یادگیری چه نقشی در موفقیت رهبران دارد؟

Share on facebook
Share on twitter
Share on whatsapp
Share on print
Share on email
Share on telegram
یادگیری چه نقشی در موفقیت رهبران دارد

در این مقاله از مدیران نواندیش؛ به نقش یادگیری در موفقیت رهبران می‌پردازیم. امروزه سازمان‌ها هزینه‌های زیادی را در جهت توسعه توانمندی‌های مدیریت و رهبری خرج می‌کنند اما بسیاری از رهبران علیرغم تلاش خود، نمی‌توانند از آموخته‌های خود به نحو احسن در انجام وظایف مدیریت و رهبری بهره ببرند. این بدین معنا نیست که برنامه‌های آموزشی به‌درستی طراحی و اجرا نمی‌شوند، بلکه بدین معناست که مدیریت و رهبری بیشتر به‌صورت تجربی آموخته می‌شود تا به‌صورت تئوری.

مدیریت و رهبری باتجربه بودن منجر به افزایش مهارت‌های فردی نمی‌شود. رهبران هم  معمولاً بر اساس تجاربشان فعالیت‌ها را انجام می‌دهند اما بعضی رهبران اطلاعات کمی در مورد توانمندی‌هایشان و تأثیراتشان بر دیگران دارند.

تحقیقات در مورد بهبود و توسعه‌ی مدیریت و رهبری نشان می‌دهد رهبرانی که مهارت‌های یادگیری بیشتری دارند و همچنین از این مهارت خود استفاده می‌کنند، رهبران قوی‌تری نسبت به همتایان خود هستند. یادگیری حین انجام وظایف مدیریت و رهبری، مهارتی است که به رهبران کمک می‌کند از تجربیات و اشتباهات خود درس گرفته و در ادامه‌ی مسیر، از آن کمک بگیرند.

بر اساس مدل چرخه یادگیری تجربی سوزان اشفورد و اسکات دی رو، رهبرانی که درگیر رشد ذهنی هستند، از طریق سه مرحله از چرخه‌ی یادگیری تجربی عمل می‌کنند.

رهبران

۱. در مرحله نخست، رهبران اهدافی برای یادگیری تعیین می‌کنند:

ممکن است اهداف برای برخی رهبران متقاعدکننده و قابل‌دسترس باشند. رهبران می‌توانند فرصت‌هایی را برای پیشرفت، شناسایی کنند تا بتواند به اهداف برسند. این فرصت‌ها می‌توانند یک پروژه‌ی جدید، یک مأموریت بین‌المللی یا تلاشی ساده در جهت کشف روشی جدید در روال امور روزانه باشد. اهداف، انگیزاننده هستند و رهبران را تحریک می‌کنند تا برای رسیدن به آن اهداف، به روش‌ها و فرصت‌های مختلف، با دیده‌ی ابتکار و خلاقیت بنگرند.

ممکن است اهداف برای برخی رهبران متقاعدکننده و قابل‌دسترس باشند. رهبران می‌توانند فرصت‌هایی را برای پیشرفت، شناسایی کنند تا بتواند به اهداف برسند. این فرصت‌ها می‌توانند یک پروژه‌ی جدید، یک مأموریت بین‌المللی یا تلاشی ساده در جهت کشف روشی جدید در روال امور روزانه باشد. اهداف، انگیزاننده هستند و رهبران را تحریک می‌کنند تا برای رسیدن به آن اهداف، به روش‌ها و فرصت‌های مختلف، با دیده‌ی ابتکار و خلاقیت بنگرند.

۲. در مرحله دوم، استراتژی‌هایی برای رسیدن به اهدافشان پیدا می‌کنند.

 به‌عنوان‌مثال مدیریت و رهبری که به دنبال افزایش مشروعیت باشد، ممکن است به دنبال یادگیری نحوه‌ی صحبت کردن یا نوع زبان بدن در هنگام ارتباط با کارمندان باشد. یکی از راه‌های سرمایه گذاری در جهت آموزش رهبران و ایجاد فرصت‌های یادگیری، می‌تواند داشتن یک مربی یا راهنما باشد. مربی نیز می‌تواند به‌عنوان بازخورد دهنده یا منتقد عمل کند.

۳. درنهایت رهبرانی که همیشه دنبال یادگیری هستند، بی‌پروا اقدام می‌کنند.

رهبران یادگیرنده، مصمم هستند از اقدامات خود چیزهای جدید یاد بگیرند لذا بی‌مهابا اقدام می‌کنند و از نتایج درس می‌گیرند. بازتاب کاری که رهبران می‌خواهند انجام دهند، باید پیش از اقدام ارزیابی شود.

