۶ دلیل فرسودگی شغلی و چگونگی جلوگیری از آن

Share on facebook
Share on twitter
Share on whatsapp
Share on print
Share on email
Share on telegram
فرسودگی شغلی

در این مقاله از مدیران نواندیش؛ به ۶ دلیل فرسودگی شغلی و چگونگی جلوگیری از آن می‌پردازیمدرصورتی‌که دائما خسته و ناراحت هستید و احساس درک نشدن از طرف دیگران را دارید، شما دچار فرسودگی شغلی شده‌اید. اما بهترین گزینه برای رفع این مشکل ترک سازمان نیست! شاید حالا وقتش نباشد. یعنی تا زمانی که تلاش‌های هدفمند و هوشمندانه برای نجات خودتان از این موقعیت انجام ندادید نباید به گزینه آخر فکر کنید!

در همین ابتدا ذکر یک نکته خالی از لطف نیست، برخی افراد با اجرای تغییرات کوچک اما مداوم، بارها و بارها توانستند از دام فرسودگی شغلی فرار کنند و هیچ‌وقت به گزینه به‌ظاهر راحت بسنده نکردند، اما تعداد زیادی از افراد شاغل این تناقض‌ها را سدی محکم و غیرقابل نفوذ تلقی کرده و دست از تلاش برمی‌دارند.

به گفته سازمان بهداشت جهانی، مدل‌های مختلفی برای پیش بینی فرسودگی شغلی به‌کار می‌روند که یکی از آن‌ها مدل کار-زندگی میباشد. این مدل ۶ منطقه را به شما معرفی می‌کند، مناطقی که شما در آنها دچار اختلالاتی در کار می‌شوید که نهایتاً منجر به فرسودگی شغلی می‌شود.

دلایل فرسودگی شغلی

۱- فشار کاری

حجم کاری اجرایی شما زمانی که مطابق با پتانسیل یا توان خروجی شماباشد، شما فرصت ریکاوری، رشد و توسعه خودرا خواهید داشت. یا حتی درصورتی‌که حجم کاری شما کمی بالاتر از سطح توانمندی‌هایتان باشد، به‌مرور و باتجربه آموزی تان می‌توانید به پتانسیل بالاتر دست پیدا کنید، این یعنی رشد در مسیر، هرچند باکمی فشار بیرونی!

اما زمانی که حجم کاری‌تان بالاتر از حد توان یا استانداردهایتان شود، در ابتدا زمانی جهت ریکاوری و استراحت مؤثر نخواهید داشت. این معضل شروع مشکلات و عواقب بعدی همچون افت عملکرد، زود رنجی، عصبی بودن مداوم، عدم توجه به‌سلامت و پایین آمدن ضریب آسیب پذیری و حتی تأثیر مستقیم بر کیفیت زندگی شخصی شما خواهد بود.

سؤال اینجاست برای رهایی از این معضل چه راهکاری وجود دارد؟

  1. برنامه ریزی حجم کاری
  2. اولویت بندی کارها
  3. تفویض امور
  4. نه گفتن
  5. رها کردن کمال گرایی

شما می‌توانید با همین ابزارها حجم قابل توجهی از فشار زائد کاری خودرا کاهش دهید. کاهشی که می‌تواند منجر به افزایش راندمان و خروجی‌های شما در فعالیت‌های روزمره‌تان گردد.

فرسودگی شغلی

۲– نداشتن کنترل

نداشتن اختیار می ‌تواند بزرگ‌ترین منبع نارضایتی شماباشد. به‌عنوان‌مثال مدیری را در نظر بگیرید که پس از ساعات کاری هم با پرسنل خود تعاملات کاری داشته و پرسنل باید ۲۴ ساعت و ۷ روز هفته را آماده پاسخگویی باشند. چنین پرسنلی قطعاً احساس خوبی از چیدمان این تعامل نخواهند داشت! حال سؤال اینجاست که برای رفع این مشکل چه باید کرد؟ در ابتدا تشخیص دهید که علت یا علت‌های اصلی چنین وضعیتی چه بوده و در گام بعدی مشخص کردن اقدامات لازم جهت رفع این مشکل است. به مثال مربوطه برگردیم، آیا این امکان وجود دارد که با مدیر جهت آزادسازی زمان استراحت و فراغت کامل از کار صحبت کرد؟ آیا می‌شود منابع بیشتری جهت تنوع انتخاب‌های در دسترس قرارداد؟

آیا این امکان وجود دارد که اولویت‌های خاصی ثابت بماند؟ به‌عنوان‌مثال منتفی شدن تماس‌های کاری بعد از ساعت کاری.

۳– پاداش

درصورتی‌که پاداش‌های دریافتی شغلتان مناسب نباشد، فرقی ندارد مدیرباشید یا پرسنل، نهایتاً به  این نتیجه می‌رسید که تلاش‌هایتان با دریافتی‌تان همخوانی ندارد. به عبارتی ساده‌تر در بده بستان شغلتان سود نمی‌کنید.

