7 علت اصلی هدفمند نبودن و بی انگیزه بودن در کار

Share on whatsapp
Share on print
Share on email
Share on twitter
Share on telegram
بی انگیزگی کارکنان

در این مقاله از مدیران نواندیش؛ به 7 علت اصلی هدفمند نبودن و بی‌انگیزه بودن در کار میپردازیم. اگه از کمبود انگیزه رنج میبرین و برای تموم کردن کارها انرژی لازم ندارین، با ما همراه باشین تا در مورد دلایل اصلی هدفمند نبودن و بی انگیزه بودن در کار بیشتر بدونیم.

7 علت اصلی هدفمند نبودن و بی انگیزه بودن در کار

  1. شما نمیدونین چی میخواین!
  2. فیزیک بدن خودتون رو کنترل نمی‌کنین.
  3. به اندازه کافی هدفمند نیستید.
  4. بیش‌ازحد درگیر هستید.
  5. کارها رو به بعد می‌سپاریم.
  6. به‌اندازه کافی نمی تونین به خودتون انگیزه بدین.
  7. شما جایی به دنبال انگیزه هستین که باید دنبال عادت هاتون باشید.

 

1) شما نمیدونین چی میخواین!

از بین همه‌ی عوامل بی انگیزه بودن در کار این مورد متداول تره. شما یا نمیدونین چی میخواین یا اون چیزی که میخواین واضح نیست!

داشتن انگیزه برای کاری که نمیدونیم قراره در آخر به چی برسیم سخته! برعکس، وقتی‌که ما رویاهای بزرگ داشته باشیم و با نوشتن اونها به‌عنوان هدف، بهشون توجه کنیم، انگیزه مون به‌طور طبیعی جریان پیدا میکنه.

اگه از شخص متعصب ورزشی در مورد تیم مورد علاقش بپرسین، اون میتونه آمار زیادی بهتون بده جوری که سرگیجه بگیرین!! اون میتونه تمام جزئیاتی که باید در مورد یک تیم و بازیکنانش بدونیمو بهتون بده از سرعت گرفته تا امتیاز تو هر بازی و…

اما وقتی کسی ازش درباره جزئیات زندگیش بپرسین! به‌سختی میتونه شام شب قبلو به یاد بیاره و این موضوع ربطی به هوش نداره، اگه این موضوع مربوط به هوش بود، نمیتونست اطلاعات دقیقی از تیم مورد علاقش هم داشته باشه. این موضوع در مورد هوش نیست، بلکه در مورد تمرکزه.

اگه تو هر زمینه‌ای از زندگیتون بی انگیزه هستین، به‌احتمال‌زیاد به این دلیله که شما به‌طور دقیق و جزئی نمیدونین تو اون زمینه چی میخواین و هدفتون چیه و تمرکزی روش ندارین.

راه‌حل:

تو هرکدوم از زمینه‌های اصلی زندگی مثل جسمی، مالی، عاطفی، معنوی و غیره اهداف قانع‌کننده و هیجان انگیز برای خودتون مشخص کرده و بنویسین.

2) فیزیک بدن خودتون رو کنترل نمی‌کنین.

در ذهنتون یک فرد بی انگیزه رو تصور کنین، ازنظر جسمی چطور به نظر میرسه؟

چطور می ایسته؟ چطور میشینه؟ اون فرد وضعیت خوبی داره یا بد؟ پشت‌خمیده داره یا صاف؟ شونه های افتاده‌ای داره یا شونه های رو­به‌عقب؟

حالا یک فرد باانگیزه رو تصور کنید، اون چطور به نظر میرسه؟ چطور می ایسته؟ چطور میشینه؟ صاف یاخمیده؟ چطور قدم میزنه؟ سرش رو رو­به پایین یا رو بالا نگه میداره؟ چطور صحبت میکنه؟
با تقلید از فرد باانگیزه که تو ذهنتون تصور می‌کنید، میتونین به خودتونم انگیزه بدین؟

راه‌حل:

حرکت باعث ایجاد انگیزه میشه. اگه میخواین انگیزه بگیرین، یاد بگیرین که وضعیت فیزیکی بدنتونو کنترل کنین.

