آموزش زبان تجاری (درس سی و سوم)

Share on whatsapp
Share on print
Share on email
Share on twitter
Share on telegram

آموزش زبان تجاری (درس سی و سوم) » در این درس از آموزش زبان تجاری، به بررسی واژه های بهره وری، مشارکت و رهبر پرداخته و مثال هایی در خصوص سه لغت یاد شده ارائه می دهیم.

۱)productivity(بهره وری)

تعریف:

اندازه گیری بازده یک فرد، ماشین، کارخانه، سیستم، و غیره در تبدیل ورودی به خروجی مفید است.

مثال :

[latin-p]1-Knowing the productivity levels of all of your employees will help you to figure out who to keep and who to let go.[/latin-p]

1- دانستن سطح بهره وری کارمندانتان به شما کمک می کند تا بدانید چه کسانی را باید حفظ کرد و چه کسانی را اخراج کنید.

[latin-p]2-The productivity of the individual was unmatched in the department so we decided to keep him during the lay offs.[/latin-p]

2- بخاطر بهره وری بالای او، تصمیم گرفته شد که در طول اخراج ها حفظ شود.

[latin-p]3- My company was doing great in the area of productivity and we were selling more than we had initially even though.[/latin-p]

3- شرکت من از نظر بهره وری، به طور عالی عمل می کرد و ما به فروشی بیش از حد معمول دست یافتیم.

 ۲)partnership(مشارکت)

تعریف :

نوعی از کسب و کار که در آن دو نفر یا بیشتر سرمایه، مهارت ها و دیگر منابع را با یکدیگر به اشتراک گذاشته و تحت یک قرارداد مشترک در سود و زیان کار با هم به توافق می رسند.

 مثال :

[latin-p]1-The partnership between the two men was going along smoothly they had just pooled the money between the two of them and paid the deposit for the building that would house their second store.[/latin-p]

1- مشارکت بین دو نفر به خوبی پیش می رفت و آنها پولشان را به اشتراک گذاشته و سپرده ای برای ساختمان فروشگاه دومشان پرداخت کرده بودند.

۳)leader(رهبر)

تعریف :

 شخصی که دارای یک موقعیت غالب و یا برتر در زمینه خود بوده و قادر به اعمال یک درجه بالایی از کنترل و نفوذ خود به دیگران است.


[latin-p]1-She wanted to be the leader of the group, because she thought that she had the best ideas out of anybody.[/latin-p]

1- او می خواست رهبر گروه شود، چون فکر می کنرد که ایده های بهتری از دیگران دارد.

[latin-p] 2-Since she has trouble making decisions and asserting herself, it is hard for her staff to see her as an effective leader.[/latin-p]

2- چون او در تصمیم گیری و اثبات خود دچار مشکل بود، کارکنانش نمی توانستند به او به عنوان یک رهبر موثر نگاه کنند.

*اگر سوالی در مورد ۳ لغت توضیح شده در این درس دارید یا لغت جدیدی در متن برایتان نا آشناست، از طریق بخش نطرات با ما در میان بگذارید تا کارشناسان مجموعه  در اسرع وقت توضیحات کامل در اختیارتان قرار دهند.

0 0 نظر
رتبه مقاله
اشتراک
اطلاع از
2 نظر
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات
2
0
افکارتو دوست دارم. لطفا کامنتش کن!x
()
x