما کمک میکند اهداف خود را تعیین کنید، بلکه نشان میدهد که به نظرات کارکنان اهمیت میدهید و منافع کل تیم برایتان اهمیت دارد.
۷. یک مشاور پیدا کنید
مشکلهایی که با آنها مواجه هستید، احتمالاً جدید نیستند. کسی در شرکت یا صنعت شما قبلاً با کارمندی که عملکرد پایین دارد یا مجبور به گفتن به فردی که عملکرد بالایی دارد، که مزایای مورد نظرش تضمینشده نیست، روبهرو شده است.
به همین دلیل مهم است که مشاور کسب و کار پیدا کنید که بتوانید در زمان بروز مشکلات برای مشاوره یا حمایت به آنها مراجعه کنید. با یادگیری از اشتباهات آنها، میتوانید از مرتکب شدن خطاهای مشابه خودداری کنید.
به مشاوره نیاز دارید ؟ با ما تماس بگیرید
مشاوران متخصص ما آماده راهنمایی کردن شما هستند
02126248779
۸. اجازه ندهید ناامید شوید
اگر مشکلاتی پیش آمد، ناامید نشوید. شما مدیر تازهکار هستید؛ انتظار نمیرود همه چیز را بدانید. در صورت نیاز کمک بخواهید، اشتباهات خود را بپذیرید و بازخوردها را با حسن نیت دریافت کنید.
در نقش جدید احساس غرقشدگی آسان است. اما وقتی چنین احساسی دارید، به خود یادآوری کنید که شما به دلیلی ارتقا یافتهاید.
۹. مهارتهای رهبری خود را تقویت کنید
اگرچه اصطلاحات «رهبری» و «مدیریت» اغلب بهجای یکدیگر استفاده میشوند، در واقع مجموعه مهارتهای متمایزی هستند. احتمالاً شما به دلیل مهارتهای مدیریتی خود، مانند حل مسئله، سازماندهی و واگذاری وظایف، به نقش جدید ارتقا یافتهاید. اکنون که عنوان «مدیر» را کسب کردهاید، زمان آن است که مهارتهای رهبری خود را نیز پرورش دهید.
نتیجهگیری
چه در سطح شخصی و چه سازمانی، چه مدیر باشید یا کارمند، تمرکز صرف بر مهارتهای فنی کافی نیست و توسعه مهارتهای نرم کلید موفقیت پایدار در کار است. برای کارکنان، تقویت تواناییهای ارتباطی، کار تیمی، همدلی و حل مسئله اهمیت دارد و برای مدیران، ایجاد اعتماد، واگذاری مسئولیت، ارائه بازخورد بهموقع و تقویت مهارتهای رهبری، مسیر موفقیت شغلی و رشد حرفهای و سازمانی را هموار میکند. سرمایهگذاری از نوع زمان و تلاش برای پرورش این مهارتها، اثرگذاری بیشتری نسبت به مهارتهای فنی صرف دارد و سازمانها و افراد موفق، با ترکیب هوشمندانه این مهارتها، عملکرد برتر و محیط کاری سالمتری ایجاد میکنند.
منابع:
تهیه و تالیف: هیئت تحریریه مدیرنو
کلیدواژه ها: راز موفقیت در کار, عوامل موثر در کار, موفقیت شغلی, رازهای موفقیت در کار, عوامل موفقیت در کسب و کار, عوامل موثر در انجام کار