اینکه از اقدامات مدیریت و رهبری ، نتایج بهتری در آینده حاصل شود، از اهمیت بالایی برخوردار است. درک اصول تئوری برای سازمان‌ها مهم نیست؛ این مهم است که بدانند توسعه‌ی مهارت‌های مدیریت و رهبری ، الزاماً اقدامات هزینه برداری نیستند. مهارت‌های مدیریت و رهبری می‌تواند به‌طور سیستماتیک آموخته و به‌کار گرفته شوند. همچنین در یادگیری تجربی، تکرار اشتباه نیز باید به حداقل برسد. اشتباهی که منجر به یادگیری نشود، تکرار خطا را به دنبال دارد. اما با درس گرفتن از اشتباهات، درواقع از فرصت‌های یادگیری استفاده می‌شود.

برای اینکه مانند رهبران بزرگ دنیا تبدیل به اسطوره‌ای فراموش نشدنی شوید، نکات مقاله “چگونه به مدیریت و رهبری اسطوره تبدیل شوید؟” از مدیران نواندیش، را تمرین کنید.

رهبران چگونه می‌توانند از مدیریت و رهبری یادگیرنده استفاده کنند؟

مدیریت و رهبری یادگیرنده ، یادگرفتن مهارت‌های مدیریت و رهبری در حین مدیریت و رهبری است. رهبران باید صرفاً به‌جای انجام‌وظیفه، شکست خود را نشانه‌ای از عدم توسعه‌ی کافی دیده و در جهت ارتقای توانایی‌های مدیریت و رهبری گام بردارند. رهبران می‌توانند دائماً به دنبال فرصت‌هایی باشند تا استعدادهای ذاتی خود را عملی کرده تا اعتمادبه‌نفس بیشتری به‌دست آورند.

یک رهبر می‌تواند به‌سادگی از خود بپرسد “آیا من در حال یادگیری هستم؟”. دریافت بازخورد از همکاران، می‌تواند نشانه‌ای قدرتمند از وجود یادگیری یا عدم وجود آن باشد. مدیریت و رهبری که در اقدامات او، نشانه‌های بهبود و کاهش اشتباه و خطا دیده شود، واضح است که یادگیری انجام‌شده است.

نکته‌ی حائز اهمیت، اعمال آموخته‌ها در اقدامات بعدی است. در تعریف یادگیری، تغییر در رفتار، به‌عنوان نشانه‌ای از حصول یادگیری نام‌برده می‌شودبه‌عبارت‌دیگر، صرف یادگیری تئوری ملاک نیست. بلکه باید تغییر در رفتار و عملکرد مشاهده شود تا تحقق یادگیری به اثبات رسد.

رهبران چگونه می‌توانند همیشه در حال یادگیری باشند؟

رهبران سازمان می‌توانند تمرکز به پیشرفت بیشتر را جایگزین مقایسه خود با دیگران کنند. مقایسه‌ی عملکرد خود با دیگران، بدون تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف فردی و کاری، مزیتی برای رهبر ندارد. رهبران می‌توانند اشتباهات خود را تفسیر کنند و از آن‌ها به‌عنوان فرصت‌های یادگیری بهره بگیرند.

در استخدام و ارتقای مدیریت و رهبری ، ارجحیت به کسانی داده می‌شود که به دنبال رشد و توسعه‌ی شغلی و فردی هستند. این‌گونه افراد می‌توانند نشانه‌ها و فرصت‌های پیشرفت را در سازمان یافته و از آن‌ها به نحو احسن بهره ببرند. پروژه‌های سازمانی می‌تواند موقعیت مناسبی برای یادگیری به وجود بیاورد اما جذب فرصت از نشانه‌های مهم افراد علاقه‌مند به یادگیری است.

افرادی که رشد و توسعه‌ی فردی را در اولویت وظایف کاری خود قرار می‌دهند، درواقع با به‌کارگیری پتانسیل یادگیری خود، توأمان باعث ارتقا و بهبود عملکرد شغلی خود نیز می‌شوند. برای شناسایی توان بالقوه رشد و توسعه در افراد می‌توان از تست‌های استاندارد روانشناسی بهره جست. ارزیابی عملکرد و سیستم‌های پاداش، رهبران را به سمت تمرکز بر توسعه‌ی روزافزون قابلیت‌های مدیریت و رهبری سوق می‌دهد.

 

جهت ارتباط با مشاوران ما می‌توانید با شماره ۳۴۹۳۴۰۱۳ تماس گرفته و یا از طریق صفحه مشاوره مدیران نواندیش با ما در ارتباط باشید.

 

0 0 نظر
رتبه مقاله
اشتراک
اطلاع از
0 نظر
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات
0
افکارتو دوست دارم. لطفا کامنتش کن!x
()
x