برای اینکار به این نکات توجه داشته باشین:

اول، بفهمین که وقتی انگیزه دارین، چه نوع حرکاتی انجام میدین و اون کارو انجام بدین، بعد ذهنتون از بدنتون دنباله‌روی میکنه، وقتی خودتونو موقعیتی قراربدین تا احساس انگیزه بیشتری داشته باشین، ذهنتونو فریب میدین و واقعاً احساس انگیزه بیشتری خواهید کرد و وقتی هم انگیزه داشته باشین حرکت میکنین.

فقط  امتحانش کن و ببین حالتون چقدر تغییر میکنه!

3) به اندازه کافی هدفمند نیستین.

عنصر اصلی رسیدن به اهداف میزان تمایل ما برای رسیدن بهشونه. مثل هرچیزی که تلاش می‌کنیم بهش برسیم: نوشتن کتاب، کاهش وزن، داشتن رابطه‌ی خوب با افراد مهم زندگیمون و غیره.

ولی افراد زیادی سعی در محدود کردن میل خودشون دارن. اونها به خودشون و بقیه میگن که نیازی به رسیدن به موفقیت بزرگ نیست!! و این طرز تفکر خیلی خطرناکه. چون وقتی دامنه تمایلاتتونو محدود کنین، دامنه‌ی کاری که برای رسیدن به هدفتون نیازه رو محدود کردین و دامنه‌ی انگیزتون هم محدود میشه.

کمبود هیجان مطلوب، به‌راحتی افراد رو در مسیر بی انگیزه شدن سوق میده.

 

برای حل مشکل بی انگیزه بودن در کار میشه از قانون  10X استفاده کرد:

هدف‌هارو 10 برابر چیزی که میخواین تعیین کنین. بعد 10 برابر کاری که فکر می‌کنین، برای تحقق اون اهداف باید انجام بدین رو، انجام بدین!

اهداف 10X شمارو جدی‌تر میکنه تا کارهای بیشتری انجام بدین. علاوه بر این، اگر شما به اهداف 10X نرسین و برای رسیدن بهش کوتاهی کنین، بهتر از رسیدن به هدف کوچکتره!

هرچقدر شما از خودتون بیشتر انتظار داشته باشین، بهترعمل می‌کنین و به هدف‌های بزرگ هم می‌رسین. ولی تعیین هدف بزرگ فقط اولین قدمه. مرحله دوم اینه که 10 برابر اون چیزی که فکر می‌کنین برای رسیدن به هدف ضروریه باید کار و تلاش کنید.

راه‌حل:

وقتی‌که اهداف سخت و غیرقابل تحقق داشته باشیم، برای رسیدن بهشون احساس بی‌حسی و بی‌تحرکی می‌کنیم، از طرف دیگه، وقتی‌که اهداف بزرگ و جاه طلبانه ای داشته باشیم، احساس قدرت و توانمندی می‌کنیم تا برای رسیدن به هدفمون تلاش کنیم، هرچه به خودمون بیشتر سخت بگیریم، انگیزه ما هم بیشتر میشه.

 

4) بیش‌ازحد درگیر هستین.

تابه‌حال دچار استرس و فشار زیاد بودین؟ موقعیتی که ترجیح بدین دست از کار بکشین، ادامه ندین و بگین من اصلاً اهمیت نمی‌دم؟

علتش هرچی که هست، میدونیم که این وضعیت میتونه انگیزه و زمان زیادی ازمون بگیره!

