Share on whatsapp
Share on print
Share on email
Share on twitter
Share on telegram

سطح:

تخصصی

ویدئو:

پادکست:

ندارد
علل سقوط کسب و کار خود را بشناسید

در این مقاله از مدیران نواندیش؛ به علل سقوط کسب و کارتان می‌پردازیم. در دنیای کسب و کار امروز هر چه میزان شناخت شما از محیط و شرایط درونی و بیرونی سازمانتان بیشتر باشد، به همان میزان به موفقیت بیشتری در مدیریت کسب و کارتان دست خواهید یافت. در این مقاله بر آنیم با بررسی علل سقوط کسب و کارهای ایرانی و خصوصاً نوپا اطلاعاتی در این خصوص در اختیار شما قرار دهیم.

 

علل سقوط کسب و کار خودرا بشناسید:

  1. نوع واکنش مدیران به تغییرات
  2. جذب منابع انسانی
  3. افت فروش پس از دوران رشد
  4. تمرکز بیش‌ازحد مدیران بر یک رقیب
  5. تمرکز بیش‌ازحد بنگاه بر سهم بازار
  6. نام تجاری کسب و کار
  7. گسترش دایناسوری سازمان
  8. جذب نیروی انسانی با خصوصیات مشابه
  9. عدم توانمندی مدیران در مدیریت بهینه سازمان
  10. عدم مدیریتِ گروه‌های درون سازمانی
  11. بی توجهی به توسعه فروش

 

1- نوع واکنش مدیران به تغییرات

عمده‌ترین علل سقوط کسب و کار در نوع واکنش‌ مدیران آن بنگاه نسبت به تغییرات به وجود آمده حاصل می‌شود. اگر کمی به عقب‌تر بنگریم، دلیل اصلی موفقیت کارآفرینان در شروع کسب و کارشان محدود شدن آن‌ها به روش‌هایی خاص می‌باشد. کارآفرینان دائماً در حال آزمون و خطا شیوه‌های جدید برای کسب و کارشان هستند. پس‌ازاین که روش‌های پاسخگو را یافتند بر روی آن‌ها پافشاری و تمرکز می‌کنند.

اما حرکت بر روی یک خط یا شیوه تا چه زمانی جوابگوست؟

فرض کنید زمانی در کسب وکارتان فروش تلفنی جوابگو بوده و شما به فروش‌های محسوسی دست‌یافتید، بااین‌حال پس از تغییر شرایط بازار حال دیگر این شیوه به‌سختی پاسخگوی هزینه‌های خویش بوده و غالب تماس‌ها با برخوردهای غیرمحترمانه با پرسنلتان به‌پایان می‌رسد! ادامه این روند همانند پارو زدن در رودخانه‌ای است که منتهی به آبشار سهمگینی خواهد شد!

مدیران باید آگاه به تغییرات بازار باشند و به تناسب آن اقدامات جدیدی اتخاذ کنند. برخی از مدیران پس از مشاهده علائم هشدار دهنده از سمت بازار، اقدام به پافشاری بیشتر با هزینه های بیشتری بر روی شیوه های پیشین می نمایند! مدیران باید با همفکری همکاران سازمانی خود و یا تحصیل مشاور از خارج سازمان، دست به ابنکارهای نوین بزنند!

2- جذب منابع انسانی

یکی دیگر از علل سقوط کسب و کار، عدم صرف انرژی، زمان و دقت لازم در جذب منابع انسانی ست. اگر کمی واقع‌بینانه‌تر به قضایای مدیریتی در کسب و کار نگاهی بیندازیم متوجه می‌شویم، در دنیای کسب و کار امروز مرز بین عملکرد ضعیف، متوسط و عالی با توجه به تبیین و سنجش معیارهای پیشرفت منابع انسانی به‌راحتی قابل اندازه گیری ست.

مدیران باید قبل از جذب منابع انسانی اقدام به مکتوب نمودن شرح وظایف مربوط به پرسنل جدید نمایند.

از طریق همین مکتوب نمودن خواسته‌ها به دو نتیجه مطلوب خواهند رسید:

  1. نیروی انسانی با توجه به شرح وظایف مکتوب قبول مسئولیت نموده و متعاقب آن در آینده از کم‌کاری و بهانه برای “عدم انجام وظایف مبنی بر بیشتر از حدود وظایف ” نخواهد بود.
  2. بر اساس همین شرح وظایف می‌توانید اقدام به تبیین اهداف مربوط به همکارانتان نموده و به‌موازات آن اقدام به ارزشیابی عملکرد پرسنلتان کنید.
    در نوشتن شرح وظایف هیچ‌وقت از افعال با لایه حرکتی باز (مثل: و امور مربوطه – و غیره – و امور محوله – و…) استفاده نکنید!