خب در چنین مواردی ابتدا باید بررسی کنید که علاقه‌مندی‌تان جهت پاداش دقیقاً چه چیزیست. یعنی چه چیزی شمارا خوشحال می‌کند. جنس مورد تقاضای این پاداش‌ها در هر فردی متفاوت میباشد. شاید فردی با ارتقا یافتن در سازمان، فردی با دریافت بازخوردهای مثبت بیشتر، فردی با تعامل بیشتر با مدیر یا ابراز نظر بیشتر در جلسات و تصمیم گیری‌ها و حتی شاید مرخصی‌های تشویقی بیشتر ارضا شود.

به یاد بسپارید که پاداش‌ها باید متناسب با تمایل هرشخص در شرایط و زمان مناسب ارائه شوند.

برای سنجش فرسودگی شغلی خود و پرسنلتان می‌توانید از  “تست فرسودگی شغلی مسلش”  استفاده کنید.

۴– جامعه

کیفیت محیط و جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کنید و اینکه با چه کسانی کار می‌کنید و آنها چه طرز تفکر یا ایدئولوژی‌ای دارند بسیار مهم است. در بسیاری از موارد نمی‌توانید همکاران یا مشتریانتان را تغییر دهید یا حتی انتخاب کنید! اما می‌توانید کیفیت تعامل خودرا با آنها بالا ببرید. افزایش تعامل با همکاران می ‌تواند شما را از فرسودگی شغلی نجات دهد. از طرفی فرسودگی شغلی هم مثل هر حس دیگری مسریست؛ اما اگر متوجه شدید که چنین متغیرهایی را انجام دادید و تغییری در کیفیت روحی شما ایجاد نشد ناگزیر باید از مجموعه خود جدا شوید. (البته در صورتی‌که پرسنل آن سازمان هستید)

۵– عادلانه بودن

عدالت در برخورد با شما و دیگر بخش‌ها و افراد میتواند شمارا به ادامه همکاری با سازمان دلگرم کند. در ابتدا بررسی کنید که تعامل با شما عادلانه است یا خیر؟ آیا رفتار منصفانه و عادلانه‌ای دریافت می‌کنید؟ مثلاً ضرب العجل شما برای انجام یک کار با دیگران برابر است؟ آیا در صورت تمدید تنها گروه خاصی ضرب العجل هایشان تمدید می‌شود؟ آیا شما به‌اندازه دیگران به منابع دسترسی دارید؟

درصورتیکه چنین پارامترهایی در مجموعه شما رعایت نمی‌شود، باید به دنبال سرنخ‌ها بگردید. باید گفتگو کنید تا چنین مشکلاتی به حداقل خود برسد. گاهی فقط باید درخواست کنید! بیشتر اوقات تا زمانی که درخواستی وجود نداشته باشد، افراد متوجه کاستی نمی‌شوند. پس قبل از هر چیز گفتگو کنید.

۶- عدم تطابق ارزش ها

تفاوت بین ارزش های شما و سازمان می‌تواند یکی از دلایل فرسودگی باشد. در صورتی‌که ارزش های شما و سازمان در یک راستاباشد، نتیجه چیزی جز رشد و توسعه هردو طرف معادله نخواهد بود. قبل از هر کاری بررسی کنید فاصله یا تفاوت ارزش های شما با سازمان به چه مقدار میباشد؟ آیا این امکان برای شما وجود داردکه از ارزش‌هایتان کوتاه بیایید؟ آیا روند تصمیمات سازمان مطابق یا هم‌راستای شماست یا نه؟ آیا مدیران سازمان علاقه‌ای به تغییر دارند؟

درصورتی‌که شما یا مدیرانتان به‌شدت بر روی ارزش‌هایتان پایبندید، باید به دنبال فرصت‌های دیگر کاری باشید. چراکه نه شما خروجی مناسبی برای سازمان رقم می‌زنید و نه آن سازمان می‌تواند پاسخی درخور خواسته‌هایتان داشته باشد. باید بدانید که فرسودگی شغلی معضلی تک منظوره نیست بلکه از چند پارامتر متفاوت ایجاد می‌شود نه فقط از خستگی کار شدید!

در پایان باید خاطرنشان کنم، قبل از اینکه کارتان را ترک کنید ابتدا بررسی کنید کدام عامل باعث ایجاد فرسودگی شغلی‌تان شده، در گام بعدی دست به تغییرات بزنید و در آخر درصورتیکه موفق نشدید برای ترک سازمان اقدام کنید.

برگرفته از : HBR

پیشنهاد مطالعه:

 

0 0 نظر
رتبه مقاله
اشتراک
اطلاع از
0 نظر
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات
0
افکارتو دوست دارم. لطفا کامنتش کن!x
()
x