چرا کسب‌ و کار شما هنوز در حال تلاش و مبارزه است؟

Share on facebook
Share on twitter
Share on whatsapp
Share on print
Share on email
Share on telegram
چرا کسب‌ و کار شما هنوز در حال تلاش و مبارزه است؟

در این مقاله از مدیران نواندیش؛ به اینکه چرا کسب و کار شما هنوز در حال تلاش و مبارزه است می‌پردازیم. بیایید با حقیقت روبرو شویم، کارآفرینی سخت است. مهم نیست شما چقدر برای رسیدن به اهدافتان تلاش می‌کنید، شاید لحظاتی احساس کنید که به هیچ موفقیتی نمی‌رسید و فقط در حال دست‌وپا زدن هستید. درواقع، بسیاری از صاحبان کسب و کار هنوز بر اصول ناپایدار و بی‌ثبات تأکیددارند و از اینکه چرا شرکت‌هایشان پیشرفت نمی‌کنند، ناامید می‌شوند.

تجربه‌ها درزمینهٔ مشاوره به کسب و کارهای کوچک نشان داده، دلیل اینکه شرکت‌ها به اهداف تعیین‌شده‌شان نمی‌رسند تلاش کم نیست. برعکس، اکثر صاحبان کسب و کارهای کوچک تمام زمان، پول و انرژی خودرا صرف شرکت می‌کنند و ادامه می‌دهند و کوتاه نمی‌آیند. پس چرا هنوز کسب و کار شما با ایده‌های فوق‌العاده به نتیجه نرسیده و در حال تلاش و مبارزه است؟ و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توانید آن را در مسیر درست قرار دهید؟

۱– فرآیند فروش شما قابل پیش‌بینی نیست.

فروش نیروی حیاتی هر کسب و کاری میباشد و معمولاً این ایده دور از ذهن نیست. اگر شما یک راه قابل پیش‌بینی برای فروش نداشته باشید، یعنی کسب و کارتان پایدار نیست. این سؤالات را از خودتان بپرسید تا تعیین نمایید آیا روند فروش شما نیاز به توجه بیشتردارد:

۱– آیا رهبری و راهنمایی‌های مداوم من در رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی‌شده تأثیرگذار میباشد؟

۲– آیا برنامه و راهنمایی‌های من برای چشم‌انداز آینده منجر به دستیابی ما به مشتری ایده آل و یا دارای حداقل شرایط شده ؟

۳– به چه میزان رهبری و راهنمایی‌های من در کسب و کار منجر به جذب مشتری شده ؟ چگونه می‌توان این تعداد را افزایش داد؟

براساس پاسخ‌های شما مشخص می‌شود که چه مواردی باید در فرآیند فروش اصلاح شوند. اگر شما به اطلاعات مناسبی دسترسی دارید، پس بر میزان افزایش مکالمات تمرکزکنید. تنها ۲۱ درصد بهبود، میزان درآمدتان را به میزان قابل‌توجهی افزایش می‌دهد.

۲-شما از یک روند ثابت و پیوسته در کسب و کار خود پیروی نمی‌کنید.

تصورکنید شما یک کمپین تبلیغاتی جدید راه‌اندازی می‌کنید و ساعت‌ها تلاش می‌کنید تا با ایجاد تغییرات به بهترین نتایج دست‌یابید. متوجه می‌شوید که چه مواردی در رسیدن به اهدافتان تأثیرگذار هستند و هیجان‌زده می‌شوید. پس از تلاش‌های مکرر برای دستیابی به چشم‌انداز، درنهایت به آن‌ها دست خواهید یافت اما درنهایت با ترس می‌گویید به آن علاقه‌مند نیستید.

اگر شما همانند بسیاری از صاحبان کسب و کار باشید تصمیمتان این خواهد بود که این برنامه موجب پیشرفت و توسعه کسب‌وکارتان نمی‌شود. در مورد کارها و تلاش‌های بی‌فایده صحبت می‌کنید. یکی از مهم‌ترین مواردی که باید در مواجهه با چشم‌اندازها درک نمایید اینست که علاقه‌مند نبودن تقریباً به معنای بی‌علاقگی نیست. اگر درنهایت به موفقیت دست‌یابید، به این معنیست که حداقل علاقه‌ای وجوددارد. جملاتی که بی‌علاقگی شمارا نشان می‌دهند یکی از چهار موارد زیر هستند:

– من اطلاعات کافی برای تصمیم‌گیری ندارم.

– هنوز به تو اطمینان ندارم.

– از عهده آن برنمی‌آیم.

– نه در حال حاضر.

آیا متوجه شده‌اید که هیچکدام از این موارد آشکار و هویدا نیستند و به این معنیست که برای رسیدن به فروش باید کمی بیشتر کارکنیدبااین‌حال، بدون یک سیستم پیگیر منظم برای آموزش، توسعه و ایجاد اعتماد برای دستیابی به چشم‌انداز، زمانی که مطمئنید مشتری از شما خرید خواهد کرد، آنها از شخص دیگری خرید می‌نمایند.