نکته: خواسته‌هایتان صریح و روشن باشند. تا هم شما و هم پرسنل جدیدتان، بتوانید بهترین بهره برداری را از همکاری به وجود آمده داشته باشید.

 

3- افت فروش پس از دوران رشد

عمدتاً در شرکت‌هایی که فروش زیادی را در دوره‌ای تجربه می‌کنند دچار خودبزرگ‌بینی و غرور می‌شوند و همین عامل نه تنها در شرکت‌های کوچک بلکه در شرکت‌های بزرگ نیز باعث به وجود آمدن رکود می‌شود.

حال سؤال اینجاست؟! چرا چنین اتفاقی باید بعد از یک دوره فروش مطلوب (عمدتاً عالی) روی دهد؟

در بیشتر مواقع مدیران پس از کسب موفقیت‌های بزرگ دیگر دست به اقدامات مبتکرانه و خلاقانه نخواهند زد و سعی به حفظ جایگاه از طریق راهبری همان استراتژی‌هایی که موجب موفقیتشان شده دارند.

در دنیای پررقابت امروز زمانی که مجموعه‌ای از مزیتی پرده برداری می‌کند در کمترین زمان ممکن از حالت مزیت انحصاری خارج‌ میشود. دیگر به‌عنوان یک مزیت شناخته نخواهد شد. بلکه به‌عنوان یک ویژگی یا یک باید، در محصول یا خدمات ایفای نقش خواهد کرد.

غرور قبل از انهدام و یک روحیه خودپسندانه قبل از یک سقوط می‌آید.

 

4- تمرکز بیش از حد مدیران بر یک رقیب

سقوط یک بنگاه اقتصادی ، شبیه خط موی پس‌رونده پیشانی، آهسته‌آهسته اتفاق می‌افتد. اما برخلاف از دست دادن مو، مدیران غالباً نمی‌توانند تشخیص دهند که شرکتشان دقیقاً تا چه اندازه در مسیر سقوط بنگاه اقتصادی پیش رفته است!

گاهی تمرکز بیش‌ازحد مدیران بر روی یک رقیب در بازار رقابت، باعث غافلگیر شدن از جانب رقبای دیگر خواهد شد. همانند دو خودروساز بازار ایران (ایران‌خودرو و سایپا) که تمرکز بیش‌ازحدشان نسبت به محصولات و سهم بازار یکدیگر باعث از دست رفتن سهم به سزایی از بازارشان و ورود خودروهای چینی شد.
زمانی که کل افراد سازمان روی یک رقیب واحد اتفاق‌نظر داشته باشند، شاید زمان نگران شدن برای کسب و کار فرارسیده باشد. در صنعت خود نسبت به تغییرات تمام رقبا حساس باشید. چه رقبای موجود و چه رقبایی که قصد ورود به بازار را دارند.

 

5- تمرکز بیش از حد بنگاه بر سهم بازار

زمانی که مدیران بنگاهی بیش‌ازحد بر به‌دست آوردن سهم بازار تمرکز کنند و منابع و سرمایه‌های تهاجمی زیادی را صرف این خواسته خود کنند، حاشیه سود بنگاه را کاهش خواهند داد. این حاشیه سود اندک می‌تواند در طولانی‌مدت ضربه‌ی سختی به کسب وکار آنان وارد نماید.

برای شماره یک بودن در صنعت خود نباید از مرزهای هزینه‌ای خود عبور کنید. شاید در کوتاه مدت سهم بیشتری از بازار را کسب کنید. اما پس از گذر از این استراتژی این رقبای شما هستند که با حاشیه سود بالاتری نسبت به شما جایگاه خود را مستحکم‌تر نموده‌اند! در تبیین استراتژی‌های کسب و کارتان همیشه این جمله را مدنظر داشته باشید که: گرفتن سهم بازار به چه قیمتی؟

در دنیای کسب و کار امروز هر چه میزان شناخت شما از محیط و شرایط درونی و بیرونی سازمانتان بیشتر باشد، به همان میزان به موفقیت بیشتری در مدیریت کسب و کارتان دست خواهید یافت. در این مقاله برآنیم با بررسی علل سقوط بنگاه های اقتصادی و کسب و کارهای ایرانی و خصوصاً نوپا اطلاعاتی در این خصوص در اختیار شما قرار دهیم.

