برای کسبوکارها ضروری است که درک کنند چرا برخی کارکنان سازمان را ترک میکنند و برخی دیگر میمانند. این موضوع نه تنها بر سودآوری سازمان اثر دارد، بلکه برای حفظ استعدادهای برتر نیز امری حیاتی است. در این صفحه از مدیرنو به 0 تا 100 نگهداشت نیروی انسانی میپردازیم پس با ما همراه باشید.
نگهداشت نیروی انسانی چیست؟
نگهداشت کارکنان (Employee Retention) به توانایی یک سازمان در جلوگیری از ترک کار نیروی انسانی گفته میشود؛ یعنی کاهش تعداد افرادی که در یک بازه زمانی مشخص (بهصورت داوطلبانه یا غیرارادی) سازمان را ترک میکنند. افزایش نرخ نگهداشت نیروی انسانی تأثیر مستقیم بر عملکرد و موفقیت کسب و کار دارد.
اهمیت این موضوع آنجا پررنگتر میشود که خروج منابع انسانی در واقع از دست دادن استعدادهای سازمان در یک بازه زمانی مشخص است و چالش مهمی برای اکثر سازمانها به حساب میآید. سازمانها نیاز دارند که برای رشد و موفقیت خود، بهترین کارکنان مجموعه را حفظ کنند و این موضوع هدف استراتژی نگهداشت نیروی انسانی است.

به بیان دیگر نگهداشت کارکنان به مجموعه استراتژیهایی گفته میشود که سازمان برای کاهش ریسک ترک خدمت طراحی میکند.
افراد به دلایل مختلفی شغل خود را ترک میکنند؛ برخی دلایل داوطلبانه هستند (مثل یافتن شغل بهتر) و برخی غیرارادی (مثل تعدیل نیرو). استراتژیهای نگهداشت نیروی انسانی عمدتاً بر ترک خدمت داوطلبانه و قابل پیشگیری نیروها تمرکز دارند و از دست دادن کارکنان دارای ضعف عملکرد جزئی از آن محسوب نمیشود. همچنین نگهداشت نیرو بر مواردی که قابل پیشگیری هستند تمرکز دارد؛ مانند زمانی که فرد به دلیل جابهجایی محل زندگی، سازمان را ترک میکند و… .
"*" indicates required fields
چگونه بفهمیم یک نیرو قصد ترک کار دارد؟
نشانههای رایج تمایل به خروج از سازمان شامل موارد زیر است:
- کاهش ابتکار و بهرهوری
- تغییر نگرش و افزایش رفتار منفی
- کاهش تعهد به پروژههای بلندمدت
- کاهش انگیزه و درگیری با کار
پیشنهاد مطالعه :18 علت ترک کار کارکنان که باید بدانید!

چگونه نگهداشت نیروی انسانی را بهبود دهیم؟
کارفرمایان میتوانند با اقداماتی مانند افزایش حقوق، ارتقا یا دادن پروژههای ویژه، وضعیت خروج مکرر منابع انسانی را مدیریت کنند. همچنین مصاحبهی ماندن میتواند کمک کند که کارفرما بفهمد چه چیزی باعث ماندگاری نیرو و جلوگیری از ترک کار او میشود.
در ادامه به بیان راهکارهایی برای تقویت نگهداشت نیرو میپردازیم:
استخدام درست
اولین قدم تقویت نگهداشت نیروی انسانی استخدام فرد مناسب با مهارتها و فرهنگ سازمان است. مراحل استخدام نیروی جدید سازمان خود را بازنگری و بهبود دهید. در این زمینه میتوانید از یک مشاور کسب و کار باتجربه کمک بگیرید.
بهبود آموزش
معرفی اهداف سازمانی و آموزش اولیه اصولی باعث افزایش ماندگاری و درگیری شغلی منابع انسانی میشود که به نگهداشت نیرو کمک میکند.
پرداخت رقابتی
اگر خروج منابع انسانی شما به شدت زیاد است، باید به فکر حقوق، مزایا، پاداش و مرخصی رقابتی باشید تا سازمان شما بتواند استعدادها را حفظ کند.
ارائه کار معنادار
کارکنان به دنبال کاری هستند که ارزشمند باشد و امکان رشد و پیشرفت ایجاد کند. وظایف هدفمند و متناسب با استعداهای هر فرد تعیین کنید.
اندازهگیری و پایش نگهداشت کارکنان
برای اندازهگیری نگهداشت، معمولاً نرخ ترک و نرخ ماندگاری سالانه بررسی میشود. اما سازمانهای پیشرفتهتر دادههای بیشتری مانند رضایت کارکنان، میزان درگیری شغلی و نرخ غیبت را نیز تحلیل میکنند.
این دادهها به سازمان کمک میکنند تصمیمات بهتری در جذب، فرهنگ سازمانی و بهبود تجربه کارکنان بگیرند.
پیشنهاد مطالعه :برای ایجاد انگیزه در کارکنان چه کنیم؟

9 مزیت کلیدی نگهداشت نیروی انسانی
در رقابت برای جذب بهترین استعدادها، نگهداشت کارکنان یک عامل حیاتی است. اگرچه برخی متخصصان نرخ نگهداشت 90٪ را هدفی مناسب میدانند، اما این عدد بسته به صنعت و نوع سازمان متفاوت است. با این حال، مزایای نگهداشت کارکنان تقریباً در همه سازمانها مشترک است:
1. کاهش هزینهها
کارفرمایان هر سال برای جذب و آموزش نیروی جدید هزینه میکنند. اگر کارمند زودتر از موعد سازمان را ترک کند، این هزینهها سوخت میشوند. با تمرکز بر نگهداشت نیرو، هزینههای جذب کاهش یافته و بازده سرمایهگذاری آموزشی افزایش مییابد.
هزینههای جذب نیرو شامل تبلیغات شغلی، هزینههای مصاحبه، سفر و پاداشهای استخدامی است. آموزش منابع انسانی نیز هزینهبر است و خروج زود هنگام کارکنان باعث هدررفت آن میشود.
2. بهبود کارایی جذب و آموزش
وقتی سازمانها نیروی کار باثباتتری دارند، میتوانند فرآیند جذب را بهینهتر کنند و بر انتخاب افراد مناسبتر تمرکز داشته باشند. این موضوع باعث کاهش اتلاف منابع و زمان میشود. همچنین تیمهای پایدار امکان طراحی برنامههای آموزشی عمیقتر را فراهم میکنند و کارکنان باتجربه با انتقال دانش به نیروهای جدید کمک میکنند.
3. افزایش بهرهوری
جابجایی کارکنان باعث افت بهرهوری میشود، زیرا کارکنان جدید برای رسیدن به سطح عملکرد مطلوب به زمان نیاز دارند. همچنین فشار کاری بر سایر اعضای تیم افزایش مییابد که ممکن است کیفیت خروجی را کاهش دهد. در مقابل، محیطهای با نرخ نگهداشت بالا معمولاً کارکنان درگیرتر و پربازدهتری دارند.
4. بهبود روحیه کارکنان
سازمانهایی با برنامههای موفق نگهداشت، حس تعلق و تعامل بیشتری ایجاد میکنند که باعث افزایش روحیه کارکنان میشود. در مقابل، خروج مکرر کارکنان باعث کاهش انگیزه، افت کیفیت کار و افزایش تمایل به ترک سازمان میشود.
5. کارکنان باتجربهتر
هرچه کارکنان مدت بیشتری در سازمان شما بمانند، دانش، مهارت و تجربه بیشتری کسب میکنند و روابط ارزشمندتری با مشتریان و همکاران خود شکل میدهند. خروج آنها به معنای از دست رفتن ارزش بالقوهای است که میتوانستند ایجاد کنند.
6. تجربه بهتر مشتری
کارکنان کمتجربه بیشتر دچار خطا میشوند و این موضوع میتواند تجربه مشتری را تحت تأثیر منفی قرار دهد. کارکنان باتجربه معمولاً تعامل بهتری با مشتری دارند و روابط قویتری ایجاد میکنند که به بهبود برند کمک میکند.
7. افزایش رضایت و تجربه کارکنان
بین نگهداشت نیروی انسانی و رضایت شغلی رابطهای دوطرفه وجود دارد. کارکنان راضی بیشتر میمانند و سازمانهایی با نرخ نگهداشت بالا نیز معمولاً رضایت شغلی بیشتری ایجاد میکنند.
8. تقویت فرهنگ سازمانی
فرهنگ سازمانی در طول زمان و بر اساس تعاملات کارکنان شکل میگیرد. حفظ کارکنانی که با فرهنگ سازمان همسو هستند، باعث تقویت این فرهنگ و افزایش عملکرد کلی میشود.
9. افزایش درآمد
نگهداشت نیروی انسانی فقط کاهش هزینه نیست، بلکه میتواند به افزایش درآمد نیز منجر شود. کارکنان باتجربهتر، بهرهورتر و مشتریمحورتر، عملکرد مالی بهتری برای سازمان ایجاد میکنند.
پیشنهاد مطالعه :توسعه منابع انسانی چیست و چگونه کارایی سازمان را افزایش میدهد؟

دلایل تجاری اهمیت نگهداشت نیروی انسانی
چرا نگهداشت کارکنان اهمیت دارد؟ اول از همه، این موضوع یکی از مهمترین چالشهای منابع انسانی است و به یکی از ارکان کلیدی مدیریت سرمایه انسانی در سازمانهای مدرن تبدیل شده است.
آمارها خودشان گویا هستند:
بر اساس آمار انجمن مدیریت منابع انسانی (SHRM)، پر کردن یک جایگاه شغلی میتواند 3 تا 4 برابر حقوق آن موقعیت برای سازمان هزینه داشته باشد.
سازمانهایی که نرخ ترک خدمت بالایی دارند، سرمایهگذاری خود در جذب و آموزش کارکنانی که سازمان را ترک میکنند را از دست میدهند. این هزینهها شامل مواردی مانند مصاحبه خروج، تبلیغات شغلی، بررسی سوابق افراد جدید و حتی استفاده از نیروی موقت برای جبران خلأ نیروی انسانی است.
علاوه بر این، زمانی که همکاران سازمان را ترک میکنند، روحیه کارکنان و کیفیت کار آنها تحت تأثیر قرار میگیرد. اعضای باقیمانده مجبور به جبران کمبود نیرو میشوند که این موضوع میتواند منجر به فرسودگی شغلی و کاهش درگیری شغلی شود و در نهایت بهرهوری کلی سازمان را کاهش دهد.
از طرفی کمبود نیروهای متخصص یکی از چالشهای جدی سازمانها است. این موضوع باعث میشود جایگزینی کارکنان باتجربه دشوارتر شود، زمان استخدام طولانیتر گردد و شکاف مهارتی در سازمان ایجاد شود که بر کیفیت خدمات و تکمیل پروژهها اثر منفی دارد.
مدلهای معروف استراتژی نگهداشت منابع انسانی
در طول سالها، پژوهشگران مدلهای مختلفی برای توضیح رضایت شغلی ارائه دادهاند که ریشه در روانشناسی دارند. در ادامه 4 مورد از پرکاربردترین انواع آن شرح داده میشود:
1. هرم نیازهای مازلو
بر اساس نظریه آبراهام مازلو، نیازهای انسان شامل پنج سطح است: نیازهای فیزیولوژیک، امنیت، تعلق، احترام و خودشکوفایی. این مدل در محیط کار نیز برای تحلیل رضایت شغلی استفاده میشود.
2. نظریه انگیزش/بهداشت هرزبرگ
بر اساس این نظریه، عوامل رضایت و نارضایتی جدا هستند. عوامل انگیزشی شامل شناخت، کار معنادار و رشد فردی هستند. عوامل بهداشتی شامل حقوق، مزایا و امنیت شغلیاند. عوامل بهداشتی فقط از نارضایتی جلوگیری میکنند، اما الزاماً ایجاد انگیزه نمیکنند.
3. نظریه انگیزش مککللند
دیوید مککللند سه نیاز اساسی انسان را اینگونه معرفی میکند: نیاز به موفقیت، قدرت و تعلق. شناخت این نیازها به سازمان کمک میکند تا انگیزه کارکنان را بهتر مدیریت کند.
4. مدل ویژگیهای شغلی
این مدل بیان میکند که ویژگیهایی مانند تنوع مهارت، هویت وظیفه، اهمیت کار، استقلال و بازخورد، باعث افزایش رضایت و انگیزه کارکنان میشود.
سخن پایانی
استراتژی مؤثر برای نگهداشت کارکنان، بخش مهمی از مدیریت منابع انسانی مدرن است. تمرکز بر کاهش ترک خدمت قابل پیشگیری، میتواند مزایای گستردهای برای سازمان داشته باشد. سازمانهایی که به نگهداشت کارکنان توجه نمیکنند، با هزینههای بالا، کاهش بهرهوری، از دست رفتن دانش سازمانی و افت روحیه کارکنان مواجه خواهند شد.