بقای مداوم و موفقیت همیشگی یک کسب و کار به‌شدت به مدیریت این نیروهای داخلی و خارجی بستگی دارد. غفلت از این موارد می‌تواند باعث از بین رفتن هر کسب و کاری شود، حال هرچقدر هم که بزرگ و قوی باشند! در مقاله “۷ استراتژی اساسی برای مدیریت کسب و کار در حال مرگ ” از مدیران نواندیش، به نکات مهمی در این خصوص پرداخته‌ایم.

kjd[i

۳– شما پیگیر معیارهای کسب و کار خود نیستید.

تقریباً همه صاحبان کسب و کارها تمایلی ندارند که به‌طور مرتب پیگیر همه جوانب کارشان باشند. این موضوع آزاردهنده هست. چون پیگیری، گام ضروری برای ایجاد یک کسب و کار قادر به رشد قابل پیش‌بینی است.

در نظر بگیرید با توجه به تحقیقات انجام‌شده، شرکت‌هایی که در مورد شاخص‌های عملکردی کلیدی شان کمتر می‌دانند. کمتر احتمال دارد که به اهدافتان دست یابند. درواقع، ۷۴ درصد از شرکت‌هایی که به اهداف درآمدی شان دست نیافته‌اند، بازدیدکنندگان، برنامه یا فرصت‌های فروش خودرا نمی‌شناختند. انگیزه‌ای برای پیگیری کارشان نداشتند.

اگر شما ندانید به چه برنامه‌هایی نیاز خواهید داشت، چند درصد از آن‌ها اجرا می‌شوند، هزینه‌های خرید به ازای هر مشتری یا طول دوره فروش چه مقدار هست، چگونه می‌توانید نقاط ضعف خودرا مشخص و آن‌ها را برطرف نمایید؟ چگونه می‌ توانید نقاط قوت خودرا شناسایی و برای آن‌ها مقیاس تعیین کنید؟ هنگامی‌که جایگاه خودرا ندانید، هیچ طرح و نقشه‌ای برای رشد و توسعه آن نخواهید داشت و در یک چرخه تکرار قرار می‌گیرید.

۴– شما به مشتریان خود نمی‌فروشید.

اگر از بیشتر صاحبان کسب و کار بپرسید بهترین راه برای افزایش درآمد چیست؟ اکثراً می‌گویند دستیابی به مشتری‌های بیشتر. این روش قطعاً یکی از راه‌های افزایش درآمد میباشد. ولی مسلماً سریع‌ترین یا کارآمدترین نیست.

همه ما می‌دانیم فروختن به کسی که همیشه از شما خرید می‌کند، نسبت به یک مشتری جدید راحت‌تر است. مشتریان قدیمی، شمارا می‌شناسند و به‌راحتی اعتماد می‌کنند. مهم‌تر از همه، آن‌ها اهمیت آنچه شما ارائه می‌دهید را درک کرده و ثابت کرده‌اند که خریدار واقعی هستند.

حتی هنوز هم بسیاری از شرکت‌ها توجه کافی به افزایش فروش به مشتریان فعلی یا برقراری ارتباط دوباره با مشتریان گذشته ندارند. کدام‌یک از محصولات یا خدمات شما می‌تواند به ارتقا ارزش مشتری کمک نماید؟ چه مزایای دیگری می ‌توانید به خریدارانتان ارائه دهید؟ با تمرکز بر روی مشتریان فعلی میتوانید با افزایش درآمد هزینه‌ها را کاهش دهید. از همه مهم‌تر، می‌توانید بلافاصله نتایج را ببینید.

کسب-و-کار

اگر شما کسب و کار خودتان را بشناسید می‌توانید از این برنامه‌ها بهره ببرید. اکنون زمان مناسب برای شروع کار هست. اگر به نظر می‌رسد همزمان به بهبود چندین جنبه از شرکت مشغول هستید، سعی کنید با آن مورد که بیشترین تأثیر را دارد شروع کرده و راهتان را ازآنجا ادامه دهید.

در صورت لزوم، در حالی که بر روی سایر جنبه‌های کسب و کار تمرکز دارید، از کمک‌های بیرونی برای اجرای تغییرات بهره بگیرید. مهم‌ترین چیز اینست که بتوانید از یک بینش جدید برای ایجاد ثبات در کار استفاده کنید. بر اقدامات صحیح و متمرکز برای تقویت نقاط ضعفتان تمرکزکنید.

منبع: forbes

پیشنهاد مطالعه:

0 0 نظر
رتبه مقاله
اشتراک
اطلاع از
0 نظر
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات
0
افکارتو دوست دارم. لطفا کامنتش کن!x
()
x