 

6- نام تجاری کسب و کار

تداعی شدن نام مجموعه‌تان به‌عنوان یک محصول می‌تواند مانع بزرگی در تغییر محصولات شما یا جایگزینی و ورود به بازارهای جدید باشد. یا در برخی از نام گذاری‌ها مدیران از حوزه کاری خود که در بدو تأسیس شرکت در آن مشغول به فعالیت هستند استفاده می‌کنند. همین امر باعث می‌شود پس از گسترش سازمان و یا تغییر شرایط کسب وکار، شرکت نتواند به‌راحتی با نشان موجود وارد عرصه‌های دیگر اقتصادی شود!

در نام گذاری کسب وکار خودتان زمان مکفی اختصاص دهید. از به کار بردن محدودیت‌های نام گذاری پرهیز کنید!

 

7- گسترش دایناسوری سازمان

یکی دیگر از علل سقوط کسب و کار و بنگاه اقتصادی ، گسترش سازمان به‌طرف ماقبل و بعد از خود است. یعنی سازمان خود تأمین کننده و خود خرده فروش باشد. این گسترش نیازمند زیرساخت‌ها و سرمایه گذاری‌های کلان میباشد. در شرایط بحرانی و یا تغییر در روند بازار از عملکرد خوبی برخوردار نیستند. تغییر سازمان را دچار اختلال می‌کند. درصورتی‌که زیرساخت لازم جهت هر توسعه‌ای در کسب وکار مهیا نشود، سازمان اصطلاحاً گسترش دایناسوری خواهد داشت!

گسترش دایناسوری به چه معناست؟

سازمان ازلحاظ پرسنل، فضای کسب وکار و امکانات توسعه یافته درصورتی‌که سیستم‌های حاکم بر سازمان از عملکرد خوبی برخوردار نیستند. یا در اغلب موارد با روش‌های سنتی پیش می‌روند. این‌گونه سازمان‌ها همچون دایناسورها، در مقابل تغییرات، چابک نبوده و عمدتاً منقرض خواهند شد. توسعه در هر قسمتی از سازمان چه در حیطه سخت (امکانات، پرسنل، منابع) و چه در حیطه نرم (سیستم‌های کاری، روابط و …) نیازمند تبیین و تعهد در اجرای اصولی راهبردها می‌باشد.

 

8- جذب نیروی انسانی با خصوصیات مشابه

عموماً مدیران سعی می‌کنند افرادی را درون یک سازمان جذب کنند که ازلحاظ فکری همسو و هم‌جهت با سبک رهبری و فکری خویش باشند. یا ارتقا افراد در سازمان به طریقی است که مدیران میانی و عالی‌رتبه سازمان عموماً از داخل سازمان رشد کرده و پله‌های سازمانی و ترقی خود را طی نموده‌اند. این سبک از مدیریت و جذب و پرورش نیروی انسانی می‌تواند همانند یک حباب عمل نموده و سازمان را از اقدامات یا ایده‌های جدید در قالب‌های فکری جدید محروم سازد.

در فضای فکری مشترک دیگر خلاقیت و رویش ایده‌های خارج از چارچوب‌های سازمانی مدون و روتین، ظهور نخواهد کرد. در این‌گونه سازمان‌ها افراد کمتر اقدامات با ریسک پذیری بالا را انجام خواهند داد. ترس از اشتباه و شکست در چنین فضایی حاکمیت داشته و اقدامات بر اساس نظر اکثریت که همان فضای همیشگی است، صورت می‌پذیرد.

محدودیت در جذب نیروی انسانی با افکاری متفاوت و خارج از عرف سازمان باعث رکود در ایده‌های نوین در کسب وکار خواهد شد.

 

9- عدم توانمندی مدیران در مدیریت بهینه سازمان

بر اساس شواهد عینی عمده مدیران از مشکلات کسب وکار خود آگاهی دارند. اما اقدامات لازم را اعمال نمی‌کنند و یا اقداماتشان دیرتر از موعد مقرر انجام می‌گیرد. اقدامات هرچند صحیح و مؤثر درصورتی‌که در زمان معین انجام نگیرند دیگر دارای کارایی و اثربخشی لازم نخواهد بود. و عمدتاً لطمات بیشتری را به سازمان وارد می‌نمایند. سعی کنید اقدامات مربوط به کسب وکارتان را بر اساس برنامه ریزی‌های مدون و مکتوب اعمال نمایید.