راه‌حل:

شاید شما با توجه به نکته قبلی که اشاره به 10 برابر کردن هدف‌ها داشت، پیش رفتین. اما شاید هدفی بالاتر از توانایی‌های فعلی خودتون داشته باشین! در این صورت کارهاتونو کمتر کنین تا به تعادل بین توانایی‌های فعلیتون و هدفتون برسید. یا شاید شما کارهای زیادی برای انجام دادن در نظر گرفتین، پس بهتره به‌جای انجام همزمان کارها، روی یک هدف بزرگ تمرکز کنین.

مثل این جمله قدیمی: ” اگر دوتا خرگوشو تعقیب کنین، حتی یکیشو هم نمیتونید بگیرین”.

اگر مشکل کنترل زمان‌دارین، همیشه وقت کم میارین! بهتون پیشنهاد می‌کنم مقاله روحتما بخونین: چطور با مدیریت زمان صحیح، از زمان جلو بزنیم؟

5) کارها رو به بعد می‌سپاریم.

مورد دیگه ای که باعث کاهش شدید انگیزه و بی انگیزه شدن میشه اینه که ما در مورد کاری که باید انجام بدیم شفافیت کافی نداریم. این ابهام باعث میشه که کارها رو به بعد بسپاریم و همین تعلل توکار باعث بی انگیزه شدن ما میشه.

راه‌حل:

هر کاری که میخواین انجام بدین ولی انگیزه کافی برای انجامش ندارین رو به اقدامی فوری و قابل انجام خردکنین.

برای مثال: در حال حاضر روی پروژه‌ای بزرگ کار می‌کنم که به افراد کمک میکنه تا زندگیشون بهبود بدن و به اهدافشون برسن. این پروژه حجم بزرگی از کارو روی شونه هام میذاره.

یک روز در دفتر کارم بودم و به حجم زیاد کاری که باید انجام بدم فکر می‌کردم، درگیر کردن خودم تو همچین پروژه‌ای احساس غرق شدن توی کار بهم می‌داد و احساس کم‌کاری می‌کردم، تصمیم گرفتم به‌جای فکر کردن به حجم کار، خردش کنم. کاری که در لحظه میتونستم انجام بدم، یعنی “طرح کلی پروژه” رو انجام بدم و اینکار انگیزه زیادی برای ادامه دادن پروژه بهم داد.

بنابراین مهمه که اگه بی انگیزه هستین، کارهاتونو به فعالیت قابل انجام خرد کنین. با اینکار کم کم به سمت هدفتون برین. اگه اینم براتون مشکله، پروژه یا هرکار دیگه ای که انگیزه لازم برای انجامش نداریدو متوقف کنید!!!

6) به‌اندازه کافی نمی تونین به خودتون انگیزه بدین.

خیلی سخته که بخوای روی یک چیز خاص برای مدت طولانی تمرکز کنی. مگه اینکه بخوای کارهارو از طریق مسیرهای مشخص انجام بدی. شما باانگیزه خیلی زیاد شروع می‌کنین اما بعد از مدتی متوجه میشید که کم‌کم انگیزه از بین مییره و قدرتشو از دست میده. بنابراین، اشکال کجاست؟

راه‌حل:

مسیرهای مشخص و فعال به مغزتون بدین، اینکار باعث میشه تا مغزتون تمرکزشو کنترل کنه و برای ایجاد انگیزه آماده بشه. یه راه عالی برای ایجاد مسیرهای مشخص اینه که از خودتون سؤال کنید. یه سؤال عالی که میتونه مسائلو محدود کنه و درنتیجه باعث ایجاد انگیزه میشه اینه:

“چطور بفهمم که موفقم؟”

با عملکردهای مشخص و قابل‌اندازه‌گیری به این سؤال پاسخ بدین.

هرچقدر عملکردها و عادت‌های مورد نیاز خودتونو به‌طور خاص‌تر مشخص کنین، اونها کوچک‌تر میشن و هرچه عمل کوچکتر باشه، کار ساده‌تر میشه و انگیزه برای کار ساده بیشتره و درنهایت قدم‌های کوچیک و خاصی که به‌صورت روزانه برمیداریم باهم جمع میشن و باعث ایجاد انگیزه پایدار میشن.