 

10- عدم مدیریتِ گروه‌های درون سازمانی

این عامل یکی از مهلک‌ترین موارد سقوط بسیاری از بنگاه‌ های اقتصادی می‌باشد. عدم شناخت و تشخیص گروه‌های درون سازمانی از سوی مدیریت می‌تواند سدی محکم در مقابل توسعه و پیشرفت سازمان باشد. چراکه این گروهک‌ها می‌توانند به‌راحتی تغییرات مدنظر مدیریت را وِتو نموده و باعث بازگشت سریع طرح‌های توسعه‌ای به نقطه صفر گردند.

یکی دیگر از سم‌های مهلک گروه‌های درون سازمانی، عدم پذیرش پرسنل جدید در سازمان می‌باشد. برخوردها، پاپوش‌ها و عدم همکاری این گروه‌ها با عضو جدید، باعث خروج زودهنگام پرسنل جدیدالورود خواهد گردید.

مدیران باید:

هوشمندانه عمل نموده و در مورد ورود اعضاء جدید تدابیر و راهکارهای از پیش تعیین شده‌ای را برای همکاری این گروه‌ها جاری نمایند. تا سازمان از نیروی خلاق تازه‌وارد محروم نگردد.

 

11- بی توجهی به توسعه فروش

در بازار پررقابت مصرفی برای عملکرد خوب (عالی) فاکتورهای کلیدی زیادی موردنیاز است تا یک محصول بتواند از جایگاه خوب در قفسه‌های فروشگاه برخوردار شود. از تیم تولید کننده محصول که باید با توجه به نیاز بازار و همچنین رصد رقبا اقدام به تولید محصولات کنند تا شرکت‌های پخش که باید از تیم‌های قدرتمند و با برنامه مدون فروش، بهره ببرند.
دراین‌بین مشاهده‌شده که بخشی از شرکت‌ها به‌واسطه ایجاد و به‌دست آوردن سهم بازار ایده آل از اقدامات مربوط به توسعه فروش دست کشیده اند. به تثبیت موقعیت خود می‌اندیشند. غافل از این‌که در کسب وکار، عدم پیشرفت برابر است با پس رفت! (چیزی به‌عنوان تثبیت و سکون معنا ندارد).

اگر تمام مراحل تولید و عرضه محصول به خوبی صورت گیرد اما از راهکارهای توسعه فروش استفاده نگردد در مدت کوتاهی محصول، قفسه و جایگاه خود را از دست خواهد داد. رقبا با ارائه راهکارهای بهتر (مانند: آفرها، هدایا و ملزومات ارائه محصول) سهم مجموعه شمارا به‌راحتی از آن خود خواهند نمود.

نکته پایانی:

در کالاهای مصرفی از دست دادن قفسه مناسب در فروشگاه برابر است با از دست دادن سهم قابل‌توجهی از مصرف کنندگان. پس در تمام مراحل توزیع خود فرایند در دسترس بودن برای مشتریان را مدنظر داشته باشد. مشتری درصورتی‌که محصول شمارا در جایگاه خوبی نبیند، محصولتان را فراموش خواهد کرد.

 

برای دریافت اطلاعات بیشتر در رابطه با مدیریت کسب و کار به صفحه مشاوره کسب و کار مدیرنو مراجعه فرمایید.

برای کسب اطلاعات بیشتر با ما در ارتباط باشید.

پیشنهاد مطالعه:

در بهبود مستمر چه ابزارهایی مورد نیاز اند؟
کشف خلاقیت – چگونه خلاقیت را کشف کنیم؟
مدیریت منابع انسانی سازمان

 

ارزیابی عملکرد کارکنان

ارزیابی عملکرد کارکنان یکی دیگر از خدماتی است که توسط مجموعه مدیران نواندیش برای کسب و کارهای تولیدی، بازرگانی و خدماتی انجام می‌شود. ارزیابی عملکرد کارکنان به‌صورت ماهیانه بوده که، در ادامه به شرح کامل موضوع ارزیابی کارکنان خواهیم پرداخت. توضیحات بیشتر+

لوگو مدیران نواندیش

درباره ما

مجموعه مدیران نواندیش متشکل از یک تیم مشاوره کسب و کار به مدیریت جناب آقای علی معبودی می‌باشد. ما در زمینه های استراتژی، بازاریابی، فروش، سیستم سازی، برندینگ و ... خدمات تخصصی ارائه می‌نماییم. پیشنهاد می‌کنیم برای دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه مشاوره کسب و کار مراجعه کنید.