7) شما جایی به دنبال انگیزه هستین که باید دنبال عادت هاتون باشین.

دلیل آخری که بیشتر مردم از کمبود همیشگی انگیزه رنج میبرن اینه که هیچکدوم از ما نمی تونیم کل روز انگیزه داشته باشیم! اغلب اوقات، مردم به هم میگن، “وای، شما خیلی باانگیزه هستین.”

اما حقیقت اینه: به نظر میرسه که من همیشه با انگیزم. ولی در واقعیت فقط سعی کردم چند عادتو تو بخش‌هایی از زندگیم که برام مهم بودن ایجاد کنم.

مثلاً، احتیاجی به انگیزه ندارم که هرروز صبح ساعت 5 صبح از خواب بیدارشم و به باشگاه برم چون این یه عادته برام.

من مجبور نیستم  به خودم انگیزه بدم که روی نوشتن مقاله تمرکز کنم، چون من به نوشتن روزانه عادت دارم.

لازم نیست به خودم انگیزه بدم تا کاریو که تو زندگیم بهش عادت کردمو انجام بدم، چون عادات‌ها کارهایی هستن که مرتباً و به‌طور خودکار بافکر یا تلاش آگاهانه انجام میشه.

بنابراین سؤال واقعی اینه: چطور عادت هامونو توسعه بدیم؟

وقتی در روز آفتابی برید بیرون، میتونین با نگه‌داشتن یه ذره‌بین روی تخم‌مرغ، اونو بپزید. چون ذره‌بین، انرژی خورشیدو در نقطه متمرکز میکنه و به سمت هدف خاص هدایت میکنه.

اما اگه این کارو با تکون دادن ذره‌بین روی تابه انجام بدید. هرگز نمیتونین اون تخم‌مرغو بپزید و بخورید. این همون اتفاقیه که برای اکثر افراد میفته. اونها قادر به ایجاد عادت نیستن، اونها نمیتونن انگیزه لازم برای رسیدن به هدف هاشونو حفظ کنن، چون اونها ذره‌بینو روی تخم‌مرغ پخته نشده تکون میدن و اونها هرگز نمیتونن تخم‌مرغ‌هارو آماده کنن! راه بهتری که برای رسیدن به اهداف و عادت‌ها نیاز داریم اینه که از تمام انرژیمون استفاده و برای نزدیک شدن بهشون، تمرکز کنیم.

راه‌حل:

هدف انتخاب کنین: هدف اصلی و بلندمدت که شما تصمیم گرفتین تو 12 ماه یا بیشتر بهش برسین چیه؟

عادتتونو انتخاب کنید: یک عادت جدید ایجاد کنید، عادتی که با ایجادش میتونین به هدفتون برسین.

عادتی مشخص کنین که میتونین تمام‌وقت انجامش بدین. این نیاز به‌کاری داره که براتون راحته و بدون فکر کردن و بدون نیاز به انگیزه انجامش میدین. تو این مرحله شما عادتو ایجاد کردین و برای اجراش به حداقل تلاش نیازه، تا اونو به‌صورت خودکار انجام بدین.

حالا میتونین عادت جدید دیگه ای شروع کنین.

حرف آخر:

دلیل بی انگیزه بودتون چیه؟ دلایل اصلیشو با راه‌حل بالا برطرف کنید، به‌زودی متوجه میشین که تو طولانی‌ترین و چالش‌برانگیزترین زمان‌ها، انگیزه تونو حفظ کردین.

منبع: lifehack

برای دریافت اطلاعات بیشتر در رابطه با مدیریت کسب و کار به صفحه مشاوره کسب و کار مدیرنو مراجعه فرمایید.

برای کسب اطلاعات بیشتر با ما در ارتباط باشید.

پیشنهاد مطالعه: